خواص تغذیه ای عسل از دیدگاه قرآن کریم

سلامت/ خواص تغذیه ای عسل از دیدگاه قرآن کریم

عسل غذای شیرینی است که اغلب به صورت مایع بوده و از زنبور عسل به دست می‌آید. در قرآن کریم از مواد غذایی مختلفی نام برده شده است، اما تنها در مورد عسل است که آن را «شفا» نامیده است.
قال الله تعالی:« و اوحی ربک الی النحل ان اتخذی من الجبال بیوتا و من الشجر و مما یعرشون ثم کلی من کل الثمرات فاسلکی سبل ربک ذللاً یخرج من بطونها شراب مختلف الوانه فیه شفاء للناس».(و پروردگار تو به زنبور عسل وحی و الهام غریزی نمود که ‌از کوه ها و ثمرات گلها بخور و راه هایی را که پروردگارت برای تو تعیین کرده است به راحتی بپیما؛ از درون شکم نوشیدنی با رنگ‌های مختلف خارج می‌شود که در آن شفا برای مردم است.)

کتایون باقری مشاور تغذیه و رژیم درمانی در مورد ارزش غذایی عسل به شفقنا(پایگاه بین المللی همکاری های خبری شیعه) می گوید: عسل از جمله مواد غذایی مفید و شفا بخش برای بدن است که با توجه به گونه های گیاهی و نکتار تولید شده توسط زنبور دارای رنگ ها و طعم های متفاوت است.

عسل حاوی قند های  طبیعی  فروکتوز، گلوکز و همچنین آب، پتاسیم، ویتامین های C،D،A و k است.هر یک قاشق غذا خوری عسل حاوی ۲۵ میلی گرم پتاسیم است.

عسل علاوه بر اینکه دارای طعم شیرینی است و از آن به عنوان یک شیرین کننده طبیعی می توان استفاده کرد. دارای آنتی اکسیدان ها و همچنین آنزیم های مفید برای بدن نیز هست.

مصرف عسل در مقدار محدود برای بیماران دیابتی و افرادی که قصد کاهش وزن دارند  با توصیه کارشناس تغذیه همراه با منابع حاوی پروتیین و کلسیم مانند شیر مفید است.

همچنین عسل حاوی ۲۲ اسید آمینه و موا معدنی مفید برای بدن است که سبب تنظیم سوخت و سازدر بدن و همچنین تنظیم خواب می شود. بنابر این مصرف متعادل آن می تواند به کنترل وزن و در افرادی که مشکل خواب شبانه دارند،  کمک نماید.

به علاوه مصرف عسل در افرادی که با مشکل  سرفه های شبانه روبرو هستند، می تواند موثر باشد. از خواص دیگر این ماده غذایی مفید که در قرآن کریم از آن یاد شده می توان به نقش آن در بهبود بیماران گوارشی مانند کولیت عصبی  اشاره کرد.

مصرف عسل سبب تقویت سیستم ایمنی می شود، بطوری که تحقیقات نشان می دهد استفاده از عسل سبب کاهش تب و پیشگیری از سرطان می شود.

در مجموع، همانگونه که در قرآن کریم به اثرات شفا بخش عسل اشاره شده، مصرف این ماده غذایی برای پیشگیری و درمان بسیاری از بیماری ها موثر است و مصرف آن برای تداوم سلامت به تمام مردم توصیه می شود.

.shafaqna.com

خوردنی‌های حرام در آیات قرآن

آنچه که انسان می‌خورد و می‌نوشد در روح و روان و نیز جسم او تأثیرگذار است، از این رو خداوند متعال برخی از آنها را حرام و برخی دیگر را حلال کرده است. آنچه که در این نوشتار مورد تأکید است، آشنایی با خوردنی‌های حرامی است که در دو سوره بقره و مائده به آن اشاره شده است.

در این دو سوره حدود دوازده خوردنی و آشامیدنی مورد نهی قرار گرفته بود. نکته قابل اهمیت در این خوردنی‌های حرام این است که برخی از آنها به دلیل منافات داشتن با روح توحید و یگانه‌پرستی مورد نهی قرار گرفته‌اند که خود نشان از تأکید دین اسلام بر مسئله توحید در تمام محورهای زندگی فردی و اجتماعی انسان دارد.

مقدمه

خداوند با آفرینش انسان، رزق و روزی او را هم همراهش آفریده است. همانطوری که غذا در رشد و تقویت جسم انسان تأثیر می‌گذارد، در روح و روان او هم اثر به سزایی دارد، از این رو خداوند حکیم و متعال، بعضی خوردنی‌ها را بر ما حرام کرده است تا اثرات بد آنها در بدن و روح ما تأثیرگذار نباشد.
اگرچه علم امروز اثرات منفی غذاهای حرام در روح و روان انسان را کمتر متوجه شده، امّا اثرات منفی بعضی از آنها در سلامتی جسم انسان را به خوبی ثابت کرده است و این خود دلیلی بر اعجاز علمی قرآن می‌باشد. در قرآن کریم آیات متعددی درباره خوردنی‌های حرام ذکر شده است، و ما در این بحث به بررسی آن خوردنی‌ها در دو سوره بقره و مائده می‌پردازیم.

خوردنی‌ های حرام

مواد و غذاهایی که خداوند آنها را در دو سوره بقره و مائده بر ما حرام کرده است، عبارتند از:

۱- مردار

منظور از مردار، مرده‌ی هر حیوانی است که خدا، گوشت آن را حلال نموده است، خواه از چهارپایان باشد یا پرندگان؛ و نیز وحشی یا اهلی بودن تفاوت نمی‌کند. با این بیان، خوردن «مردار» و بهره‌وری‌های دیگر از آن حرام است.

خداوند متعال در این باره می‌فرماید:

«حُرِّمَتْ عَلَیْکُمُ الْمَیْتَةُ ‏…»[۱] «مردار بر شما حرام شده است.»

فلسفه تحریم گوشت مردار

بدون شک خداوند حکیم بدون دلیل چیزی را حرام نمی‌کند، از این رو اگر گوشت مردار را حرام کرده است، به دلیل مفاسد و مضراتی است که در آن وجود دارد.
افزون بر این که پیشوایان دین در روایات اسلامى زیان‌هاى مردار را یادآور شده‌اند، پیشرفت‌هاى علمى بشر نیز پرده از روى آن مضرات برداشته است.

در این باره امام صادق علیه السلام فرمود:
«اما المیتة فانه لم ینل منها احد الا ضعف بدنه، و ذهبت قوته، و انقطع نسله و لا یموت آکل المیتة الا فجاة»[۲]
«به کسی از گوشت مردار نمی‌رسد، مگر آنکه بدنش ضعیف و نسلش قطع می‌شود و خورنده گوشت خوک به طور ناگهانی می‌میرد.»این مفاسد ممکن است به خاطر آن باشد که دستگاه گوارش نمى‏تواند از مردار خون سالم و زنده بسازد، افزون بر آن، مردار کانونى است از انواع میکرب‌ها، اسلام علاوه بر اینکه خوردن گوشت مردار را تحریم کرده، آن را نجس هم دانسته تا مسلمانان کاملا از آن دورى کنند.[۳]

۲- خون

خداوند متعال در این باره می‌فرماید:

«حُرِّمَتْ عَلَیْکُم ‏… الدم …»[۴]«خون بر شما حرام شده است.»

در جاهلیت، خون حیوان را بر روده‌ی بزرگ آن می‌ریختند و پس از آماده ساختن می‌خوردند. امّا با نزول قرآن شریف، خون ریخته شده تحریم گردید، امّا اندک خونی که به گوشت آلوده می‌شود و یا خونی که در جگر سیاه به صورت گوشت درآمده، روا شناخته شد.

حکمت تحریم خوردن خون

خون‌خوارى هم زیان جسمى دارد و هم اثر سوء اخلاقى، چرا که خون از یک سو ماده کاملا آماده‏اى است براى پرورش انواع میکرب‌ها.

تمام میکرب‌هایى که وارد بدن انسان مى‏شوند به خون حمله مى‏کنند، و آن را مرکز فعالیت خویش قرار مى‏دهند، به همین دلیل گلبول‌هاى سفید که پاسداران و سربازان کشور تن انسان هستند همواره در منطقه خون پاسدارى مى‏کنند تا میکرب‌ها به این سنگر حساس که با تمام مناطق بدن ارتباط نزدیک دارد راه پیدا نکنند، مخصوصا هنگامى که خون از جریان مى‏افتد و به اصطلاح مى‏میرد، گلبول‌هاى‏ سفید از بین مى‏روند و به همین دلیل میکرب‌ها که میدان را خالى از حریف مى‏بینند به سرعت زاد و ولد کرده گسترش مى‏یابند، بنا بر این اگر گفته شود خون به هنگامى که از جریان مى‏افتد آلوده‏ترین اجزاى بدن انسان و حیوان است، گزاف گفته نشده است.

از سوى دیگر امروز در علم غذاشناسى ثابت شده که غذاها از طریق تاثیر در غده‏ها و ایجاد هورمون‌ها در روحیات و اخلاق انسان اثر مى‏گذارند، از قدیم نیز تاثیر خون‌خوارى در قساوت و سنگدلى به تجربه رسیده، و حتى ضرب المثل شده است.[۵]

امام صادق علیه السلام در این باره فرمود:
«خداوند خون را حرام کرد، زیرا [تغذیه از خون] سبب فساد بدن‌ها و موجب پیدا شدن آب زرد و بوى متعفّن دهان و بد بو شدن شخص و بد خلق شدن وى و سخت دل شدن و کم مهر گردیدن نسبت به دیگران مى‏گردد حتى کار به جایى مى‏رسد که فرزند به واسطه تغذیه از آن پدر و دوست و همسرش را به قتل مى‏رساند.»[۶]

۳- گوشت خوک

خداوند متعال در این باره می‌فرماید:
«حُرِّمَتْ عَلَیْکُم ‏… و لحم الخنزیر …»[۷] «گوشت خوک بر شما حرام شده است.»

آیه شریفه گوشت خوک را به صورت جداگانه تحریم می‌کند تا روشن سازد که خوک و گوشت آن به طور کلّی حرام است، خواه مردار باشد و یا نباشد؛ البته حیواناتی چون سگ و گربه و میمون و… نیز این گونه‌اند؛ امّا بدان دلیل به گوشت خوک تصریح شده است که مردم بیشتر به خوردن آن علاقه نشان می‌دهند، نه دیگر حیوانات همانند آن.

فلسفه تحریم گوشت خوک

خوک حتى نزد اروپائیان که بیشتر گوشت آن را مى‏خورند سمبل بى‏غیرتى است، و حیوانى کثیف است. خوک در امور جنسى فوق العاده بى‏تفاوت و لا ابالى است و علاوه بر تاثیر غذا در روحیات که از نظر علم ثابت است، تاثیر این غذا در خصوص لاابالیگرى در مسائل جنسى مشهود است.

در شریعت حضرت موسى علیه السلام حرمت گوشت خوک نیز اعلام شده است، چنانکه در تورات آمده است:
«خوک … نشخوار نمی‌کند این برای شما نجس است. از گوشت آنها مخورید و لاش آنها را لمس مکنید اینها برای شما نجس‌اند»[۸]
و در اناجیل گناهکاران به خوک تشبیه شده‏اند، و در ضمن داستان‌ها مظهر شیطان خوک معرفى شده است.

جاى تعجب است که بعضى با چشم خود مى‏بینند از یک سو خوراک خوک نوعا از کثافات و گاهى از فضولات خودش است و از سوى دیگر براى همه روشن شده که گوشت این حیوان پلید داراى دو نوع انگل خطرناک بنام کرم «تریشین» و یک نوع کرم «‏کدو» است باز هم در استفاده از گوشت آن اصرار مى ‏ورزند.

تنها کرم «تریشین» کافى است که در یک ماه ۱۵ هزار تخم‏ریزى کند و در انسان سبب پیدایش امراض گوناگونى مانند کم خونى، سرگیجه، تب‌هاى مخصوص اسهال، دردهاى رماتیسمى، کشش اعصاب، خارش داخل بدن، تراکم پیه‏ها، کوفتگى و خستگى، سختى عمل جویدن و بلعیدن غذا و تنفس و غیره گردد.

در یک کیلو گوشت خوک ممکن است ۴۰۰ میلیون نوزاد کرم «تریشین» باشد و شاید همین امور سبب شد که چند سال قبل در قسمتى از کشور روسیه خوردن گوشت خوک ممنوع اعلام شد.

آرى آئینى که دستوراتش به مرور زمان جلوه تازه‏اى پیدا مى‏کند آئین خدا و آئین اسلام است.

بعضى مى ‏گویند با وسائل امروز مى‏توان تمام این انگل‌ها را کشت و گوشت خوک را از آنها پاک نمود، ولى به فرض که با وسائل بهداشتى با پختن گوشت خوک در حرارت زیاد انگل‌هاى مزبور به کلى از میان بروند باز زیان گوشت خوک قابل انکار نیست، زیرا طبق اصل مسلمى که اشاره شد گوشت هر حیوانى حاوى صفات آن حیوان است و از طریق غده ‏ها و تراوش آنها (هورمونها) در اخلاق کسانى که از آن تغذیه مى‏کنند اثر مى‏ گذارد، و به این ترتیب خوردن گوشت خوک مى‏تواند صفت بى‏بند و بارى جنسى و بى اعتنایى به مسائل ناموسى را که از خصائص بارز نر این حیوان است به خورنده آن منتقل کند.

و شاید یکى از علل بى ‏بند و بارى شدید جنسى که در کشورهاى غربى حکومت مى‏ کند همان تغذیه از گوشت این حیوان آلوده باشد.[۹]

۴- حیوان با ذبح غیر اسلامی

خداوند متعال در این باره می‌فرماید:
«حُرِّمَتْ عَلَیْکُمُ الْمَیْتَةُ … وَ ما أُهِلَّ لِغَیْرِ اللَّهِ بِه»[۱۰]
« مردار و … هر حیوانى که به هنگام کشتنش نام دیگرى جز اللّه را بر او بگویند، بر شما حرام شد.»

از این آیه دانسته می‌شود که هر حیوان حلال گوشتی که به نام غیر خدا ذبح شود و یا در کشتار آن، مقررات شرعی رعایت نگردد و یا به دست کافران کشته شود، حرام است و خوردن گوشت آن نارواست.

حکمت تحریم اکل حیوان با ذبح غیر اسلامی

آیا بردن نام خدا یا غیر خدا، هنگام ذبح، از نظر بهداشتى در گوشت حیوان اثر مى‏ گذارد؟!

در پاسخ باید گفت نباید فراموش کرد که لازم نیست نام خدا و غیر خدا در ماهیت گوشت از نظر بهداشتى اثرى بگذارد، زیرا محرمات در اسلام روى جهات مختلفى است، گاهى تحریم چیزى به دلیل بهداشت و حفظ جسم است، و گاهى به دلیل تهذیب روح و زمانى نیز به دلیل حفظ نظام اجتماع، و تحریم گوشت‌هایى که به نام بت‌ها ذبح مى‏شود در حقیقت جنبه معنوى و اخلاقى و تربیتى دارد، آنها انسان را از خدا دور مى ‏کند، و اثر روانى و تربیتى نامطلوبى دارد، چرا که از سنت‌هاى شرک و بت پرستى است و تجدید کننده خاطره آنها می‌باشد.[۱۱]

تحریم موضوعات چهارگانه ـ مردار، خون، خوک، حیوان با ذبح غیر شرعی ـ در چهار سوره از قرآن ذکر شده است که دو مورد از آن در مکه (انعام- ۱۴۵ و نحل ۱۱۵) و دو مورد آن در مدینه نازل شده است (بقره- ۱۷۳ و مائده- ۳).

چنین به نظر مى ‏رسد که نخستین بار اوائل بعثت بود که تحریم این گوشت‌هاى حرام اعلام شد، و دومین بار اواخر اقامت پیامبر (ص) در مکه، و سومین بار در اوائل هجرت در مدینه و بالاخره چهارمین بار در اواخر عمر پیامبر در سوره مائده که از آخرین سوره قرآن است بیان شده است.[۱۲]

این طرز نزول آیات که بى ‏سابقه یا کم سابقه است، به خاطر اهمیت این موضوع و خطرات جسمى و روحى فراوان آن است و نیز به خاطر آلودگى زیاد مردم آن روز به آن بوده است.[۱۳]

۵- حیوان خفه شده

خداوند متعال در این باره می‌فرماید:
«حُرِّمَتْ عَلَیْکُمُ الْمَیْتَةُ … وَ الْمُنْخَنِقَةُ »[۱۴]
« مردار و … حیوانات خفه‌شده بر شما حرام شد»

به باور برخی، منظور از واژه‌ی «منخنقه» آن حیوانی است که سرش را میان دو قسمت درخت در فشار قرار دهند تا خفه شود. و به باور برخی دیگر، حیوانی است که با ریسمان شکارچی و دام خفه گردد.

«ابن عباس» می‌گوید: در جاهلیت، حیوان را خفه می‌کردند و گوشت آن را می‌خورند.[۱۵]

در بعضى از روایات نقل شده که مجوس مخصوصاً مقید بودند که حیوانات را از طریق خفه کردن آنها بکشند سپس از گوشتشان استفاده کنند.[۱۶] بنا براین ممکن است آیه ناظر به وضع آنها نیز باشد.

۶- حیوان کتک خورده

خداوند متعال در این باره می‌فرماید:
«حُرِّمَتْ عَلَیْکُمُ الْمَیْتَةُ … و الْمَوْقُوذَة»[۱۷]
« مردار و … حیوان کتک‌ خورده بر شما حرام شد»

منظور از واژه‌ی «موقوذه» حیوانی است که بر اثر کتک بسیار و یا ضربه‌ای کاری به وسیله‌ی چوب یا هر ابزار دیگری از پا درآید که خوردن گوشت آن نیز حرام است؛ و نیز همین‌گونه است اگر بر اثر بیماری بمیرد.

۷- حیوان پرتاب شده

خداوند متعال در این باره می‌فرماید:
«حُرِّمَتْ عَلَیْکُمُ الْمَیْتَةُ … و الْمُتَرَدِّیَةُ»[۱۸]
« مردار و … حیوان پرتاب‌شده بر شما حرام شد»

به باور گروهی از جمله «ابن عباس» حیوانی که از کوه یا جای بلندی سقوط کند و یا در چاه بیفتد و بمیرد، در این صورت نیز خوردن گوشت آن تحریم شده است؛ امّا اگر در چاه سقوط کند و امکان کشتار شرعی آن نباشد، اگر پیش از مردن آن کاردی به پیکرش بزنند که بر اثر آن زخم جان دهد، گوشت آن حلال می‌گردد. [۱۹]

۸- حیوان شاخ زده شده

خداوند متعال در این باره می‌فرماید:
«حُرِّمَتْ عَلَیْکُمُ الْمَیْتَةُ … و الْنطیحة »[۲۰]
« مردار و … حیوان شاخ‌زده‌شده بر شما حرام شد»

حیوانی که بر اثر شاخ زدن دیگر حیوانات بمیرد، نیز خوردن گوشت آن حرام است.

۹- شکار مرده‌ی درندگان

خداوند متعال در این باره می‌فرماید:
«حُرِّمَتْ عَلَیْکُمُ الْمَیْتَةُ … و مَا أَکلَ‏َ السَّبُعُ إِلَّا مَا ذَکَّیْتُمْ »[۲۱]
«مردار و … و آنچه درّنده (از آن) خورده، بر شما حرام شد مگر آنچه را (زنده دریابید و) سر ببرید…»

خوردنی دیگری که از سوی خداوند حرام شد، گوشت حیوانی است که به وسیله‌ی درنده‌ای شکار شده و بمیرد.

ممکن است فلسفه تحریم این پنج نوع از گوشت‌هاى حیوانات به خاطر آن باشد که خون به قدر کافى از آنها بیرون نمى‏رود، زیرا تا زمانى که رگ‌هاى اصلى گردن بریده نشود، خون به اندازه کافى بیرون نخواهد ریخت. از سوی دیگر خون مرکز انواع میکرب‌ها است و با مردن حیوان قبل از هر چیز خون عفونت پیدا مى‏کند، و به تعبیر دیگر این چنین گوشت‌ها یک نوع مسمومیت دارند و جزء گوشت‌هاى سالم محسوب نخواهد شد، مخصوصا اگر حیوان بر اثر شکنجه یا بیمارى و یا تعقیب حیوان درنده‏اى بمیرد مسمومیت بیشترى خواهد داشت. به علاوه جنبه معنوى ذبح که با ذکر نام خدا و رو به قبله بودن حاصل مى‏شود در هیچ یک از اینها نیست.

ولى اگر قبل از آنکه این حیوانات جان بسپرند به آنها برسند و با آداب اسلامى آنها را سر ببرند و خون بقدر کافى از آنها بیرون بریزد، حلال خواهد بود و لذا به دنبال تحریم موارد فوق مى‏فرماید: (إِلَّا ما ذَکَّیْتُمْ.)

۱۰- حیوان کشته‌شده بر آستان بت‌ها

«حرمت علیکم ….و ما ذُبِحَ عَلَى النُّصُبِ وَ أَنْ تَسْتَقْسِمُوا بالْأَزْلام»[۲۲]
«حرام شد بر شما … هر چه بر آستان بتان ذبح شود و آنچه به وسیله تیرهاى قمار قسمت کنید.»
در زمان جاهلیت بت پرستان سنگ‌هایى در اطراف کعبه نصب کرده بودند که شکل و صورت خاصى نداشت، آنها را «نُصب» مى‏نامیدند در مقابل آنها قربانى مى‏کردند و خون قربانى را به آنها مى‏مالیدند، و فرق آنها با بت همان بود که بت‌ها همواره داراى اشکال و صور خاصى بودند اما «نصب» چنین نبودند، اسلام در این آیه اینگونه گوشت‌ها را تحریم کرده و می‌گوید: (و ما ذُبِحَ عَلَى النُّصُب)

روشن است که تحریم این نوع گوشت جنبه اخلاقى و معنوى دارد نه جنبه مادى و جسمانى، و در واقع یکى از اقسام «ما أُهِلَّ لِغَیْرِ اللَّهِ بِه» می‌باشد، که به خاطر رواجش در میان عرب جاهلى به آن تصریح شده است.

۱۱- حیوان کشته‌شده با بخت‌‌آزمایی

«حرمت علیکم …. أَنْ تَسْتَقْسِمُوا بالْأَزْلام»[۲۳]
«حرام شد بر شما … آنچه به وسیله تیرهاى قمار قسمت کنید.»

نوع دیگرى از حیواناتى که تحریم آن در آیه فوق آمده آنها است که بصورت «بخت ‏آزمایى» ذبح و تقسیم می‌گردیده و آن چنین بوده که: ده نفر با هم شرط‌بندى می‌کردند و حیوانى را خریدارى و ذبح نموده سپس ده چوبه تیر که روى هفت عدد از آنها عنوان «برنده» و سه عدد عنوان «بازنده» ثبت شده بود در کیسه مخصوصى مى ‏ریختند و به صورت قرعه ‏کشى آنها را به نام یک یک از آن ده نفر بیرون مى‏ آوردند، هفت چوبه برنده بنام هر کس مى ‏افتاد سهمى از گوشت بر مى‏داشت، و چیزى در برابر آن نمى‏پرداخت، ولى آن سه نفر که تیرهاى بازنده را دریافت داشته بودند، باید هر کدام یک سوم قیمت حیوان را بپردازند، بدون اینکه سهمى از گوشت داشته باشند، این چوبه‏ هاى تیر را «ازلام» جمع «زلم» (بر وزن قلم) می‌نامیدند، اسلام خوردن این گوشت‌ها را تحریم کرد، نه به خاطر اینکه اصل گوشت حرام بوده باشد بلکه به خاطر اینکه جنبه قمار و بخت‏آزمایى دارد و مى‏فرماید: (و أَنْ تَسْتَقْسِمُوا بالْأَزْلام)

روشن است که تحریم قمار و مانند آن اختصاص به گوشت حیوانات ندارد، بلکه در هر چیز انجام گیرد ممنوع است و تمام زیان‌هاى فعالیت‌هاى حساب نشده اجتماعى و برنامه‏ هاى خرافى در آن جمع می‌باشد.[۲۴]

آنچه از مجموع بحثهاى فوق و سایر منابع اسلامى استفاده مى‏شود این است که روش اسلام در مورد بهره‏بردارى از گوشتها- همانند سایر دستورهایش یک روش کاملا اعتدالى را در پیش گرفته، یعنى نه همانند مردم زمان جاهلیت که از گوشت سوسمار و مردار و خون و امثال آن مى‏خوردند، و یا همانند بسیارى از غربیهاى امروز که حتى از خوردن گوشت خرچنگ و کرم‌ها چشم‏پوشى نمى ‏کنند، و نه مانند هندوها که مطلقا خوردن گوشت را ممنوع مى‏دانند، بلکه گوشت حیواناتى که داراى تغذیه پاک بوده و مورد تنفر نباشند حلال کرده و روى روشهاى افراطى و تفریطى خط بطلان کشیده و براى استفاده از گوشتها شرائطى مقرر داشته است به این ترتیب که:

۱- حیواناتى که از گوشت آنها استفاده مى‏شود باید از حیوانات علف خوار باشند، زیرا گوشت حیوانات گوشت‌خوار بر اثر خوردن گوشت‌هاى مردار و آلوده غالبا ناسالم و مایه انواع بیمارى‏ ها است، به خلاف چهارپایان علف‌خوار که معمولا از غذاهاى سالم و پاک استفاده می‌کنند.
افزون بر آن، همانطور که در گذشته ذیل آیه ۷۲ سوره بقره گفتیم هر حیوانى صفات خویش را از طریق گوشت خود به کسانى که از آن می‌خورند منتقل می‌کند، بنا بر این تغذیه از گوشت حیوانات درنده صفت قساوت و درندگى را در انسان تقویت مى‏نماید، و نیز به همین دلیل است که در اسلام حیوانات جلال یعنى حیواناتى که از نجاست تغذیه مى‏کنند تحریم شده است.

۲- حیواناتى که از گوشتشان استفاده میشود باید مورد تنفر نبوده باشند.

۳- و نیز باید زیانى براى جسم یا روح انسان تولید نکنند.

۴- حیواناتى که در مسیر شرک و بت‏پرستى قربانى میشوند و مانند آنها چون از نظر معنوى ناپاکند تحریم شده‏اند.

۵- یک سلسله دستورها در اسلام براى طرز ذبح حیوانات وارد شده که هر کدام به نوبه خود، داراى اثر بهداشتى یا اخلاقى می‌باشد.[۲۵]

۱۲- شراب

«خمر» که در زبان فارسی به شراب ترجمه می‌شود ـ در لغت در اصل به گفته راغب اصفهانی به معنى پوشانیدن چیزى است و لذا به چیزى که با آن مى‏پوشانند «خمار» گفته مى‏شود هر چند خمار معمولا به چیزى گفته مى‏شود که زن سر خود را با آن مى‏پوشاند.[۲۶]

در کتاب «معجم مقاییس اللغة» نیز براى «خمر» یک ریشه ذکر کرده که دلالت بر پوشاندن و اختلاط و آمیزش در پنهانى مى‏کند و از آنجا که شراب عقل انسان را مى‏پوشاند به آن خمر گفته شده زیرا سبب مستى است و مستى پرده‏اى بر روى عقل مى‏ افکند و نمى‏ گذارد انسان خوب و بد را تشخیص دهد.

البته باید توجه داشت که «خمر» در اصطلاح شرع به معنى شراب انگور نیست بلکه به معنى هر مایع مست کننده است خواه از انگور گرفته شده باشد و یا از کشمش یا خرما و یا هر چیز دیگر، هر چند در لغت براى هر یک از انواع مشروبات الکلى اسمى قرار داده شده است.[۲۷]

شراب در قرآن کریم به شدت مذمت و حرام اعلام شده است،‌ اما گفتنی است که خداوند در طی چند مرحله حرمت شراب را اعلام کرد، چنانکه ابتدا در سوره نحل فرمود:

«و مِن ثَمَرَاتِ النَّخِیلِ وَ الْأَعْنَابِ تَتَّخِذُونَ مِنْهُ سَکَرًا وَ رِزْقًا حَسَنًا  إِنَّ فىِ ذَالِکَ لاََیَةً لِّقَوْمٍ یَعْقِلُون‏»[۲۸]
«و از میوه ‏هاى نخلها و تاکها شرابى مستى ‏آور و رزقى نیکو به دست مى‏ آورید، و خردمندان را در این عبرتى است‏»

«سکر» در اینجا به معنى مسکرات و مشروبات الکلى است، و معنى مشهور آن همین است.

روشن است که قرآن در این آیه هرگز اجازه شراب‌سازى از خرما و انگور نداده بلکه با توجه به اینکه «مسکرات» را در مقابل «رزق حسن» قرار داده اشاره کوتاهى به تحریم خمر و نامطلوب بودن آن نموده است، بنا بر این نیاز به این نداریم که بگوئیم این آیه قبل از نزول تحریم شراب نازل شده و اشاره‏اى به حلال بودن آن است، بلکه به عکس آیه، اشاره به حرام بودن آن مى‏کند و شاید اولین اخطار در زمینه تحریم خمر باشد.[۲۹]

خداوند در سوره نساء می‌فرماید:
«یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تَقْرَبُوا الصَّلاةَ وَ أَنْتُمْ سُکارى‏ حَتَّى تَعْلَمُوا ما تَقُولُون»[۳۰]
«اى کسانى که ایمان آورده‏اید، آن گاه که مست هستید گرد نماز مگردید تا بدانید که چه مى‏گویید.»
خداوند متعال در این آیه تنها به بیان بطلان نماز در حال مستی اشاره می‌کند.

خداوند حکیم در ادامه سیر بیان تدریجی حکم تحریم شراب در سوره بقره می‌فرماید:
«یَسْئَلُونَکَ عَنِ الْخَمْرِ وَ الْمَیْسِرِ قُلْ فیهِما إِثْمٌ کَبیرٌ وَ مَنافِعُ لِلنَّاسِ وَ إِثْمُهُما أَکْبَرُ مِنْ نَفْعِهِما»[۳۱]
«از تو درباره شراب و قمار مى‏پرسند. بگو: در آن دو گناهى بزرگ و سودهایى است براى مردم و گناهشان از سودشان بیشتر است»
خداوند متعال در این آیه شراب را ماده‌ای دارای منفعت معرفی می‌کند. منفعت شراب به این است که به واسطه خرید و فروش آن مالی بدست می‌آورند و با آشامیدن آن لذت و طرب و نیروی کسب می‌نمایند.[۳۲]با وجود این، قرآن کریم تصریح می‌کند که گناه آن بیش از منافع آن است

پس از آن خداوند متعال در سوره مائده فرمود:
«یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَ الْمَیْسِر و … رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّیْطانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُون»[۳۳]
«اى کسانى که ایمان آورده‏اید، شراب و قمار و … کار شیطان است، از آن اجتناب کنید تا رستگار شوید.»

در آخر نیز فرمود:
«اِنَّما یُریدُ الشَّیْطانُ أَنْ یُوقِعَ بَیْنَکُمُ الْعَداوَةَ وَ الْبَغْضاءَ فِی الْخَمْرِ وَ الْمَیْسِرِ وَ یَصُدَّکُمْ عَنْ ذِکْرِ اللَّهِ وَ عَنِ الصَّلاةِ فَهَلْ أَنْتُمْ مُنْتَهُون»[۳۴]
«شیطان مى‏خواهد با شراب و قمار میان شما کینه و دشمنى افکند و شما را از یاد خدا و نماز باز دارد، آیا بس مى‏کنید؟»

مرحوم علامه طباطبایی پس از بیان این آیات و مقایسه آنها با یکدیگر ده خصوصیت در این آیات  که تشدید و تاکید حرمت شراب را مى‏رسانند،‌ چنین بیان می‌کند:

یکى از جهت اینکه کلمه «انما» در آن بکار رفته است؛

دوم از اینکه شراب را پلید و رجس خوانده است؛

سوم اینکه آن را عمل شیطان نامیده است؛

چهارم از جهت اینکه خداوند صراحتا امر به اجتناب از آن دارد؛

پنجم از جهت اینکه فرموده است در آن اجتناب امید و انتظار رستگارى هست؛

ششم از این جهت که مشتمل است بر بیان مفاسدى که بر آشامیدن شراب مترتب است؛

هفتم از اینکه مى‏پرسد، آیا این مقدار از بیان مرتکبین این عمل را از عمل زشتشان باز مى ‏دارد یا نه؟

هشتم از اینکه بعد از آن همه تاکید آنان را به اطاعت خدا و رسول امر نموده از مخالفتشان بر حذر مى‏دارد؛

نهم آنکه مى ‏فرماید خداوند از اینکه شما اطاعتش بکنید یا نکنید بى نیاز است؛

دهم اینکه در یک آیه بعد مى‏فرماید: «لَیْسَ عَلَى الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ …»[۳۵]

پیشتر بیان شد که تحریم شراب در چند مرحله به وسیله خداوند اعلام شده است. در تبیین دلیل این مسئله می‌توان گفت که عرب آن زمان عادت عجیبی به نوشیدن شراب داشت و امر به ترک آن برای آنها بسیار دشوار بود. از این رو مصلحت در این بود که این حکم در چند مرحله بیان شود.

حکمت تحریم شراب

شراب خواری مضرات طبیعی، اخلاقی و عقلی فراوانی دارد، امّا ضررهای طبیعی و آثار سوء و جسمی این عمل اختلال‌هایی است که در معده، روده، کبد، شش، سلسله اعصاب و شرایین، قلب و حواس ظاهری، چون بینایی و چشایی و غیر آن پدید می‌آورد که پزشکان حاذق قدیم و جدید تألیفات بسیاری نوشته و آمارهای عجیبی ارائه داده‌اند، که از کثرت مبتلایان به انواع مرضهای مهلکی خبر می‌دهد که از این سم مهلک ناشی می‌شود.

و اما مضرّات اخلاقی شراب این است که علاوه بر آثار سویی که گفتیم در درون انسان دارد و علاوه بر اینکه خلقت ظاهری انسان را زشت و بی‌قواره می‌کند، انسان را به ناسزا گویی وامی‌دارد، و نیز به دیگران ضرر می‌رساند، و مرتکب هر جنایتی و قتلی می‌شود، اسرار خود و دیگران هتک و تجاوز می‌کند، تمامی قوانین و مقدسات انسانی را که اساس سعادت زندگی انسانها است باطل و لگدمال می‌کند.

امّا ضررهای عقلیش این است که عقل را زایل و تصرفات عقل را نامنظم و مجرای ادراک را در حال مستی و خماری تغییر می‌دهد، و این قابل انکار نیست و بدترین گناه و فساد هم همین است، چون بقیه فسادها از اینجا شروع می‌شود. [۳۶]

برخی مفسران در این باره آمار وحشتناکی از نتایج شراب‌خواری ارائه کرده‌اند:

۱٫ به موجب آمارى که در انگلستان درباره جنون الکلى انتشار یافت، و این جنون با جنونهاى دیگر در آن مقایسه شده بود، چنین بدست آمده که در برابر ۲۲۴۹ دیوانه الکلى فقط ۵۳ دیوانه به علل دیگر وجود داشته است!

۲٫ به موجب آمار دیگرى که از تیمارستان هاى آمریکا بدست آمده ۸۵ درصد از بیماران روانى آنها را بیماران الکلى تشکیل مى‏دهد!

۳٫ یکى از دانشمندان انگلیسى به نام «بنتام» مى‏نویسد: مشروبات الکلى در کشورهاى شمالى انسان را کودن و ابله، و در کشورهاى جنوبى دیوانه مى‏کند، سپس مى ‏افزاید: آئین اسلام تمام انواع نوشابه ‏هاى الکلى را تحریم کرده است و این یکى از امتیازات اسلام مى‏باشد.

۴٫ اگر از کسانى که در حال مستى دست به انتحار یا جنایت زده و خانه ‏هایى را ویران ساخته و خانمان‌هایى را بر باد داده‏اند آمارى تهیه شود، رقم سرسام‏آورى را تشکیل مى‏دهد.

۵٫ در فرانسه، هر روز ۴۴۰ نفر جان خود را فداى الکل مى ‏کنند!

۶٫ طبق آمار دیگرى تلفات بیماریهاى روانى آمریکا در یک سال دو برابر تلفات آن کشور در جنگ جهانى دوم بوده است و به عقیده دانشمندان در بیماریهاى روانى آمریکا مشروبات الکلی و سیگار نقش اساسى داشته ‏اند!

۷٫ به موجب آمارى که توسط یکى از دانشمندان به نام «هوگر» به‏ مناسبت بیستمین سالگرد مجله علوم ابراز شد ۶۰ درصد قتلهاى عمدى، ۷۵ درصد ضرب و جرح، ۳۰ درصد جرائم ضد اخلاقى (از جمله زنا با محارم!) ۲۰ درصد جرائم سرقت مربوط به الکل و مشروبات الکلى بوده است و به موجب آمارى از همین دانشمند ۴۰ درصد از اطفال مجرم داراى سابقه اثر الکلیت هستند.

۸٫ از نظر اقتصادى تنها در انگلستان زیانهاى ناشى از طریق غیبت کارگران از کار به خاطر الکلیسم به ۵۰ ملیون دلار در سال (تقریبا ۱۷۵۰ ملیون تومان) برآورد شده است، که این مبلغ بتنهایى مى‏تواند هزینه ایجاد هزاران کودکستان و دبستان و دبیرستان را تامین کند

۹٫ به موجب آمارى که در باره زیانهاى مشروبات الکلى در فرانسه انتشار یافته: الکل ۱۳۷ میلیارد فرانک در سال بر بودجه فرانسه غیر از خسارات شخصى به شرح زیر تحمیل مى‏ کند:

۶۰ میلیارد فرانک خرج دادگسترى و زندان‌ها.

۴۰ میلیارد فرانک خرج تعاون عمومى و خیریه.

۱۰ میلیارد فرانک مخارج بیمارستان‌ها براى الکلی‌ها.

۷۰ میلیارد فرانک هزینه امنیت اجتماعى! و به این ترتیب روشن مى‏شود که تعداد بیماران روانى و بیمارستان‌ها و قتل‌ها و نزاع‌هاى خونین و سرقت‌ها و تجاوزها و تصادف‌ها با تعداد میخانه ‏ها تناسب مستقیم دارد.[۳۷]

جمع بندی و نتیجه گیری

نتایج حاصل  از این نوشتار عبارتند از:

۱٫  دین مبین اسلام هدف از آفرینش انسان را به کمال رساندن او معرفی کرده است؛

۲٫ غذایی که انسان مصرف می‌کند در سلامت جسم و روح او تأثیرگذار است؛

۳٫ نوع غذایی که به وسیله انسان مصرف می‌شود از سوی اسلام مورد کنترل قرار گرفته است تا مانع از رشد و کمال انسان نشود؛

۴٫ در دو سوره بقره و مائده حدود دوازده نوع خوردنی و آشامیدنی مورد تحریم قرار گرفته است که همگی دارای آثار زیانبار مادی و معنوی هستند؛

quranstudies.ir

نظر اسلام در مورد ناهار و عادت غلط و غیر اسلامی ایرانی ها در خوردن ناهار

 

یکی از مسائلی که  در زندگی  ما ایرانیان به اشتباه  تجویز و رایج  شده  است.

وبعضاً شنیده یا دیده می شود که، پزشکان تغذیه وغیره برای افراد چاق تجویز

می کنند. پرهیز از شام خوردن است، درحالی که در اسلام بهترین زمان برای

خوردن غذا ، دو وعده در روز یکی در هنگام صبح و دیگری را درهنگام شام

سفارش کرده اند .

حضرت رسول اکرم (ص) می فرمایند : شام را وا مگذارید، هرچند با خوردن

یکدانه خرمای خشکیده ؛ هم که باشد. من بر امّت خویش از این بیم دارم، که از

وا گذارن شام ؛ پیری ودرهم شکستگی  زودرس به سراغشان آید؛ چرا که شام ،

مایه نیرومندی پیر و جوان است.

امام جعفر صادق علیه السلام خطاب به فردى که از سوء هضم و درد معده شکایت داشت ضمن خواندن آیه فوق فرمودند:

« فقط اول روز و اول شب به تغذیه بپرداز و میان صبحانه و شام چیزى نخور که ما یه ی فساد بدن است. مگر گفته‏ ى خدا را نشنیده‏ اى که مى‏ فرماید: روزى آنان بامدادان و شامگاهان است؟»

بنابراین بر خلاف عادت امروز که ناهار تبدیل به اصلی ترین وعده غذایی مردم شده است، در تغذیه اسلامی غذا خوردن در اواسط روز جایگاهی نداشته برای سلامت مضر می باشد و باید به دو وعده غذا در شبانه روز اکتفا کرد.

 

صبحانه: مهم ترین وعده غذایی است که باید در ساعات اولیه روز مصرف شود و هر چه به ظهر نزدیک‌تر شود اثر معکوس خواهد داشت، یعنی به جای این که با گرمی و تری خود باعث خون‌سازی شود، با سردی و خشکی باعث غلظت خون خواهد شد و از نظر نوع غذای مصرفی در وعده صبحانه، عسل یا مربا (خانگی)،خامه (محلی) و یا غذاهای پختنی مثل کله پاچه، حلیم، آش و عدسی پیشنهاد می‌شود.

نهار: بدترین وعده غذایی است که متأسفانه در حال حاضر فقط طبق عادت خورده می‌شود و همان طور که در بالا گفته شد باعث غلظت خون هم مییشود و پیشنهاد می‌شود که اگر هم

گرسنگی بر بدن عارض شد، در حد سد جوع یعنی فقط در حد رفع گرسنگی غذا صرف شود و نه بیشتر، اما در مورد نوع غذای ظهر بهتر است از مقداری سالاد و سیب‌زمینی و همین طور در روزهای دیگر هفته برای تنوع، ماست و در وعده ظهر ماست یا سالاد و سبزی حتماً گنجانده شود.در صورتی که مجبور به خوردن ناهار شدید، حتما بلافاصله پس از خوردن ناهار حداقل پانزده دقیقه دراز بکشید.
شام: طبق احادیث و روایات از خوابیدن با شکم گرسنه باید پرهیز کرد، اما خوابیدن با شکم پر هم تقبیح شده و طالب سلامتی باید حتما بین شام خوردن و خواب سه ساعت فاصله قرار دهد. بنابراین حد وسط گرسنگی و سیری باید در وعده شام مراعات شود و از مصرف غذاهای همراه با نان (سفید) و برنج و در کل نشاسته‌ای باید پرهیز کرد.
شام خوب و سنگین در سر شب اشکال ندارد، اما در حد سیر شدن نه پر شدن!
بهترین ساعت برای صرف شام همان ساعات ابتدایی شب یا غروب است که هم مطابق با افطار ماه مبارک رمضان است و هم طبق حدیث «صُومُوا تَصِحّوا» یعنی روزه بگیرید تا سالم بمانید که برای سلامت جسم نیز بسیار مفید است.
اگر فردی خواهان سلامت جسم به همراه روح است باید بداند که تحمل مقدار کمی گرسنگی در روز هیچ ضربه‌ای به سلامتی او نمی‌زند و بیماری‌هایی مثل زخم معده و سوء هاضمه و… در اثر گرسنگی شدید نیست، بلکه دلایل دیگری دارد که از حوصله بحث خارج است.
یاد بگیریم که از ظرف غذای کوچک استفاده کنیم، چرا که از نظر روان‌شناسی اشتها را کمتر کرده و باعث می‌شود که کمتر میل به خوردن غذا داشته باشیم.
یاد بگیریم طبق فرامین و دستورات دینی و مذهبی غذا بخوریم، یعنی صرف غذا با ذکر بسم الله، ابتدای به خوردن با چشیدن مقداری نمک و ختم غذا به چشیدن مقدار کمی نمک و مصرف مقداری سکنجبین شربت شده، خصوصا پس از غداهای خشک و غیر آبکی. قابل ذکر است که جویدن هر لقمه ۲۰ بار عامل سلامتی و بالاتر از آن هر چه به ۴۰ نزدیک شود باعث لاغری در افراد چاق می شود.
وی یادآور شد: در روایات آمده که خوردن صبحانه ، مستحب و خوردن ناهار مکروه و با شکم گرسنه خوابیدن نیز مکروه است ؛ چون غذایی که در صبح خورده می شود ، صرف کاتابولیسم و تولید انرژی و غذایی که در شب خرده می شود صرف فعالیت های آنابولیک و رشد و نمو می شود.
عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی تبریز اضافه کرد: از نظر علمی ثابت شده که ترک شام ، سبب پیری زود رس شده و عوارض فراوانی به دنبال دارد ، ولی ترک ناهار ، سبب سوختن چربی های مازاد بدن می شود و این نشان می دهد که روزه گرفتن خود یک برنامه صحیح غذایی بوده و یکی از ویژگی های بهداشت اسلامی این است که با ساده ترین دستورالعمل ها ، زندگی سالم و سرشار از موفقیت های معنوی و مادی را برای انسان برنامه ریزی کرده است.
/ali70.com/

آداب تغذیه از نظر اسلام

آداب تغذیه از نظر اسلام

عرش نیوز:
در این جا به برخى از آداب تغذیه از نظر اسلام ، به نحو اختصار، اشاره مى نماییم :

با نمک شروع و ختم کردن : در احادیث فراوانى تاءکید شده که غذا را با نمک شروع و ختم نمایید. پرواضح است ، این دستور العمل براى کسانى است که نمک براى آنها زیان آور نباشد. به برخى از این احادیث که از قول پیامبر اکرم (ص ) روایت شده اند، توجه فرمایید:

افتتحوا بالملح ، فانه دواء من سبعین داء؛(۴۰۸)

(تغذیه را) با نمک آغاز کنید! زیرا دواى هفتاد درد است .

من اکل الملح قبل کل شى ء و بعد کل شى ء دفع الله ثلاثماة و ستین نوعا من البلاء اهونها الجذام ؛(۴۰۹)

هر کس قبل و بعد از هر چیز (خوردنى ) نمک بخورد، خداوند ۳۶۰ نوع بلا را از او دور مى کند، که سبک ترین (و ساده ترین ) آنها جذام است .

ثلاث لقمات بالملح قبل الطعام تصرف عن ابن آدم اثنین و سبعین نوعا من البلاء، منه الجنون و الجذام و البرص ؛(۴۱۰)

سه لقمه با نمک قبل از غذا، ۷۲ نوع بلا را که دیوانگى و جذام و پیسى از جمله آن هاست ، از فرزند آدم بر مى گرداند.

خلال کردن دندان و مضمضه نمودن : پس از میل غذا، لازم است انسان براى حفظ سلامت دهان و دندان ، با خلال کردن ، قطعات باقى مانده غذا در بین دندانها را خارج نموده و سپس با آب در دهان گردانیدن ، دهان را به طور کامل تمیز نماید. این کار در ضمن ، از بو گرفتن دهان نیز جلوگیرى مى کند.

پیامبر اکرم (ص ) در این خصوص مى فرماید:

تخللوا على اثر الطعام و تمضمضوا، فانهما مصحه الناب و النواجذ؛(۴۱۱)

پس از غذا دندان هایتان را خلال نموده و آب در دهان بگردانید، زیرا این دو (کار) بهداشت دندان هاى نیش و کرسى مى باشند.

امام صادق علیه السلام نیز در حالى که خود خلال مى نمود، به ((وهب بن عبدربه )) فرمود:

ان رسول الله (ص ) کان یتخلل و هو یطیب الفم ؛(۴۱۲)

رسول خدا (ص ) دندان هایش را خلال مى نمود، و خلال کردن دهان را خوش بو مى سازد.

سرد کردن غذا: گروهى از مردم علاقه مندند غذا را داغ مصرف نمایند.

پزشکان این کار را براى سلامتى زیان آور مى دانند. پیامبر گرامى اسلام نیز از مصرف غذاى داغ منع کرده و فرمودند:

برد الطعام ، فان الحار لابرکه فیه ؛(۴۱۳)

غذا را سرد کن ! زیرا در غذاى داغ برکت نیست .

خاک خورى : بعضى از مردم ، به ویژه گروهى از زنان باردار، عادت دارند خاک بخوردند. این کار از بهداشتى ممنوع و از نظر اسلام ، حرام است . گر چه از نظر اسلام ، خوردن هر چیزى که براى سلامتى انسان ضرر قابل توجهى داشته باشد حرام است ، ولى در این خصوص ، احادیث فراوانى رسیده که در این جا به چند حدیث نبوى اشاره مى نماییم :

اکل الطین حرام على کل مسلم ؛(۴۱۴)

خاک خورى بر هر مسلمان حرام است .

من مات و فى بطنه مثقال ذره من الطین ادخله النار؛

هر کس بمیرد، در حالى که ذره اى خاک در شکمش باشد، آن خاک او را به آتش وارد خواهد ساخت .

من اکل الطین فکانما اعان على قتل نفسه ؛(۴۱۵)

هر کس خاک بخورد، مثل این است که به کشتن خویش کمک کرده باشد.

 

arshnews.ir

مستحبات و مکروهات غذا خوردن از منظر اسلام

بخش اوّل: مواردی که باید هنگام خوردن غذا رعایت شوند و آنها عبارتند از:

الف. تدبّر در این که انواع خوراکی های مورد نیاز انسان، چگونه در نظام آفرینش پدید آمده اند؟ و چه عواملی دست به دست هم داده اند تا آنچه در سفره نهاده شده، آماده گردد که اکنون می توان با میل و اشتها از آن استفاده نمود.
ب. آغاز کردن خوردن غذا با نام و یاد آفریدگار مهربان که انواع غذاهای مفید را برای تامین نیازهای انسان، در نظام آفرینش قرار داد. نیز تکرار نام خدا به هنگام خوردن هر نوع غذا و تکرار آن هرگاه که در میان غذا خوردن، سخن گفته شود و همچنین شکرگزاری فراوان در هنگام خوردن.

ج. آغاز کردن غذا با نمک، البته در صورتی که خوردن نمک برای انسان ضرر نداشته باشد.

د. آغاز کردن از سبک ترین غذاها.

ه. نخوردن غذای داغ و خوردن غذای نیم گرم، پیش از آن که سرد شود.

و. خوردن با دست راست.

ز. کوچک گرفتن لقمه.

ح. خوب جویدن غذا.

ط. طولانی کردن نشستن بر سر سفره.

ی. گرامی داشتن نان و نگذاشتن آن زیر ظرف غذا.

ک. استفاده کردن از آنچه از سفره می ریزد. این برای وقتی است که غذا در منزل میل می شود، آن هم در صورتی که آلوده نشده باشد؛ ولی اگر کسی دربیرون از منزل غذا میل نمود، بهتر است که آنچه را از سفره می ریزد، برای حیوانات بگذارد.

ل.دست کشیدن از خوردن غذا، پیش از سیر شدنِ کامل و در حالی که مقداری از اشتها باقی است.

بخش دوم: اموری که هنگام غذا خوردن، ترک آنها شایسته است، و آنها عبارتند از:

الف. زیاده روی در کیفیت و کمیت خوراک.

ب. نکوهش غذایی که نسبت به آن بی میل است.

ج. دمیدن در غذا.

د. خوردن با دست چپ.

ه. خوردن با یک انگشت یا دو انگشت.

و. بلند آروغ زدن.

ز. پاک کردن کامل استخوان های موجود در غذا.

ح. آب خوردن در بین غذا.

ط. آب خوردن پس از خوردن گوشت.

ی. خوردن در حال سیری.

بخش سوم: حالاتی که غذا خوردن در آنها نکوهش شده است:

در اسلام، به طور کلی، میل کردن غذا در حالات غیر بهداشتی، یا به شیوه غیر اخلاقی، مانند غذا خوردن به شیوه متکبران و یا به گونه ای که عرف جامعه برنمی تابد، نکوهیده است.

بخش چهارم: توصیه به هم غذا شدن با دیگران.

در روایات اسلامی، غذا خوردن به تنهایی، مذموم شناخته شده و توصیه شده که انسان هر قدر می تواند، دیگران را در غذای خود سهیم نماید. نیز غذا خوردن با خانواده، خدمتگزاران و یتیمان، مورد تاکید قرار گرفته است.

آدابی که رعایت آنها به هنگام غذا خوردن با دیگران ضروری است، عبارتند از:

الف. خوردن از قسمت جلوی خود.

ب. خوردن از اطراف ظرف و نه از وسط آن، در جایی که غذا برای همگان آماده شده است.

ج. نگاه نکردن به لقمه دیگران.

د. رعایت حقوق دیگران در آنچه بر سر سفره است.

ه. آغاز شدن غذا خوردن به وسیله صاحب سفره یا بهترین شخص حاضر بر سر سفره.

و. ادامه دادن صاحب سفره به خوردن تا سیرشدن همه کسانی که بر سر سفره نشسته اند.

ز. بلند شدن از سر سفره، قبل از برچیدن آن.

آداب پایان غذا و برچیدن سفره

پایان غذا خوردن همانند آغاز آن، آدابی دارد که رعایت آنها برای سلامت جسم و جان، سودمند است. این آداب رابه آداب عرفانی، اجتماعی و بهداشتی می توان تقسیم کرد:

الف. آداب عرفانی عبارتند از: سپاسگزاری از ولی نعمت حقیقی که خداوند متعال است و دعا کردن برای برکت یافتن روزی.

ب. آداب اجتماعی عبارتند از: یادآوری گرسنگان و مسئولیتی که افراد سیر در برابر آنان دارند و اقدام جهت کاستن فقر و گرسنگی از جامعه در حد توان.

ج. آداب بهداشتی عبارتند از: شستن دست ها، خلال کردن و مسواک زدن دندان ها، جارو کردن آنچه زیر سفره ریخته است، مقداری استراحت بر پشت و نخوابیدن بلافاصله پس از خوردن غذا

 

/fa.parsiteb.com/

تاثیر تغذیه بر اخلاق از دیدگاه اسلام

در روایات متعددى مى خوانیم : یکى از شرایط استجابت دعا پرهیز از غذاى حرام است؛ از جمله، در حدیثى آمده است که شخصى نزد پیامبر صلى الله علیه و آله آمد و عرض کرد: «احب ان یستجاب دعائى؛ دوست دارم دعاى من مستجاب شود!» پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: «طهر ماکلک ولاتدخل بطنک الحرام ، غذاى خود را پاک کن و از غذاى حرام پرهیز نما!»

 

تاثیر تغذیه بر اخلاق از دیدگاه اسلام

 

اسلام و سلامت – تاثیر تغذیه بر اخلاق از دیدگاه اسلام

همین معنى از همان بزرگوار با تعبیر دیگرى آمده است، مى فرماید: «من احب ان یستجاب دعائه فلیطیب مطعمه و مکسبه; کسى که دوست دارد دعایش مستجاب شود، طعام و کسب خود را از حرام پاک کند!»

با توجه به این که در حدیثى از امام صادق علیه السلام مى خوانیم: «ان الله لایستجیب دعاء بظهر قلب قاس; خداوند دعایى را که از قلب قساوتمند برخیزد مستجاب نمى کند!» مى توان نتیجه گرفت که غذاى ناپاک و حرام، قلب را تاریک و قساوتمند مى کند; و به همین دلیل، دعاى حرام خواران مستجاب نمى شود و از اینجا به رابطه نزدیکى که در میان ناپاکى درون و تغذیه حرام وجود دارد، مى توان پى برد.

در حدیث معروف امام حسین علیه السلام در روز عاشورا آمده است که بعد از ایراد آن سخنان داغ و پر محتوا و گیرا در برابر لشکر لجوج و قساوتمند کوفه، هنگامى که ملاحظه کرد آنها حاضر به سکوت و گوش دادن به سخنانش نیستند، فرمود: (آرى! شما حاضر به شنیدن سخن حق نیستید زیرا ملئت بطونکم من الحرام فطبع الله على قلوبکم; شکمهاى شما از

غذاها

ى حرام پر شده است، در نتیجه خداوند بر دلهاى شما مهر زده است (و هرگز حقایق را درک نمى کنید!)»

۲- در روایات دیگرى آمده است; که رابطه اى در میان خوردن غذاى حرام و عدم قبول نماز و روزه و عبادات، وجود دارد; از جمله، در حدیثى از پیامبراکرم صلى الله علیه و آله مى خوانیم: «من اکل لقمة حرام لن تقبل له صلوة اربعین لیلة، و لم تستجب له دعوة اربعین صباحا و کل لحم ینبته الحرام فالنار اولى به و ان اللقمة الواحدة تنبت اللحم; هرکسى لقمه اى از غذاى حرام بخورد تا چهل شب نماز او قبول نمى شود،و تا چهل روز دعاى او مستجاب نمى گردد; و هر گوشتى که از حرام بروید، آتش دوزخ براى آن سزاوارتر است; و حتى یک لقمه نیز باعث روییدن گوشت مى شود!»

بدیهى است براى قبولى نماز، شرایط زیادى لازم است، از جمله حضور قلب و پاکى دل، اما غذاى حرام پاکى قلب و صفاى دل را از انسان مى گیرد.

۳- در روایات متعدد دیگرى از پیامبراکرم صلى الله علیه و آله و امامان معصوم علیهم السلام آمده است که: «من ترک اللحم اربعین صباحا ساء خلقه;کسى که چهل روز گوشت را ترک کند، اخلاق او بد مى شود!»

از این احادیث بخوبى استفاده مى شود که در گوشت ماده اى است که اگر براى مدت طولانى از بدن انسان قطع شود،در روحیات و اخلاق او اثر مى گذارد،و کج خلقى و بد اخلاقى به بار مى آورد.

البته استفاده زیاد از گوشت حیوانات نیز در بعضى از روایات مزموم شمرده شده، ولى از ترک آن براى مدت طولانى نیز در بسیارى از روایات نهى شده است.

۴- در روایات زیادى که در کتاب «اطعمه و اشربه » آمده است، رابطه اى میان بسیارى از

غذاها

 و اخلاق خوب و بد، بیان گردیده به عنوان نمونه:

در حدیثى از رسول خدا صلى الله علیه و آله مى خوانیم: «علیکم بالزیت فانه یکشف المرة …. و یحسن الخلق; بر شما لازم است که از زیت (زیت به معنى روغن زیتون یا هرگونه روغن مایع است) استفاده کنید، زیرا صفرا را از بین مى برد… و اخلاق انسان را نیکو مى کند!»

۵- در حدیثى از امام صادق علیه السلام مى خوانیم: که از کلام پیامبر صلى الله علیه و آله چنین نقل مى کند «من سره ان یقل غیظه فلیاکل لحم الدراج; کسى که دوست دارد خشم او کم شود گوشت دراج را بخورد!» (دراج پرنده‏اى است‏شبیه به کبک که گوشت لذیدى دارد)

از این تعبیر بخوبى استفاده مى شود که رابطه اى میان تغذیه و خشم و بردبارى وجوددارد.

۶- در روایت مشروحى از تفسیر عیاشى از امام صادق علیه السلام نقل شده درباره این که چرا خداوند خون را حرام کرده مى فرماید: «و اما الدم فانه یورث الکلب و قسوة القلب و قلة الرافة و الرحمة لا یؤمن ان یقتل ولده و والدیه ….; این که خداوند خوردن خون را حرام کرده به خاطر آن است که سبب جنون و سنگدلى و کمبود رافت و مهربانى مى شود … تا آنجا که ممکن است فرزند و یا پدر و مادرش را به قتل برساند!»

در بخش دیگرى از این روایت مى فرماید: «و اما الخمر فانه حرمها لفعلها و فسادها وقال ان مدمن الخمر کعابد الوثن و یورث ارتعاشا و یذهب بنوره و یهدم مروته; و اما شراب، خداوند آن را به خاطر تاثیر و فسادش حرام کرده است و فرمود شخص دائم الخمر مانند بت پرست است بدنش لرزان مى شود، و نور (معنویت) او را از بین مى برد، و شخصیت او را ویران مى سازد!»

۷- در روایات متعددى که در کافى درباره

انگور

 آمده است رابطه میان خوردن 

انگور

 و برطرف شدن غم و اندوه دیده مى شود; از جمله، در حدیثى از امام صادق علیه السلام مى خوانیم: «شکى نبى من الانبیاء الى الله عزوجل الغم فامره الله عزوجل باکل العنب; یکى از پیامبران الهى از غم و اندوه (و افسردگى) به پیشگاه خداوند متعال شکایت کرد; خداوند متعال به او دستور داد که 

انگور

 بخورد!»

این حدیث تاکید بیشترى است بر مساله ارتباط تغذیه با مسائل اخلاقى.

۸- در احادیث متعددى نیز رابطه خوردن

انار

 و از میان رفتن وسوسه هاى شیطانى و به وجود آمدن نورانیت قلب دیده مى شود; از جمله، در حدیث معتبرى از امام صادق علیه السلام آمده است که مى فرمود: «من اکل رمانة على الریق 

انار

ت قلبه اربعین یوما; کسى که یک 

انار

 را ناشتا بخورد، چهل روز قلبش را نورانى مى کند.»

۹- در روایت متعددى در باب «خوردن » تعبیراتى دیده مى شود که همه نشانه ارتباط تغذیه با روحیات و مسائل اخلاقى است; از جمله، در حدیثى از رسول خدا صلى الله علیه و آله مى خوانیم که به جعفر (ابن ابى طالب)علیهماالسلام فرمود: «یا جعفر کل السفرجل فانه یقوى القلب و یشجع الجبان; اى جعفر! « به » بخور قلب را تقویت مى کند و ترسو را شجاع مى سازد!»

۱۰- در بعضى از احادیث رابطه میان غذاى اضافى و سنگدلى و قساوت و عدم پذیرش موعظه دیده مى شود; از جمله، در کتاب «اعلام الدین » از پیغمبر اکرم نقل شده که فرمود: «ایاکم و فضول المطعم فانه یسم القلب بالقسوة و یبطى ء بالجوارح عن الطاعة و یصم الهمم عن سماع الموعظة; از غذاى اضافى بپرهیزید که قلب را پر قساوت مى کند و از اطاعت حق تنبل مى سازد و گوش را از شنیدن موعظه کر مى نماید!»

فضول الطعام (غذاى اضافى) ممکن است اشاره به پرخورى باشد یا

غذاها

ى باقى مانده و فاسد شده، و در هر حال از رابطه تغذیه و مسائل اخلاقى خبر مى دهد.

همین معنى در بحارالانوار از بعضى از روات اهل سنت از پیغمبراکرم صلى الله علیه و آله نقل شده است.

از این حدیث بخوبى استفاده مى شود کهغذاى اضافى سه پیامد سوء دارد: قساوت مى آورد; انسان را در انجام عبادات و طاعات تنبل مى کند; و گوش شنوا را در برابر مواعظ از انسان مى گیرد!

این مطلب کاملا محسوس است که وقتى انسان غذاى زیاد و سنگین مى خورد عبادات را به زحمت به جا مى آورد و نشاطى براى عبادت ندارد بعکس هنگامى که غذاى ساده و کم مى خورد قبل از اذان صبح بیدار است نشاط دارد و حالت مطالعه و عبادت دارد.

همچنین به تجربه رسیده است هنگامى که انسان روزه مى گیرد رقت قلب پیدا مى کند و آمادگى بیشتر براى شنیدن مواعظ در او حاصل مى شود; بعکس هنگامى که شکم پر است فکر انسان درست کار نمى کند و خودش را از خدا دور مى بیند.

۱۱- در احادیث اسلامى در ارتباط نوشیدن عسل با صفاى قلب، از امیرمؤمنان على علیه السلام مى خوانیم: «العسل شفاء من کل داء و لا داء فیه یقل البلغم و یجلى القلب; عسل شفاى تمام بیماریها است و در آن بیمارى نیت بلغم را کم مى کند و قلب را صفا مى بخشد.»

نتیجه:

از مجموع آنچه در بالا آوردیم و روایات فراوان دیگر که ذکر آنها به طول مى انجامد بخوبى استفاده مى شود که رابطه نزدیکى میان تغذیه و روحیات و اخلاقیات وجود دارد، هرگز نمى گوئیم

غذاها

 علت تامه براى اخلاق خوب یا بد است، بلکه همین اندازه مى دانیم که طبق روایات بالا یکى از عوامل زمینه ساز پاکى و اخلاق، تغذیه است هم از نظر نوع 

غذاها

 و هم از نظر حلال و حرام بودن آنها.

دانشمندان امروز نیز معتقدند بسیارى از پدیده هاى اخلاقى به خاطر هورمونهائى است که غده هاى بدن تراوش مى کند و تراوش غده ها رابطه نزدیکى با تغذیه انسان دارد; بر همین اساس، بعضى معتقدند که گوشت هر حیوانى حاوى صفات آن حیوان است، واز طریق غده ها و تراوش آنها در اخلاق کسانى که از آن تغذیه مى کنند اثر مى گذارد. گوشت درندگان انسان را درنده خو مى کند، و گشت خوک صفت بى بندوبارى جنسى را که از ویژگیهاى این حیوان است به خورنده آن منتقل مى سازد.

این از نظر رابطه طبیعى و مادى است، از نظر رابطه معنوى نیز آثار خوردن غذاى حرام غیر قابل انکار است، غذاى حرام قلب را تاریک و روح را ظلمانى مى کند و فضائل اخلاقى را ضعیف مى سازد.

این سخن با ذکر یک داستان تاریخى که مورخ معروف مسعودى در «مروج الذهب » آورده پایان مى دهیم:

او از «فضل بن ربیع » نقل مى کند که «شریک ابن عبدالله » روزى وارد بر «مهدى » خلیفه عباسى شد، مهدى به او گفت باید حتما یکى از سه کار را انجام دهى، شریک سؤال کرد کدام سه کار؟ گفت یا قضاوت را از سوى من بپذیرى و یا تعلیم فرزندم را برعهده بگیرى، و یا غذائى (با ما) بخورى! شریک فکرى کرد و گفت سومى از همه آسانتر است، مهدى او را نگهداشت و به آشپز گفت انواعى از خوراک مغز آمیخته با شکر و عسل براى او فراهم ساز.

هنگامى که «شریک » از آن غذاى بسیار لذیذ و (طبعا حرام) فارغ شد، آشپز رو به خلیفه کرد و گفت این پیرمرد بعد از خوردن این غذا هرگز بوى رستگارى را نخواهد دید! فضل ابن ربیع مى گوید مطلب همین گونه شد، و شریک ابن عبدالله بعد از این ماجرا هم به تعلیم فرزندان آنها پرداخت و هم منصب قضاوت را از سوى آنها پذیرفت.

اسلام و سلامت – کتاب اخلاق در قرآن کریم آیه الله مکارم شیرازی، جلد اول صفحه ۱۴۹

تغذیه از نظر قرآن کریم

دختر بچه ای در حال بوسیدن قرآن

 

خداوند کریم در قرآن مجید برای بهتر و سالم ماندن جسم انسان ها دستوراتی فرموده و بوسیله پیامبر گرامی اش محمد مصطفی (ص) به بشریت ارزانی شده است.

قرآن کریم در سوره عبس آیه ۲۴ چنین می فرماید:

« فَلْیَنظُرِ الْإِنسَانُ إِلَى طَعَامِهِ »

یعنی آدمی باید به غذایش، خوراکش و به آنچه می خورد توجه داشته باشد که از هر نظر پاک و تمیز ، حلال، مباح و قابل خوردن باشد و از نظر بهداشت و سلامتی بایستی دقت کافی مبذول دارد که آنچه می خورد سالم باشد و چه از نظر ظاهر و چه از نظر باطن آلوده نباشد. حق کسی را نخورد و توجه داشته باشد که چه می خورد و به اندازه کافی بخورد و آیا آنچه می خورد، خوردنی است؟

و نیز بنگرد که آفرینش چقدر در به وجود آمدن این غذا از عناصر و عوامل مختلف استفاده کرده است و چه نیروهایی بکار رفته تا این غذا به صورت کنونی درآمده است.

و نیز در سوره اعراف آیه ۳۱ می فرماید:

« یَا بَنِی آدَمَ خُذُواْ زِینَتَکُمْ عِندَ کُلِّ مَسْجِدٍ وکُلُواْ وَاشْرَبُواْ وَلاَ تُسْرِفُواْ إِنَّهُ لاَ یُحِبُّ الْمُسْرِفِینَ »

ای فرزندان آدم زینت و آرایش خود را نزد هر مسجدی (در هر نمازی) فرا گیرید (بهترین و پاکیزه ترین جامه های خود را بپوشید) و بخورید و بیاشامید و در خوردن و آشامیدن زیاده روی نکنید که خدا آنان را که اسراف و زیاده روی می کنند دوست ندارد.

باز قرآن کریم برای برقراری بهداشت و محیط سالم در آیه ۱۶۸ سوره بقره چنین می فرماید:

« یَا أَیُّهَا النَّاسُ کُلُواْ مِمَّا فِی الأَرْضِ حَلاَلاً طَیِّباً وَلاَ تَتَّبِعُواْ خُطُوَاتِ الشَّیْطَانِ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُّبِینٌ»

ای مردم از آنچه خدا در روی زمین از حلال ها و پاکیزه ها آفریده، بخورید و از گام ها (آثار و نشانه ها)ی شیطان پیروی نکنید.

در آیه ۱۷۲ سوره بقره باز چنین می فرماید:

« یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ کُلُواْ مِن طَیِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاکُمْ وَاشْکُرُواْ لِلّهِ إِن کُنتُمْ إِیَّاهُ تَعْبُدُونَ »

این آیه نیز دستور می دهد که از غذاهای پاک و پاکیزه و حلال ها و قابل خوردنی ها استفاده کنید و شکر نعمت های خدا را به جای آورید.

آیات قرآنی انسان را از تصرف خائنانه در غذاها، خراب کردن مواد غذایی مردم و آلوده کردن آنها، مواد خوب و بد را مخلوط کردن برای سودجویی شخصی، گران فروشی و ظلم و ستم بر مردم بازداشته و نهی فرموده است و آن را از زشتی ها و پلیدی ها می داند که در این باره آیه ۸۱ سوره طه چنین می فرماید:

« کُلُوا مِن طَیِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاکُمْ وَلَا تَطْغَوْا فِیهِ فَیَحِلَّ عَلَیْکُمْ غَضَبِی وَمَن یَحْلِلْ عَلَیْهِ غَضَبِی فَقَدْ هَوَى»

یعنی از غذاهای پاکیزه که روزی اتان کردیم بخورید و در آن طغیان نکنید و از حد و اندازه تجاوز ننمایید (حلال آن را به حرام مبدل نکنید). سپاس گزار باشید و اسراف و زیاده روی نکنید که غضب و خشم من بر شما فرود می آید و غضب و خشم من بر هر که فرود آید محققاً هلاک و تباه خواهد شد.

برای به دست آوردن غذاهای پاکیزه و برای بدست آوردن سالم ترین غذاها در محل سکونت انسان ها (هم از نظر پاکی ظاهری و هم از نظر پاکی معنوی) آیه ۱۹ سوره کهف چنین می فرماید:

«… فَابْعَثُوا أَحَدَکُم بِوَرِقِکُمْ هَذِهِ إِلَى الْمَدِینَةِ فَلْیَنظُرْ أَیُّهَا أَزْکَى طَعَامًا فَلْیَأْتِکُم بِرِزْقٍ مِّنْهُ…»

یعنی با این پول هایتان که دارید، یکی را از میان خود به شهر بفرستید تا دقت کند و خوب بنگرد که غذای کدامیک از فروشندگان پاکیزه تر است و از آن غذای پاکیزه برای شما بیاورد.

از این آیات قرآنی چنین بر می آید که خداوند متعال و اسلام مبین برای بهداشت و سلامتی آدمیان دستورات بس گرانبهایی داده و خاطر نشان ساخته است که انسان ها بایستی از آلودگی های غذایی ، خوراکی، زندگی، آموزشی و به طور کلی از همه زشتی ها و پلیدی ها دوری گزینند و دور ناروایی ها نگردند.

از رسول گرامی و ائمه اطهار دستورات بهداشتی زیادی رسیده است. از جمله کتاب های بهداشتی پزشکی ائمه، کتاب طب النبی، طب الصادق و طب الرضا را می توان نام بر

tebyan.net