وقتی شکست، ترسناک می شود

وقتی شکست، ترسناک می شود

وقتی شکست، ترسناک می شود


شکست طعم گسی دارد اما گاهی شروع یک اتفاق خوب است. گاهی تمام تلاشمان را می کنیم تا روی شکست را نبینیم اما هر لحظه فاصله مان با او کمتر می شود.

شکست

هیچ کس از شکست خوشش نمی آید و همه تلاش می کنند تا حد ممکن از وقوع آن پیشگیری کنند. اما برای بعضیها این تلاش، حالت افراطی به خود می گیرد به طوری که آنها را از حرکت باز می دارد. این همان وقتی است که اصطلاحاً شکست ترسناک می شود. ترس از شکست چه نشانه هایی دارد و چگونه می توان با آن مقابله کرد؟
شکست بخشی از زندگی است، از همان کودکی وقتی که همه توان مان را به کار می گرفتیم تا قاشق را خودمان به دست بگیریم و تنهایی غذا بخوریم اما وسط راه قاشق کج می شد و غذا می ریخت، و شاید هم زودتر، طعم شکست را احساس کردیم. خوبی آن دوران این بود که مزه شکست به تلخی حالایمان نبود. خیلی راحت از آن عبور می کردیم و بلافاصله عزم مان را برای حل مشکل جزم می کردیم. کم کم که بزرگتر شدیم نظرمان راجع به شکست هم عوض شد. نمی توانم بگویم دقیقاً چه چیزی باعث این تغییر شد چون تجربه هر کس فرق می کند، اما هر چه بود آنقدر قوی بود که شکست را به یکی از ترسهای بزرگ بعضی از ما تبدیل کرد.

آیا واقعاً شکست ترسناک است
شکست ناخوشایند است چون احساساتی مانند نا امیدی، خشم، ناکامی، ناراحتی، پشیمانی، گناه، گیجی و سردرگمی را به همراه دارد، اما ترسناک نیست. آن چه که ایجاد ترس می کند، احساس شرمی است که در پس ظاهر ترس از شکست پنهان شده است. اگر دقت کرده باشید، دیده اید کسانی که از شکست می ترسند آدمهایی هستند که می توانند از پس مدیریت هیجانها و احساسات همراه با شکست (یأس، خشم و …) بر آیند، این یعنی آنها از خود شکست نمی ترسند آن چه که آنها را می ترساند، احساس شرم بعد از آن است.
شرم یک هیجان سمی است چون شخصیت ما را هدف می گیرد نه کارها و رفتارهای مان را. برای مثال وقتی ما کاری را درست انجام نمی دهیم و بابت آن سرزنش می شویم احساس گناه یا پشیمانی می کنیم. وقتی درباره خودمان و شخصیتمان سرزنش می شویم ، احساس بدی پیدا می کنیم که نامش شرم است. شرم هسته روان ما، هویت ما، عزت نفس ما و احساس خوب ما از خودمان را مورد حمله بی امان خود قرار می دهد و آنقدر به آسیب زدن ادامه می دهد که فرد به طور ناخودآگاه ترجیح می دهد با پیدا کردن راههایی برای اجتناب از شکستهای احتمالی بعدی از خودش محافظت کند.

برای مثال فردی که قرار است در مصاحبه شغلی حاضر شود به جای آماده کردن خود برای زمان مصاحبه، وقتش را صرف کارهای غیر ضروری می کند. این رفتار ناخودآگاه به او این امکان را می دهد که بعد از رد شدن در مصاحبه بگوید «من وقت نداشتم تا خودم را به خوبی برای مصاحبه آماده کنم» و به این ترتیب از شرمگین شدن خود بعد از شکست پیشگیری کند. با این اوصاف باید گفت «ترس از شکست» یک اصطلاح غلط رایج است چون خود شکست عامل ترس نیست، البته چون هنوز جایگزین مناسبی برای آن پیدا نشده است همچنان در نوشته ها و سخنرانیها مورد استفاده قرار می گیرد.

چه موقع شکست خطرناک است
خب معمولش این است که بعد از هر شکستی آدم مدتی اعصابش خرد است و غمگین است اما خیلی طول نمی کشد که متوجه می شود این راهش نیست، بلند می شود و از نو شروع می کند. حال با هدفی نو یا با روشی نو. آن چه مهم است نفس انگیزه و اقدام دوباره به کار است. اما وقتی پای ترس از شکست وسط می آید، فرد به راحتی نمی تواند دوباره آستین بالا بزند. در نتیجه یا کاری را شروع نمی کند و یا آن را تمام نمی کند. انگار انگیزه او برای اجتناب از شکست، بر انگیزه اش برای کسب موفقیت پیشی گرفته است. این وضعیت که ناخودآگاه هم است باعث می شود فرد به روشهای مختلفی فرصت موفقیتهای بعدی خود را خراب کرده و تصویری را که از خودش به عنوان یک آدم شکست خورده در ذهنش ساخته تأیید و تثبیت کند؛ و این خطرناک است.

شکست ناخوشایند است چون احساساتی مانند نا امیدی، خشم، ناکامی، ناراحتی، پشیمانی، گناه، گیجی و سردرگمی را به همراه دارد، اما ترسناک نیست. آن چه که ایجاد ترس می کند، احساس شرمی است که در پس ظاهر ترس از شکست پنهان شده است

آیا از شکست می ترسید
اگر مایلید بفهمید آیا از شکست می ترسید یا خیر ۱۰ جمله زیر را با دقت بخوانید و شدت هریک از آنها را در خودتان ارزیابی کنید. توجه داشته باشید که اولاً این جملات برای تشخیص بالینی و چسباندن یک اختلال یا بیماری به کسی تهیه نشده اند و دوماً همه ما تا حدودی به وجود این موارد در خودمان اذعان می کنیم. اگر بعد از خواندن این جملات به خودتان پاسخ «خیلی» و «زیاد» را دادید بهتر است  برای کسب اطلاعات بیشتر و بررسی بهتر موضوع، با یک متخصص در سلامت روان صحبت کنید.
۱٫ شکست، من را از این نگران می کند که دیگران راجع به من چه فکرهایی می کنند.
۲٫ شکست، من را درباره توانایی ام برای رسیدن به اهداف آینده ام نگران می کند.
۳٫ شکست، من را از این نگران می کند که: نکند دیگران علاقه شان را نسبت به من از دست بدهند؟
۴٫ شکست، من را درباره هوش و توانایی ام نگران می کند.
۵٫ شکست، من را از این نگران می کند که: نکند کسانی که برایم مهم هستند را نا امید کنم؟
۶٫ من مایلم قبل از اعلام شدن نتیجه هر کاری، جلو جلو به دیگران بگویم که «موفق نمی شوم» تا انتظارات آنها را از خودم کم کنم.
۷٫ وقتی در کاری شکست می خورم، به سختی می توانم به راههای دیگری که برای موفقیت وجود دارند فکر کنم.
۸٫ من اغلب اوقات، در دقیقه نودِ انجام کارها سردرد، معده درد و بیماریهای دیگر می گیرم و نمی توانم آن را انجام دهم.
۹٫ من اغلب قبل ازاقدام به کار، مشغول چیزهایی می شوم که حواسم را پرت می کنند و فرصت آماده شدن را از من می گیرند. وقتی بعدها به آن موقعیت فکر می کنم می بینم آن مشغولیتها آنقدر هم که در آن زمان به نظرم مهم می آمدند ضروری نبودند.
۱۰٫ من در انجام کارها خیلی «امروز و فردا می کنم» و «وقت کم می آورم».

چه باید کرد؟
یک نکته مهم در شناسایی ترس از شکست، توجه به ناخودآگاه بودن این موضوع است. به عبارت دیگر برای شناسایی آن در خود، باید روان را مورد توجه عمیق قرار داده و در لایه های زیرین آن پرسشهایی را از خود مطرح کرد. بعد از شناسایی، می توان برای اصلاح اقدام کرد. از سه طریق:
۱٫ پذیرش ترس. به طور کلی پذیرش هر مسئله ای باعث می شود که آن مسئله از سطح نا خودآگاه خارج شده و خودآگاه شود. در نتیجه بهبود بخشیدن به آن هم ممکن می شود. در اینجا هم مهم است بپذیریم که ما از شکست می ترسیم چون در ما احساس شرم به وجود می آورد.

۲٫ صحبت کردن با افراد قابل اعتماد. صحبت کردن و جلب همدلی افراد قابل اعتماد کمک می کند تا احساس خود ارزشمندی مان حفظ شده و بار سنگین نگرانی هایی که راجع به نظر دیگران داریم کاهش یابد.

۳٫ تمرکز بر جنبه هایی از کار که تحت کنترل هستند. شکست به معنای از دست دادن کنترل بر همه جنبه های کار نیست. همیشه جنبه هایی هستند که همچنان تحت کنترل ما باقی می مانند. بعد از شناسایی کردن این جنبه ها می توانیم فکری هم به حال جنبه هایی که تحت کنترل نیستند بکنیم. برای مثال می توانیم با استفاده از طوفان فکری، راههای مختلفی را که به ذهنمان می رسد یادداشت کرده و بعد عاقلانه ترین آنها را انتخاب کنیم. سپس دست به اقدام بزنیم.

 فرآوری راحله فلاح
بخش خانواده ایرانی تبیان
چرا حسادت می کنیم؟

چرا حسادت می کنیم؟

چرا حسادت می کنیم؟


چرا حسادت می کنیم؟ چقدر خودتان را با دیگران مقایسه می کنید؟ در کارزار زندگی چقدر حس رقابت تان، شبیه حسادت است؟  شاید فکر می کنید کسی نباید درنردبان زندگی بالاتر از شما بایستد.

چرا حسادت می کنیم؟ - عصر دانش

چرا حسادت می کنیم؟

چرا حسادت می کنیم؟

حسادت احساسی بسیار موزی است، یادآوری موفقیت‌هایی است که نداشته‌اید، تجربیاتی که نداشته‌اید، ارتباطاتی که دوست داشتید داشته باشید، هر چیزی که به شما احساس «کمتر» بودن می‌دهد.اما می توان رقابت را جایگزین حسادت کرد و مدام بر زندگی غر نزد. شاید راه کارهای زیر مثمر باشد.

موفقیت شما در گرو موفقیت دیگران

داشتن حسی جز شادی برای موفقیت دیگران، شانس موفقیت و شادی شما  را مسدود می‌کند.طبق قانون جذب، با غوطه خوردن در فکر چیزهایی که دیگران دارند و شما ندارید، از آن حس نداشتن بیشتر به سمت خودتان جذب خواهید کرد. این یعنی چیزهایی که می‌خواهید داشته باشید را از خودتان دورتر می‌کنید.اگر بتوانید برای شادی و موفقیت دیگران جشن بگیرید به جهان این پیام را می‌دهید که «من هم از این موفقیت به دست می‌آورم».
همه چیز به انرژی احساسات شما بستگی دارد. ناراحت شدن بخاطر شادی دیگران اصلاً حس خوبی نیست بنابراین نمی‌تواند چیزهای خوبی را جذب کرد. شاد شدن بخاطر موفقیت دیگران حس بسیار خوبی ، بنابراین به ایجاد خوبی‌های بیشتر هم برای شما و هم برای آن فرد کمک خواهد کرد.

تجربیات مثبت دیگران را ببینید

دیدن تجربیات مثبت دیگران شما را در آستانه آن تجربیات قرار می‌ دهد.با دیدن اینکه یکی از دوستانتان شغلی عالی با درآمدی فوق‌العاده دارد، ممکن است خیلی راحت دچار حسادت شوید. اما درمقابل اگر از این جهت به آن نگاه کنید که چنین شغل‌هایی وجود دارد، به شما هدف می‌دهد که به سمت آن بروید و امکانات بسیار زیادی که در جهان وجود دارد را به شما نشان می‌دهد.

افراد حسود همیشه این ترس را دارند که همسر خود را از دست بدهند و به همین دلیل نمی‌توانند به طرف مقابل خود اعتماد کنند

همچنین به ما کمک می‌کند با این عقیده منفی جامعه مقابله کنیم. فرصت زیادی برای ما وجود ندارد. بنابراین اگر کسی به چیزی که ما می‌خواهیم دست پیدا کرده است، شانس اینکه ما هم به آن دست پیدا کنیم بسیار کم می‌شود.واقعیت این است که، باور داشته باشید، همیشه برای همه افراد فرصت کافی وجود دارد. فقط باید به دنبال آن باشید. افراد حسود همیشه این ترس را دارند که همسر خود را از دست بدهند و به همین دلیل نمی‌توانند به طرف مقابل خود اعتماد کنند

یک ساکن موقتی

همه چیز در این دنیا موقتی است، همه چیز به طور مداوم در حال تغییر است. اینکه بفهمید همه چیز موقتی است در همه قسمت‌های زندگی‌تان معجزه می‌کند، مخصوصاً در مقابله با حسادت.ثروتی که می‌بینید دوست تان تجربه می‌کند، ممکن است طی یک سال از بین برود. رابطه احساسی فوق‌العاده‌ای که دوستتان دارد ممکن است طی یک ماه بر هم بخورد. شرایط ناهمواری که خودتان با آن دست و پنجه نرم می‌کنید، ممکن است طی یک روز از این رو به آن رو شود.منظور این نیست که با دانستن اینکه شادی و موفقیت دیگران همیشگی نیست احساس راحتی پیدا کنید. این فقط کمک تان می‌کند که بفهمید همه چیز دنیا برای همه آدم هاست. سختی‌ها فقط برای ما پیش نمی‌آید.موقعیت و شرایط زندگی مدام در حال تغییر است. بنابراین اینکه وقت و انرژی زیادی از خودتان را صرف افسوس خوردن برای آن یا آرزو کردن برای چیزی بهتر کنید، فقط وقت تان را تلف می‌کند.

چرا حسادت می کنیم؟ - عصر دانش

چرا حسادت می کنیم؟

 

قدردان باشید

قدردانی از چیزهایی که دارم فکر چیزهایی که می‌توانم داشته باشم را شیرین‌تر می‌کند.اگر بتوانید قدر تجربیاتی که الان دارید را بدانید – حتی اگر در ظاهر تجربیاتی منفی باشند – ظرفیت بزرگتری در شما ایجاد می‌کند که تجربیات مثبت را بهتر تشخیص دهید. با تلاش برای چیزهایی که در زندگی‌تان ایدآل نیستند، به چیزی بسیار بزرگ دست پیدا می‌کنید. رشد. و رشد برای تغییری که به دنبال آن هستید، در زندگی‌تان جا باز می‌کند.

حسادت ممنوع!

چرا حسادت حس کاملا بی‌فایده‌ و در عین حال مضری است وباید از این حس منفی و مخرب دوری کنید

تاثیر حسادت روی شغل

حسادت کردن به همکاران در محیط کار  به شکل بدی روی وضعیت شغلیِ تاثیر می‌گذارد. بیشتر اوقات فردی که به همکاران خود حسادت می‌کنند خواسته یا ناخواسته در رفتارش به آنها توهین می‌کند و این امر موقعیت شغلی او را به خطر می‌اندازد.

از دست دادن دوستان نزدیک

بیشتر مواقعی که دوستانتان نمره بهتری می‌گیرند ممکن است به آنها حس حسادت داشته باشید. این ماهیت انسان است که تمایل داشته باشد جایگاه خود را نسبت به دیگران ارتقا دهد و از موفقیت دیگران ناراحت شود،‌ اما نکته مهم آن است تا بتوان بر این حس غلبه کرد و به جای حسادت کردن به موفقیت دیگران تلاش کنیم که موفقیت‌های خودمان را بیشتر کنیم.

از دست دادن روابط خانوادگی

مواقع زیادی وجود دارد که افراد روابط خانوادگی‌شان را به دلیل حسادت از دست می‌دهند. حسادت بین اعضای خانواده به درگیری و دعوا منجر می‌شود. همچنین حسادت بین خواهرها و برادرها می‌تواند نزدیکی خانواده را از بین ببرد که در این میان والدین بیشترین آسیب را می‌بینند.واقعیت این است که، باور داشته باشید، همیشه برای همه افراد فرصت کافی وجود دارد. فقط باید به دنبال آن باشید

حقیر شدن

حسادت رفتار بدی در نظر گرفته می‌شود چرا که موجب ناراحتی فرد می‌شود و حس ترس همه جانبه‌ای را در او بوجود می‌آورد. فرد حسود احساس می‌کند هیچ فرد نزدیکی برای او نمانده و به تدریج احساس حقارت در او آغاز می‌شود. همچنین بر نوع تفکرات فرد تاثیر گذاشته و باعث می‌شود تنها به جوانب منفی مسائل توجه کند.

تاثیر سوء بر سلامت کلی فرد

افراد حسود در خود حس ناراحتی و ترس را تجربه می‌کنند. وجود این ترس موجب می‌شود فشار و استرس فرد افزایش یابد که بر سلامت تاثیر می‌گذارد و مشکلات بسیاری همچون بیماری‌های قلبی، چاقی، دیابت، سردرد و مرگ زودرس را به همراه دارد.

واقعیت این است که، باور داشته باشید، همیشه برای همه افراد فرصت کافی وجود دارد. فقط باید به دنبال آن باشید

ایجاد مشکل در زندگی مشترک

 اغلب گفته می‌شود که افراد حسود نمی‌توانند عاشق شوند. افراد حسود همیشه این ترس را دارند که همسر خود را از دست بدهند و به همین دلیل نمی‌توانند به طرف مقابل خود اعتماد کنند.

خطر ارتکاب به جرم

حس حسادت وقتی شدید شود ممکن است فرد را وادار به تصمیماتی کند که موجب پشیمانی او در تمام عمر شود. گاهی اوقات افراد تحت تاثیر حسادت برای انتقام گرفتن روش اشتباهی را پی می‌گیرند که به ارتکاب جرم آنان منجر ‌می‌شود.

تاثیر سوء بر آنها که ما را دوست‌ دارند

 واضح است در صورتی که اتفاقی بد برای فرد رخ دهد روی افرادی که او را هم دوست دارند تاثیر می‌گذارد. بنابراین اگر در نتیجه حسادت اتفاق بدی برای فرد رخ دهد نه تنها به شخص آسیب وارد می‌شود بلکه اطرافیان فرد هم تحت تاثیر آن قرار می‌گیرند. به طور مثال وقتی فرد در نتیجه حسادت به انجام جرمی مرتکب شود زندگی اطرافیان او هم تحت تاثیر آن خراب می‌شود.

حس تنهایی دائمی

فرد حسود در نهایت به این نتیجه می‌رسد که تنهای تنهاست. هیچ کس در اطراف او نخواهد بود تا بتواند احساساتش را با او در میان بگذارد و از او مراقبت و حمایت کند.

فرآوری :هلیا بامداد

 بخش خانواده ایرانی  تبیان

 

قدردانی یک انتخاب است

قدردانی انتخاب است

قدردانی انتخاب است


فرقی نمی کند پدر هستید یا مادر، دختر هستید یا پسر، مدیر هستید یا کارمند، مهم این است که قدران زحمات یکدیگر باشید. سپاسگزار وقدران بودن عادتی است که می توانید او را، روز به روز بزرگ تر کنید. این کار ارزان ترین راه برای نفوذ به قلب دیگران است.

قدردانی انتخاب است - عصر دانش

قدردانی انتخاب است

قدردانی انتخاب است

روان‌شناسان می‌گویند قدر‌شناسی، روابط ما با دیگران را مثبت می‌کند، بخصوص وقتی این فرد همسرتان باشد. بخش زیادی از رضایت زندگی به همین رابطه‌ مثبت برمی‌گردد و به همین خاطر کسانی با شما راحت‌ترند که بدانند علاوه بر اینکه بدی‌هایشان را می‌گویید، لطف‌هایشان را هم به یاد دارید و به زبان می آورید.
افراد قدرشناس‌تر آدم‌های راضی‌تری هستند. آنان از زندگی خودشان بیشتر راضی هستند و خوبی‌های همسر را بیشتر می‌بینند و درک می‌کنند. رضایت از زندگی خود خوشبختی است.

اما چگونه قدرشناس واقعی باشیم؟

قدر‌شناسی یک مهارت است که می‌توان همیشه آن را آموخت و تجربه کرد. پس به نکات زیر توجه کنید:

تهیه لیست  از سپاسگزاری ها
قبل از شروع روز، در انتهای روز یا هر وقت که پنج یا ده دقیقه وقت آزاد دارید، ۱۰ چیزی که به خاطر آنها سپاسگزار هستید را فهرست کنید. حتما لازم نیست که چیزهای بزرگی در این فهرست قرار داشته باشند، فقط به دوروبر خود نگاه کنید و از خود بپرسید، در این لحظه، من از چه چیزی سپاسگزار هستم؟ لباس هایی که مرا گرم نگه می دارند، یک فنجان چای داغ، یک دوست خوب…؟ اگر شما این کار را هر روز انجام دهید، به شما این قول را می دهم که بعد از چند هفته، یا حتی چند روز، احساس خوشبختی بیشتری خواهید کرد.

روزانه ۱۰ دقیقه تمرین حضور در لحظه را انجام دهید
این تمرین را حداقل یک بار در هفته انجام دهید. هر روز ۱۰ دقیقه را به این تمرین اختصاص دهید و روی جایگاه کنونی خود در زندگی متمرکز شوید. به اطراف خود بنگرید. چه چیزهایی را می بینید، حس می کنید، می شنوید؟ وقتی که دچار یک روزمرگی محض می شویم، مانند یک خلبان اتوماتیک عمل می کنیم که ممکن است باعث بی حس شدن، ناسپاسی و تلخ کامی ما نسبت به زندگی شود. تمرین حضور در لحظه، شما را از این حالت خارج می کند و به شما کمک می کند تا زندگی را از زاویه ای روش تر و دلپذیرتر ببینید.
آدم‌های قدرشناس‌تر آدم‌های راضی‌تری هستند، با زندگی خودشان بیشتر حال می‌کنند و خوبی‌های همسر را بیشتر می‌‌بینند و درک می‌‌کنند

آدم‌های قدرشناس‌تر آدم‌های راضی‌تری هستند، با زندگی خودشان بیشتر حال می‌کنند و خوبی‌های همسر را بیشتر می‌‌بینند و درک می‌‌کنند

به زندگی بی طرفانه نگاه کنید
صحبت کردن درباره ی این موضوع، آسان تر از عمل کردن به آن می باشد، اما به صورت آگاهانه سعی کنید تا جایی که می توانید بی طرف باشید. آیا شخصی که با او کار می کنید، به همان اندازه که فکر می کنید آزاردهنده است یا شما بیش از حد راجع به این مساله حساس شده اید؟ یک قدم به عقب بردارید و سعی کنید به جای این که به صورت شخصی با مسائل برخورد کنید، از بیرون به شرایط نگاه کنید.

قبل از خواب روزتان را مرور کنید
قبل از این که هر شب به خواب بروید، به چیزهایی خوبی که در روز برای شما اتفاق افتاده اند، فکر کنید. حتی اگر فکر می کنید که هیچ چیز فوق العاده ای اتفاق نیفتاده است، به چیزهایی کوچکی فکر کنید که از داشتن آنها سپاسگزارید. اگر نمی توانید به چیزی فکر کنید، به جستجوی خود ادامه دهید. می توانید به  این موضوع ساده فکر کنید: «من عاشق بالشتم هستم!».

 

افکارتان را بازنگری کنید
بیشتر اوقات به چه چیزهایی فکر می کنید؟ درباره ی چه مسائلی با دیگران صحبت می کنید؟ آیا از این موضوع اطلاع دارید؟ در بیشتر اوقات، بدون این که بدانیم انرژی خود را صرف چه چیزی می کنیم، زندگی خود را می گذرانیم. یک هفته را به بررسی بی طرفانه ی افکارتان اختصاص دهید، بدون این که آنها را قضاوت کنید. شاید مایل باشید تا این افکارتان را روی کاغذ بیاورید، سپس بعد از تمام شدن یک هفته، به تمرین خود نگاهی داشته باشید. اگر بیشتر اوقات خود را به شکایت کردن گذرانده اید، یادداشتی ذهنی را ثبت کنید تا عادت های فکری خود را تغییر دهید.

قدردانی انتخاب است - عصر دانش

قدردانی انتخاب است

 

تعریف کردن را جایگزین شکایت کردن کنید
لزومی ندارد که این تمرین را بیش از حد انجام دهید.به هر حال گاهی اوقات انسان نیاز دارد تا خودش را تخلیه کند. اما دفعه ی بعد که خواستید حرف بی فایده و آزاردهنده ای را به زبان آورید، برعکس آن را انجام دهید. سعی کنید تا هر روز از چیزی تعریف کنید. شما احساس شادی و قدردانی بیشتری را تجربه خواهید کرد.

یک نامه قدردانی بنویسید
یک نامه ی قدردانی برای شخصی یا چیزی که شما را آزار می دهد، بنویسید. سعی کنید تا از درسی که از این شرایط می آموزید، سپاسگزار باشید، از آن درس بگیرید. این تمرین به شما کمک می کند تا فرایند تفکر خود را در مسیر مثبتی قرار دهید، و می تواند به شما کمک کند تا چیزهایی را که نمی پذیرید را قبول کنید و از آنها درس بگیرید.
قبل از این که هر شب به خواب بروید، به چیزهایی خوبی که در روز برای شما اتفاق افتاده اند، فکر کنید. اگر نمی توانید به چیزی فکر کنید، به جستجوی خود ادامه دهید. می توانید به  این موضوع ساده فکر کنید: «من عاشق بالشتم هستم!»

به یاد داشته باشید که قدردانی یک انتخاب است
شما زندگی خود را هدایت می کنید، و شما می توانید انتخاب کنید که چگونه واکنش نشان دهید یا چگونه فکر کنید. اگر شما افکار و نگرش های مثبت را در سر خود بپرورانید، خوشحال تر، سالم تر و راضی تر خواهید بود.

رخدادهای بعد از قدردانی
قدرشناسی رمز موفقیت است،وقتی احساس می کنید قدرتان را می دانند، در شرایط احساسی و عاطفی مقبولی قرار می گیرید. در این شرایط شما به جای آنکه فکر کنید چه چیزهایی در زندگی ندارید یا کم دارید، به آنچه دارید توجه می کنید. وقتی قدرشناس هستیم، اتفاقات زیر  را به خانه مان دعوت می کنیم.

قبل از این که هر شب به خواب بروید، به چیزهایی خوبی که در روز برای شما اتفاق افتاده اند، فکر کنید. اگر نمی توانید به چیزی فکر کنید، به جستجوی خود ادامه دهید. می توانید به  این موضوع ساده فکر کنید: «من عاشق بالشتم هستم!»

رضایت از زندگی را بالا می‌برد
آدم‌های قدرشناس‌تر آدم‌های راضی‌تری هستند، با زندگی خودشان بیشتر حال می‌کنند و خوبی‌های همسر را بیشتر می‌‌بینند و درک می‌‌کنند. ایــن رضایت از زندگی خودش کم چیزی نیست. اصلاً یک جـــورهایی رضایت از زندگــی خود خوشـــبختی است.

افسردگی را کم می‌کند
قدرشناسی افسردگی را کم می‌کند. می‌دانید چرا؟ راستش را بخواهید افسردگی از یک نوع خودخواهی خیلی عمیق اما خیلی پنهان سرچشمه می‌گیرد. تا وقتی که ما در مقام گیرنده‌ی مطلق باشیم و توقع داشته باشیم همه چیز و از جمله محبت را دودستی به ما تقدیم کنند، معلوم است که افسرده می‌شویم. چون که ذاتاً دنیا این جور جایی نیست که مفتی مفتی و بدون تعامل تو را به چیزی برساند. آدم‌های قدرشناس به این دلیل افسرده نمی‌شوند که این حس قدردانی با آن حس پنهان خودخواهی مقابله می‌کند.

کمرنگ شدن خشم و حسادت
هم خشم و هم حسادت یک جورهایی از ناکامی سرچشمه می‌گیرد. خشم به این خاطر شکل می‌گیرد که ما برای رسیدن به هدف‌مان با مانع روبه‌رو شده‌ایم و حسادت هم به این خاطر که ما دلمان می‌خواسته است در جایگاه یک نفر دیگر باشیم اما الان نیستیم. اما حس قدردانی به معنای رضایت لااقل از جنبه‌های مثبت وضعیت فعلی است. یعنی دقیقاً برخلاف حس‌هایی که به خشم و حسادت دامن می‌زند.

از قدرناشناسی تا قدرشناسی
برای این که یک نفر آدم قدرشناسی شود هیچ‌وقت دیر نیست. قدرشناسی یک مهارت است که می‌شود همیشه آن را آموخت و تجربه کرد.

فرآوری :هلیا بامداد
بخش خانواده ایرانی تبیان

قصه و تأثیر آن در تربیت کودکان

قصه و تأثیر آن در تربیت کودکان 
این مطلب در چهار قسمت ارائه می شود. 

( قسمت اول )

در کشور ما به رغم وجود گنجینه های علم و معرفت و داستآنها و افسانه های زیبا و آموزنده، اولیا و مربیان بیشترین وقت خود را به مسائل آموزشی کودکان اختصاص می دهند و دانش آموزان نیز در خانه و مدرسه بیشتر اوقات خود را صرف یادگیری های غیر فعال کرده، از سختی و خشکی دروس و اضطراب امتحان و نمره رنج می برند. بدین ترتیب اغلب اولیا و مربیان از هدف اصلی تعلیم و تربیت که پرورش انسان های خلاق، مبتکر و کارآمد است، باز می مانند.

هدف از ذکر این مطالب آشنایی شما با روش های قصه خوانی و قصه گویی برای کودکان دبستانی است که نقش بسزایی در رشد و شکوفایی خلاقیت در کودکان دارد.

ادبیات کودکان چیست؟

ادبیات کودکان شامل قصه، شعر، نمایش، افسانه و داستان است. ادبیات کودکان عبارت است از تلاشی هنرمندانه در قالب کلام، برای هدایت کودک به سوی رشد، با زبان و شیوه ای مناسب و در خور فهم او. به بیانی دیگر، ادبیات عبارت است از چگونگی تعبیر و بیان احساسات، عواطف و افکار به وسیله ی کلمات در اشکال و صورت های گوناگون.

ادبیات، کودک را در همه ی اوقات زندگی پرورش می دهد و باعث مسرت خاطر، وسعت تخیل و قوت تصور او می شود و نیز نیروی ابتکار و ابداع به او می بخشد. داستآنها و اشعاری که کودکان می خوانند و می شنوند اثری عمیق در فکر و روحیه ی آنان می گذارد و ایشان را برای رویارویی با مسائل رشد و معاشرت با دیگران آماده می سازد و نیز در درک و فهم مشکلات زندگی آنان را یاری می کند.

ادبیات کودک، به ویژه در زمینه های زبان آموزی و آموختن کلمات تازه به کودکان، نقش قاطعی دارد.

هدف های برنامه ی ادبیات کودکان در آموزش و پرورش دوره ی ابتدایی عبارت اند از:

۱-    کمک به پرورش قدرت بیان و عواطف و افکار کودکان.

۲-    تقویت و پرورش نیروی تخیل در کودکان.

۳-    تحریک قوه ی ابتکار و ابداع در کودکان.

۴-    ایجاد عشق و علاقه به ادبیات در کودکان.

در تعریف ادبیات کودکان می توان گفت: مجموعه ی نوشته ها، سروده ها و گفتارهایی است که از طرف بزرگسالان جامعه برای استفاده ی خردسالان فراهم می آید، یا خردسالان خود خالق آن هستند.

۵-    رشد اعتماد به نفس کودک و علاقه مند ساختن او به آزادی و عدالت اجتماعی.

۶-  برآورده کردن نیازهای عاطفی کودک و آماده ساختن او برای دریافت پیام های اخلاقی و انسانی و شهروندی خوب بودن.

تأثیر قصه در کودکان

داستان و قصه نقش بسیار مهمی در تکوین شخصیت کودک دارد. از طریق قصه ها و داستان های خوب، کودک به بسیاری از ارزش های اخلاقی پی می برد. پایداری، شجاعت، نوع دوستی، امیدواری، آزادگی، جوانمردی، طرفداری از حق و حقیقت و استقامت در مقابل زور و ستم ارزش هایی هستند که هسته ی مرکزی بسیاری از قصه ها و داستآنها را تشکیل می دهند.

پرورش حس زیبایی شناسی در کودک، متوجه ساختن کودک به دنیایی که اطرافش را فرا گرفته، پرورش عادات مفید در کودک، تشویق حس استقلال طلبی و خلاقیت کودک هدف های اصلی طرح قصه های خوب برای کودکان است.

انتخاب قصه های مناسب

مسئله ی انتخاب کردن قصه، با توجه به انبوه موادی که در اختیار قصه گوست، به ویژه برای قصه گوهای تازه کار و مبتدی، مشکلی اساسی است. حتی بهترین و برجسته ترین قصه گوهای حرفه ای هم قادر به گفتن هر داستانی نیستند. قصه گو، قهرمانان خود را از قصه هایی می سازد که با شخصیت خاص و سبک او متناسب باشند. قصه گوی تازه کار، ابتدا باید سعی کند که ویژگی های شخصیت و سبک گویش خود را ارزیابی کند. سپس از خودش بپرسد: چه نوع داستان هایی را می توانم مؤثر و خوب بیان کنم؟ چگونه می توانم شخصیت خود را با قصه هماهنگ کنم تا هر دو بتوانیم با شنونده ارتباط برقرار کنیم؟

پس از آن که قصه گو کار انتخاب کردن را تمام کرد، وارد مرحله ی آماده کردن داستان برای گفتن می شود که از مهم ترین گام هایی است که در جهت به کار گرفتن فن قصه گویی برداشته می شود. قصه گو باید به خاطر داشته باشد که کار او از بر کردن یا از رو خواندن نیست، بلکه کار او قصه گفتن است که مانند تجربه ای یگانه باقی می ماند.

از بر کردن قصه اغلب نخستین مانعی است که راه سیر طبیعی و خودانگیخته ی یک قصه گویی موفق را سد می کند. قاعده ی درست این است که هرگز نباید داستانی را برای «گفتن» به خاطر سپرد، بلکه با توجه به ساختمان قصه، به خاطر سپردن طرح آن کافی است.

انتخاب و آماده کردن داستان، نخستین گام ها در راه پیشبرد هنر قصه گویی است و هنر قصه گویی بر آنها استوار می شود. قصه گوهای مبتدی و تازه کار به زودی متوجه می شوند زمانی را که برای رسیدن به این مرحله از رشد سپری کرده اند، سرمایه گذاری مفیدی بوده است.

آماده کردن ذهن و بیان ، در ارائه ی موفقیت آمیز یک قصه مهم ترین مُتغیّر به شمار می آید. بدون این انتخاب و آماده کردن بسیار دقیق، قصه گو نباید انتظار به دست آوردن یک تجربه ی موفق را داشته باشد.

۲۶ روش ساده برای خواباندن نوزاد

۲۶ روش ساده برای خواباندن نوزاد

رعایت این نکات به شکل باور نکردنی به خوابیدن نوزاد کمک می کند

 

 

ارتباط چشمی برقرار نکنید

به هیج وجه قبل از خواب نوزاد را هیجان زده نکنید. ارتباط چشمی طولانی و معنادار شما با نوزاد محرک ترین عامل برای نوزاد است. حواستان را جمع کنید و وقتی می خواهید کودک را بخوابانید یا وقتی بیدار شده است، او را آرام کنید با او ارتباط چشمی برقرار نکنید.

نوزاد را حمام کنید

آب گرم و بعد از آن نوازش آرام و عاشقانه با حوله حمام به آرام شدن نوزاد کمک می کند. اسباب بازی های آب پاش را از داخل وان جمع کنید و با آرامش و دور از هیاهو و بازی نوزاد را حمام کنید تا تجربه ای آرام بخش باشد.

کنار نوزاد بخوابید

چه موافق و چه مخالف خواباندن نوزاد کنار خودتان باشید اما تحقیقات نشان داده است کودکانی که کنار والدین می خوابند در بزرگسالی عزت نفس بالاتر و اضطراب کمتری خواهند داشت. برای امنیت کودک از تختخواب هایی استفاده کنید که کنار تخت شما قرار می گیرند. (خواباندن کودک روی تخت خودتان توصیه نمی شود.)

نوزاد را سیر کنید

اگر کودک شما از آن دسته کودکانی است که نیمه شب گرسنه از خواب بیدار می شود، تغذیه قبل از خواب می تواند مفید باشد. بهتر است قبل از اینکه بخوابید، سراغ کودک بروید و در حالی که خواب است به او غذا بدهید و صبر نکنید تا خودش گرسنه از خواب بیدار شود. این وعده اضافی شکم کودک را به اندازه کافی پر می کند و به او کمک می کند بهتر بخوابد.

تخت کودک را خلوت کنید

فضای خواب کودک را از هر چیزی خالی کنید. ملحفه و بالشتک اضافی یا عروسک های پارچه ای می توانند خطرناک باشند و احتمال خفگی یا تنگی نفس کودک را افزایش دهند. فقط یک ملحفه روی تشک بکشید و اگر نگران گرم ماندن نوزاد هستید بهتر است به جای استفاده از روانداز از کیسه خواب مخصوص نوزاد استفاده کنید.

فضا را خوشبو کنید

بعضی بینی های کوچک با بوی مطبوع یک یا دو قطره خوشبو کننده یا روغن طبیعی روی دستمال کنار تخت خوابشان زودتر به خواب می روند. بعضی از خوشبو کننده  ها و روغن های طبیعی به عنوان آرام کننده و ضد اضطراب شناخته شده اند. البته استفاده از خوشبو کننده ها تا قبل از ۶ ماهگی نوزاد توصیه نمی شود.برای نوزادان کمتر از ۶ ماه یا نوزادانی که پوست و شامه حساسی دارند از خوشبو کننده استفاده نکنید و حتی برای شستشوی ملحفه های تخت از شوینده های بی بو استفاده کنید.

رفلاکس معده (ترش کردن)

رفلاکس معده نوزادان یک بیماری شایع است که دلیل پزشکی آن هنوز مشخص نشده است و یکی از عوامل مشکلات خواب در نوزادن است. این بیماری به علت بدکاری ماهیچه ای است که مری را به شکم متصل می کند و باعث ترشح اسیدی می شود که وارد مری شده و احساس درد را در نوزاد به وجود می آورد.  از نشانه های این بیماری می توان به تف زیاد، گریه با صدای بلند، خس خس کردن، عق زدن و مشکلات تغذیه ای است. اگر نوزادتان این علائم را نشان می دهد، برای کسب اطمینان به پزشک او مراجعه کنید.

دستتان را روی بدن کودک بگذارید

وقتی نوزاد را برای خواب به تختخوابش منتقل می کنید، سعی کنید دستتان را با مهربانی روی شکم، بازوها و سر کودک بگذارید تا او را آرام کنید. بعضی اوقات فقط حضور شما کنار کودک کافی است تا حس امنیت به نوزاد منتقل شود و راحت تر بخوابد.

زمان مناسب را انتخاب کنید

خواباندن نوزادی که بیش از حد خسته شده است تقریبا غیر ممکن است. مقرر کردن زمان خواب معین بسیار مهم است و بسیاری از متخصصین عقیده دارند بین ساعت ۶:۳۰ تا ۷:۰۰ بعدازظهر بهترین زمان برای خواباندن کودکان زیر یکسال است. خوشبختانه زود خواباندن کودک به زود بیدار شدن کودک در صبح منجر نخواهید شد و بالعکس خواب مناسب شبانه باعث می شود کودک صبح ها دیرتر از خواب بیدار شود.

لباس خواب مناسب

بعضی اوقات نوزادان به پارچه هایی که از الیاف مصنوعی ساخته شده اند، حساسیت دارند که می تواند مانع خوابیدن نوزاد شود. از لباس هایی استفاده کنید که از الیاف طبیعی مانند کتان تهیه شده اند تا از اذیت شدن کودک جلوگیری کنید.

دمای محیط را پایین نگه دارید

حتما خودتان هم می دانید که در دمای مناسب بهتر می خوابید! نوزاد هم مانند شماست. بنا بر توصیه انجمن پزشکان کودک امریکا دمای اتاق نوزاد را بین ۱۸٫۳۳ تا ۲۱٫۱۱درجه سانتیگراد نگه دارید تا از سندرم مرگ ناگهانی نوزاد جلوگیری کنید.

اتاق را تاریک کنید

برای اینکه به نوزاد کمک تا متوجه فرارسیدن زمان خواب شود، اتاق او را تاریک کنید. از چراغ خواب استفاده نکنید و از پرده های تیره تا بتوانید تاریکی شب را در طول روز بازسازی کنید. وقتی زمان بیدار شدن کودک است، چه در صبح و چه در بعداز ظهر، پرده ها را باز کنید و به نور اجازه ورود بدهید تا نوزاد متوجه تفاوت بشود.

نوزاد را ماساژ دهید

نوزادان و کودکان نوپا که پیش از خواب ۱۵ دقیقه ماساژ داده می شوند، سریع تر از کودکانی که فقط برایشان قصه گفته شده است، به خواب می روند. پس روغن مناسب ماساژ کودک تهیه کنید و با ملایمت و فشار کم او را ماساژ دهید.

خواب نیمروزی

علاوه بر تمام فواید خواب نیمروزی که به شما فرصت کارهایی مانند دوش گرفتن، چک کردن ایمیل یا انجام تماس های تلفنی را می دهد، خواب نیمروزی برای رشد ذهنی و جسمی کودک بسیار اهمیت دارد. به خاطر این باور غلط که اگر کودک در روز نخوابد، شب ها بیشتر می خوابد، خواب نیمروز را حذف نکنید چون دقیقا برعکس است. 

از پوشک مخصوص شب استفاده کنید

پوشک خیس هم می تواند از عواملی باشد که مانع خوابیدن نوزاد شود. بهتر است در طول شب از پوشک هایی که قدرت جذب بسیار بالا دارند استفاده کنید تا اگر نوزاد با پوشک خیس خوابش برد، مجبور نباشید او را بیدار کنید ( در صورت دفع حتما پوشک را تعویض کنید). در این صورت برای محافظت از پوست حتما از کرم های مخصوص پوشک استفاده کنید

به نوزاد پستانک بدهید

دادن پستانک در زمان خواب به کودک کمک می کند تا آرام شود و به خواب برود. مطالعات نشان داده اند که استفاده از پستانک ممکن است از بروز سندرم مرگ ناگهانی نوزاد جلوگیری کند. وقتی نوزاد به خواب رفت، پستانک را از دهانش خارج کنید تا به خاطر افتادن پستانک از دهانش بیدار نشود. حتما از پستانک های بسیار نرم استفاده کنید تا اگر روی آن غلت زد، اذیت نشود.

از راهکارهای مخصوص استفاده کنید

هیچوقت معلوم نیست چه چیزی نوزاد را در نیمه های شب آرام خواهد کرد. همه ما درباره تکان دادن کودک در تمام شب شنیده ایم یا نشستن در ماشین و گردش آرام شبانه شنیده ایم. هیچکس نمی تواند قضاوت کند که کدام شیوه برای نوزاد شما کارآمد خواهد بود. بهتر است شیوه های امنی که برای نوزاد شما مناسب هستند را پیدا و از آنها استفاده کنید.

یک برنامه خواب منظم داشته باشید

هیچ شکی در این که یک برنامه منظم خواب می تواند به کودک بفهماند که زمان خواب فرا رسیده است، وجود ندارد. یک برنامه آرامش بخش تنظیم کنید و به آن عمل کنید. استمرار در اجرای برنامه خواب، کلید موفقیت شماست.

نوزاد را قنداق کنید

از هر تازه پدر و مادری که سوال کنید به شما در مورد اهمیت یادگیری مهارت مهم قنداق کردن کودک خواهند گفت. از آنجا که نوزاد در رحم مادر شرایطی شبیه قنداق شدن را دارد، این کار به نوزاد کمک می کند بهتر بخوابد.

قصه بگویید

مهم نیست برای نوزاد چه قصه ای تعریف می کنید چون او متوجه چیزی که می گویید نمی شود اما گفتن قصه پیش از خواب با صدای آرامش بخش، نوزاد را آرام می کند و عادت قصه گفتن و قصه شنیدن در تمام دوران کودکی حفظ می شود.

حالت های نوزاد را بشناسید

به جای آنکه منتظر بمانید تا بحران اصلی فرا برسد، به دنبال شناخت نشانه های خستگی نوزاد باشید. ممکن است نوزاد چشمهایش را بمالد، گریه کند یا خمیازه بکشد. بعضی از نوزادان ممکن است کاملا برعکس باشند و در زمان خستگی پرانرژی تر شوند که این حالت باعث گمراهی والدین می شود. به نشانه های مخصوص کودک خود دقت و آن ها را شناسایی کنید تا خواباندن کودک راحت تر باشد.

با نوزاد حرف بزنید

وقتی نوزاد متولد می شود، صدای شما برایش آشناست و به همین علت تاثیر مثبتی روی کودک دارد. حرف زدن آرام و یا لالایی خواندن پیش از خواب به کودک کمک می کند تا با اطمینان از حضور مادر با احساس امنیت به خواب برود.

صدای متناوب ایجاد کنید

در رحم مادر، جنین به شنیدن صداهای متناوب مانند صدای نفس یا تپش قلب و یا حتی صدای شکم شما عادت دارد و به همین دلیل ممکن است سکوت برایش اسرارآمیز باشد. بعضی از نوزادن با شنیدن صدای دستگاه تهویه و به طور کلی لوازمی که صدای متناوب تولید می کنند، بهتر به خواب می روند.

کودک را نوازش کنید

پیش از خواب کودک را غرق در بوسه و آغوش کنید. با انجام این کار کودک احساس عشق و امنیت بیشتری از جانب شما خواهد داشت و این حس باعث می شود که عمیق تر و طولانی تر بخوابد.

لالایی بخوانید

مهم نیست چه شعر یا ترانه ای را برای خواندن انتخاب می کند چون آواز خواندن به طور کلی یک روش بسیار عالی برای آرام کردم کودک خواب آلود است و با توجه به اینکه تحقیقات نشان داده اند که آواز خواندن به کاهش استرس کمک می کند، این کار به شما هم احساس آرامش خواهد داد.

 

 

 

 

منبع : هیئت تحریریه نی نی سایت – ۲۶ روش ساده برای خواباندن نوزاد

نشانه های علاقه مندی نوزاد، نوپا و خردسال به مادر

نشانه های علاقه مندی نوزاد، نوپا و خردسال به مادر

هفت علامت که عشق کودک به مادر را نشان می دهند

 

 

هفت نشانه علاقه نوزاد به شما

به چشمان شما خیره می شود :  نوزادان عاشق نگاه کردن به صورت ها و از همه بیشتر صورت شما هستند. این زل زدن روح نواز یک غزیره برای حفظ بقا است که برای جذب عشق و توجه مراقب طراحی شده است و به نوعی شروع عشق کودک به شماست که متوجه اهمیت شما در زندگی خود شده است.

بوی شما را می شناسد : اگر به کودک فرصت انتخاب میان عطر گل رز و بلوز عرق کرده شما که شیر هم روی آن ریخته است، داده شود، کودک به بلوز شما واکنش نشان خواهد داد. حتی نوزادانی که فقط یک هفته دارند سرشان را به سمت بالشتکی برمی گردانند که به شیر مادرشان آغشته شده است. برای نوزاد هیچ چیز خوشبوتر از شما نیست.

به شما می خندد : اولین باری که کودک به شما لبخند واقعی می زند یک لحظه جادویی است. لبخند زدن شیوه کودک برای گفتن “دوستت دارم” است.

با شما حرف می زند : نوزاد شما خیلی زود خطاب به شما یا مراقبی که به او اطمینان دارد، شروع به قان و قون می کند. صداهایی که نوزاد تولید می کند برای ایجاد ارتباط با شماست، پس حتما به او واکنش نشان دهید. این تمرینات شما را برای مکالمات آینده آماده می کند.

دوست دارد شما کنارش باشید : تقریبا نیمه دوم سال اول زندگی کودک از غیبت شما ناراحت می شود و وقتی از اتاق خارج می شوید ممکن است صورتش را جمع کند یا گریه کند و به محض بازگشت شما بخندد که نشانه رشد دلبستگی نوزاد است.

به علایق شما علاقه نشان می دهد : اگر شما به چیزی توجه نشان دهید، نوزاد هم دقیقا همان کار را خواهد کرد که به آن “توجه مشترک” می گویند. این رفتار می تواند از چند ماهگی نوزاد شروع شود اما بین ۹ تا ۱۲ ماهگی کاملا قابل مشاهده است. “توجه مشترک” نشانه این است که کودک با شما در تعامل است و به چیزهایی که شما به آن توجه می کنید اهمیت می دهد

از شما به عنوان سپر و محافظ استفاده می کند : اگر وقتی کودک با یک فرد غریبه رو به رو می شود، سرش را در سینه شما فرو می کند، تعجب نکنید. “اضطراب جدایی” یک مرحله طبیعی است و رجوع کودک به شما برای حمایت به ای معنی است که او عاشق شماست و اطمینان دارد که شما می توانید از او محافظت کنید.

 

هفت نشانه علاقه کودک نوپا به شما 

حالات چهره شما را تقلید می کند : حالات مختلف صورت شما برای بیان احساساتتان در موقعیت های گوناگون بیشتر از هر ویروسی به کودک سرایت می کند و به همین دلیل معمولا وقتی شما می خندید، او هم می خندد یا وقتی نگران هستید، او هم نگران می شود. این تقلید ها در دوران نوزادی شروع می شود اما بین ۹ تا ۱۸ ماهگی به اوج خود می رسد.

واکنش های شما را تقلید می کند : کودک یکساله شما به فیلی که در آشپزخانه در حال آب پز کردن تخم مرغ است، چه واکنشی نشان می دهد؟ او به شما نگاه خواهد کرد. دنیا می تواند برای کوچولوی شما گیج کننده و غافلگیر کننده باشد به همین دلیل کودک از واکنش های شما استفاده می کند تا آن را درک کند. او عاشق شماست و به عقاید شما اعتماد می کند

رفتارهای شما را تقلید می کند : آیا کوچولوی شما سعی می کند در خانه را با کلید شما باز کند؟ آیا او موهایش را در آینه درست مثل شما درست می کند؟ شاید فکر کنید که تقلید کردن شکل واضحی از چاپلوسی است اما برای کودک نوپا تقلید نشانه احترام و عشقی است که به شما دارد.

با شما تعامل می کند : تعاملی که کودک با شما که در نوزدادی داشت حالا پیچیده تر شده است. کودک نوپای شما می خواهد به تمام سوالات شما پاسخ دهد و شما شاهد تمام واکنش های او باشید و به شما در مورد عقایدش بگوید. به این وضعیت توجه اجتماعی مشترک می گویند که نشانه دلبستگی و اعتماد کودک به شماست.

شما مانند خانه امن او هستید : در محیط جدید، کودک بین کشف محیط و بازگشت به آغوش شما در رفت و آمد است. این کار کودک نشانه اعتماد، اطمینان و وابستگی به شماست.

در مواقع غیرامن به شما پناه می آورد : اگر در حال گردش در پارک باشید و ناگهان یک گربه بزرگ می بینید، کودک دستانش را برای گرفتن دست شما بالا می آورد و دستتان را محکم می گیرد. او برای کمک به شما اطمینان می کند و این راهی است برای نشان دادن عشقش به شماست.

آرامش و راحتی را در شما جستجو می کند : کودک نوپا ممکن است دست شما را بگیرد و از شما بخواهد او را ببوسید یا او را نوازش کنید. او می داند که می تواند هر وقت نیاز داشت، برای کسب راحتی روی شما حساب کند.

 

هفت نشانه علاقه کودک خردسال به شما

جلب توجه می کند : وقتی کودک را برای بازی به پارک می برید و در حالی که کودک مشغول بازی است، شما رویتان را بر می گردانید و شروع به صحبت کردن با دوستتان می کنید، کودک خردسالتان شروع به بالا رفتن از اسباب بازی ها یا پاشیدن خاک می کند و اگر نتواند توجه مثبت شما را جلب کند، مطمئنا موفق به جلب توجه منفی شما خواهد شد! این رفتار کودک نشانه دیگری است که نشان می دهد شما چه قدر برایش اهمیت دارید.

از شما الگوبرداری می کند : همانطور که در دوران نوپایی کودک دوست دارد هر کاری که شما می کنید را عینا تقلید کند، در این دوره نیز به تقلید ادامه می دهد اما تقلید او پیشرفته تر شده است. او در حالی که مشغول کوبیدن روی کامپیوتر است، یک تلفن مهم می زند یا حتی در حالی که مشغول رانندگی است، بد و بیراه می گوید. شما برای کودک یک ستاره هستید!

به صورت کلامی به شما ابراز عشق می کند : تقریبا در حدود ۳ تا ۴ سالگی بیشتر کودکان شروع به بیان و توصیف عشقشان به شما می کنند. شاید این جمله را از کودک بشنوید :”مامان دوستت دارم” یا “چه قدر پوستت نرم است!” یا ” می خواهم با تو ازدواج کنم تاهمیشه با هم باشیم!”. همه این جملات معنی یکسانی دارند و نشان دهنده عشق کودک به شما هستند.

به شما آرامش می دهد : شاید کودک خردسال شما با همدلی که با شما نشان میدهد، غافلگیرتان کند. او همدلی اش را با دادن بالشتش به شما وقتی غمگین هستید یا گریه می کنید، نشان می دهد یا اگر آسیبی ببینید شما را می بوسد. او دقیقا همان کاری را انجام می دهد که شما وقتی کودک غمگین یا آسیب دیده است انجام می دهید. شما دنیای کودک هستید و او نمی خواهد دنیایش آسیب ببیند. بنابراین سعی می کند از شما محافظت کند.

سعی می کند با کلمات شما را اذیت کند : قاعدتا عشق نباید آزار دهنده باشد اما وقتی راجع به کودکان حرف می زنیم، بعضی مواقع می تواند اینطور باشد. اگر کودک را ناراحت کنید ممکن است با یک جمله توهین آمیز مثل ” مامان بی تربیت!” یا “ازت متنفرم!”. مطمئنا شنیدن این جملات خوشایند نیست اما باید بدانید که این جمله ها نشانه این است که برای کودک از هر کس دیگری بیشتر اهمیت دارید. بددهنی کردن راه کوتاه و راحت تر بیان این جمله است : “تو انقدر برایم اهمیت داری که می توانی از هر کس دیگری بیشتر من را ناراحت کنی، پس من هم می خواهم آزارت بدهم.”

به شما هدیه می دهد : ممکن است شما یک دسته گل که از حیاط چیده شده از کودک دریافت کنید یا یک سنگ براق یا حتی یک نقاشی که با مداد رنگی کشیده شده است. این هدیه می تواند بستنی قیفی باشد که وقتی کودک را حمام می کنید با کف و آب برایتان درست می کند. هدایای با مزه و تاثیرگذار شیوه ای است که کودک با آن به شما نشان می دهد که برایش خاص و ویژه هستید.

بازگشت شما را جشن می گیرد : بعد از مدتی جدایی، کودک خردسال توجه ویژه ای به شما نشان می دهد، مثلا بغلتان می کند و کارهایی که انجام داده است را نمایش می دهد. حتی اگر زمان ترک شما کودک جیغ و فریاد به راه انداخته باشد، باز هم زمانی که باز می گردید این رفتار را نشان خواهد داد.

 

 

هیئت تحریریه نی نی سایت -نشانه های علاقه مندی نوزاد، نوپا و خردسال به مادر

خواندن برای نوزاد مهارت شنوایی او را افزایش می دهد

خواندن برای نوزاد مهارت شنوایی او را افزایش می دهد

 

تکرار کلمات به ساختار مهارت گزبنی کودک کمک می کند

 

خواندن برای نوزاد مهارت شنوایی او را افزایش می دهد - عصر دانش

خواندن برای نوزاد مهارت شنوایی او را افزایش می دهد

تصور نکنید کتاب خواندن برای نوزادان و کودکان بسیار جوان، خیلی زود است. بهتر است بدانید جنین این توانایی را دارد تا صدای مادرش را در داخل رحم تشخیص دهد. بنابراین سعی کنید خواندن با صدای بلند در دوران بارداری را به یک عادت تبدیل کنید.

زمانی که نوزاد به دنیا می آید و برایش کتاب می خوانید، او مفهوم کلمات شما را نمی فهمد اما شنیدن صدای شما، او را تحریک می کند تا جذب صدا شده و مهارت شنوایی اش پرورش یابد. علاوه براین، کتاب خواندن برای کودک، بدون در نظر گرفتن سن او،  فرصت بزرگی برای نوازش کردن و برقراری پیوند عاطفی بین شما و کودک است. چنانچه کتاب خواندن را به شکل منظم از همان ابتدا آغاز کنید، کتاب به شکل طبیعی به یک قسمت از روز کودک تبدیل خواهد شد و او این کار را با لذت خاصی انجام می دهد.
چرا خواندن کتاب برای کودک مفید است
خواندن برای نوزاد، به ساخت دایره کلمات در او، تحریک قوه تخیل کودک کمک کرده و مهارت برقراری ارتباط در او را تقویت می کند. هرچه قدر بیشتر با نوزاد خود صحبت کنید برای رشد و پرورش او بهتر است.
تفسیر رویدادهای محل برای کودک، به هنگام قدم زدن یا نام بردن اعضای بدن او به هنگام شستنش در حمام، بهترین راه برای صحبت کردن با او است. خواندن یکی دیگر از راه های افزایش تعامل کلامی شما با کودک است. کتاب خواندن برای کودک، مفاهیم داستان، رنگها، اعداد و شکلها را به او معرفی کرده و اطلاعاتی را درباره جهان اطرافش به او می دهد. همچنین مهارتهای حافظه و  واژه را برای او بوجود می آورد. تا زمانیکه او ۱ ساله می شود، تمام صداهایی که برای صحبت کردن به آنها نیاز دارد را یاد گرفته است. هرچه قدر لغات بیشتری بشنود، توانایی او در صحبت کردن بهتر خواهد بود.
برای نوزاد چه کتابی باید خوانده شود
در چند ماه اول، نوزاد قادر است زمانیکه شما صحبت می کنید، ریتم زبان (نه محتوای آن) را درک کند. تکرار خوب است به این علت که به ساختار مهارت زبانی کودک کمک می کند. برای جلب توجه بیشتر نوزاد، جهت صدای خود را تغییر دهید یا صدای خود را برای شخصیتهای مختلف تغییر دهید.  برای خواند، هر مطلبی را می توانید انتخاب کنید. مجله یا حتی رمانی که سعی دارید آن را تمام کنید.
 کتابهایی که دارای تصاویری با رنگها ی روشن و کنتراست های تند هستند نیز می توانند  کودک را شیفته خود کنند. بنابراین سعی کنید تا تعداد زیادی کتابهای مقوایی و عکس دار تهیه کنید.
نکته مهم این است که کودک بین چیزهایی که به آنها عشق می ورزد، ارتباط برقرار می کند. نزدیکی شما، صدای شما و کتاب. این امر نشان دهنده آن است که کتاب خواند برای او کار لذت بخشی است.
شما مجبور نیستید که تمام مدت در یک تقطه بنشینید و کتاب بخوانید. برای کودک تنوع ایجاد کنید برای این منظور می توانید جای خود را تغییر داده و کتاب را با صدای بلند برای او بخوانید.
چه نوع کتابی برای کودکان مناسب است
در این خصوص اجازه دهید کودک خودش قضاوت کند. به احتمال زیاد او تصمیم می گیرد تا چند کتاب را انتخاب کند. این یکی از کارهای مورد علاقه او است. بنابراین هر زمان که او را برای خرید کتاب بیرون می برید، با هیجان خاصی این کار را انجام می دهد.
 کتابهایی که دارای تصاویر رنگارنگ هستند، بدون ترید مورد علاقه کودک هستند.بعضی کودکان کتابهایی که عکسهای زیادی دارند را دوست دارند و این در حالی است که گروهی دیگر به کتابهای ۳ بعدی و پازل مانند ( مثلا کتابهایی که  تصاویر آنها زیر برگه ای یا پشت بخش متحرکی از کتاب پنهان شده است) علاقه نشان می دهند.
کودک شما ممکن است از ریتم آهنگین و شعرهای کتاب لذت ببرند. بنابراین آنها را به شکل روتین در حین انجام هر کاری برای کودک بخوانید. سعی کنید از کتابهای متفاوت در این زمینه استفاده کنید. کودکان دوست دارند به سمت هر چیزی چنگ انداخته و آن را به سمت دهان ببرند. بنابراین توصیه می شود از کتابهای صفحه مقوایی یا پارچه ای استفاده کنید.
آیا باید به هنگام خواندن کتاب صداها را به کودکم بیاموزم
زمانیکه که برای کودکتان کتاب می خوانید سعی کنید تا اوقات خوشی را برای او فراهم کنید. سعی نکنید تا روی الفبا و صداها تمرکز داشته باشید.  زمانیکه به اندازه کافی برای کودک خود کتاب می خوانید در نهایت، او ارتباط بین صداها و کلمات در صفحه را در می یابد. بنابراین به او بیاموزید که از کتاب خواندن لذت ببرد. ارزش لذت بردن از خواندن کتاب خیلی بالاتر از ارزش آموختن علائم و صداها در سنین پایین است
تعامل با کودک کلید موفقیت برای علاقه مند کردن کودک به کتاب خواندن است. به کودک کمک کنید بین داستان و زندگی واقعی اش ارتباط برقرار کند.  برای مثال، اگر تصویر یک توپ زرد رنگ در کتاب وجود دارد به توپ قرمز رنگی که او را دوست دارد و با او بازی می کند اشاره کنید و از او بپرسید آیا توپ زرد رنگ را دوست دارد یا توپ قرمز را؟ سپس ادامه دهید و در پاسخ به او بگویید (( من فکر می کنم که تو توپ قرمز را بیشتر دوست داری به این دلیل که در حال حاضر می توانی با او بازی کنی))
هیئت تحریریه نی نی سایت - خواندن برای نوزاد مهارت شنوایی او را افزایش می دهد

انسان موفق قبل از صبحانه چه می‌کنند؟

انسان موفق قبل از صبحانه چه می‌کنند؟

نخستین برنامه بعد از بیداری، تمرین‌های فیزیکی است. این تمرین‌ها ممکن است نرمش، پیاده‌روی یا هر چیز دیگری باشند که جدای از کمک به سلامتی، سطح هوشیاری را بالا می‌برند.
شاید عنوان این نوشته برای شما ساده یا عجیب باشد،‌ اما جالب است که بدانید این عنوان، یکی از مطالبی است که مورد توجه بسیاری از انسانها است.جالب است که بدانید این عنوان، یکی از مطالبی است که مورد توجه بسیاری از انسانها است. سایت Inc.com، نشریه فوربس، لورا وندرکام در کتابی به همین نام، Business Insider و بسیاری از نشریات دیگر به این موضوع پرداخته‌اند. طبیعی است که بخشی از برنامه صبحگاهی افراد موفق، تابع سلیقه است. اما در اینجا تلاش کرده‌ایم فصل مشترک این برنامه‌ها را مرور کنیم.

مورد اول انسانهای موفق زود از خواب بلند می‌شوند! این جمله ساده اما مهم است. به هر حال اگر می‌خواهیم قبل از صبحانه کار خاصی انجام دهیم یا از افراد موفق در کارهای قبل از صبحانه الگوبرداری کنیم، باید قبل از صبحانه فرصتی داشته باشیم! ضمن اینکه در تمام روز (به عبارتی ساعات بعد از صبحانه…) زنگ موبایل و صدای پیام و پیامک‌ها، فرصت تمرکز و فکر کردن و «لحظات کیفی» را از ما می‌گیرند.

بنابراین زود بیدار شدن می‌تواند «فرصت‌های کیفی» را برای ما ایجاد کند. در حالت عادی،‌ چند دقیقه قبل از خوابیدن و چند دقیقه قبل از بلند شدن از بستر، تنها لحظات کیفی زندگی روزمره ماست. بنابراین اشتباه نکنید. اگر یک ساعت زودتر از خواب بیدار شویم و از این یک ساعت قبل از صبحانه درست استفاده کنیم، ساعات کاری روزانه خود را ۱۰٪ افزایش نداده‌ایم. زمان کیفی روزانه خود را شاید ۵۰۰ تا ۱۰۰۰ درصد افزایش داده‌ایم! لورا وندرکام در کتاب خود توضیح می‌دهد ۹۰ درصد مدیرانی که مورد مطالعه قرار داده است قبل از ساعت ۶ صبح از خواب بیدار می‌شوند. باب ایگر مدیرعامل دیزنی مطالعه روزانه خود را ساعت ۴:۳۰ صبح شروع می‌کند.

مورد دوم نخستین برنامه بعد از بیداری، تمرین‌های فیزیکی است. این تمرین‌ها ممکن است نرمش، پیاده‌روی یا هر چیز دیگری باشند که جدای از کمک به سلامتی، سطح هوشیاری را بالا می‌برند. با توجه به مشغله جدی انسانهای بزرگ و موفق، می‌توان حدس زد که نرمش صبحگاهی به معنای پر کردن اوقات فراغت نیست. بلکه ابزاری برای افزایش کارآیی روزانه است.

مورد سوم برنامه‌ریزی و فکر کردن به مهم‌ترین کارهای روز و هفته و زندگی، کاری است که فقط صبح هنگام، و قبل از شروع برنامه روتین روزمره امکان پذیر است. زمانی که هنوز همکار و همسر و والدین و فرزند و مدیر و کارمند، فرصت تمرکز و برنامه ریزی را از ما نگرفته‌اند. نویسندگانی که عادت نکرده‌اند شب هنگام بنویسند (چون عادت بسیاری از نویسندگان نوشتن های شبانه است) عموماً صبح زود را برای نوشتن انتخاب می کنند.

مورد چهارم اختصاص زمان کیفی به اعضای خانواده و شریک عاطفی در برنامه صبحگاهی بسیاری از افراد موفق جا دارد. ما معمولاً شب‌هنگام و زمان پس از پایان کار و زندگی روزانه را، برای اعضای خانواده و شریک عاطفی خود صرف می‌کنیم. دو مشکل در این الگوی رفتاری وجود دارد. اول اینکه در آن زمان خسته‌ایم و گاهی تمرکز و حوصله ما کم است. دوم اینکه این «حال خوب»، تنها برای ما باعث «خواب خوب» می‌شود. شاید صبح زمان کمتری در اختیار داشته باشیم، اما ذهن شاد و پرانرژی داریم و هنوز فرسوده نشده‌ایم. صرف صبحانه با خانواده، ارسال پیامک برای یک دوست و هر کار دیگری از این جنس، می‌تواند جدای از احساس خوبی که در آن لحظه ایجاد می‌کند، انرژی خوبی برای زندگی و کار روزانه نیز همراه ما روانه کند.

مورد پنجم از فرصت چای و قهوه صبحگاهی، برای ایجاد و توسعه شبکه کاری و دوستی استفاده می‌کنند. مدتهاست که شام‌های کاری، در رقابت با اثربخشی شدید صبحانه‌های دوستانه رنگ باخته‌اند. خستگی، فرسودگی، ترشحات هورمونی شبانه، همه و همه، فضا را برای شکل‌گیری یک شبکه ارتباطی دوستانه یا شکل‌گیری یک رابطه کاری مولد تنگ می‌کنند. به همین دلیل، بررسی‌ها نشان می‌دهد که انسانهای موفق ترجیح می‌دهند زمان صبحانه یا چای و قهوه صبحگاهی خود را به این کار اختصاص دهند. ذهن ما صبح‌ هنگام، هنوز آزاد و رها است. اما شبهنگام، خسته و فرسوده و آلوده به تنش‌های روزانه، بر سر میز چای و قهوه و شام می‌نشیند.

مورد ششم مرور رویدادها و اشیا و فرصت‌های خوب و تداعی‌های لذت‌بخش. برای برخی از ما، ممکن است گلدانی که گوشه اتاق قرار گرفته یادآور لحظات و خاطراتی شیرین باشد. برای دیگری، کارت پستال تبریک تولد یک دوست خوب. برای دیگری، مرور مکالمه پیامکی دوستانه یا عاشقانه‌ای که شب قبل با دوست خود داشته‌ایم. برای یکی خاطرات مسافرت عید سال قبل. انسانهای موفق، همیشه عمداً یا ناخودآگاه بخشی از وقت صبحگاهی خود را به مرور این تداعی‌های شیرین می‌گذرانند. این حس خوب،‌ می‌تواند به سادگی، روزی کاملاً متفاوت را برای ما بسازد. اگر یادگارهایی از این نوع خاطرات دارید، آنها را در اطراف بستر یا میز کار یا میز صبحانه خود نگه دارید.

مورد هفتم بررسی ایمیل‌ها و پیامک‌ها – خدایان مدیریت زمان (آنها که همه جا از این مهارت سخن می‌گویند) یکی از ترفندهای طلایی خود را مدیریت ایمیلها و خواندن آنها و منتقل کردن این زمان به زمانهای خستگی و فرسودگی و بی حوصلگی می‌دانند. چون معتقد هستند که پاسخگویی به ایمیلها و خواندن ایمیلها، کاری بسیار زمان بر و کم اثر است. اما اکثر انسانهای موفق، در زمان صبحگاهی خود، وقتی را به مطالعه و پاسخگویی ایمیل‌ها اختصاص میدهند. ممکن است بگویید آنها ایمیلهای مهم دارند و من همه ایمیل‌هایم، ایمیل های فوروارد شده تفریحی است! اتفاقاً همین عادت صبحگاهی می‌تواند نجات بخش شما باشد.

ما شب هنگام یا لا به لای کار روزمره، گاهی ساعتها درگیر ایمیلها و پیامها و … می‌شویم. فکر می‌کنیم در حال استراحت هستیم. اما همین ایمیل‌ها هم از ما انرژی زیادی می‌گیرند. ممکن است اگر برنامه بررسی ایمیل‌ها را به صبح منتقل کنیم، متوجه شویم که بسیاری از ایمیل‌هایی که در میل باکس ما وجود دارند و هر روز وقت و انرژی ما را برای اخبار زرد بی‌خاصیت می‌گیرند، اساساً بهتر است در فهرست اسپم‌ها باشند!

مورد هشتم مطالعه اخبار روزانه در قالب روزنامه‌های کاغذی یا وب سایت‌های خبری شاید بیشتر از ۱۵ دقیقه وقت نخواهد. اما با این کار، روز من با آگاهی کامل از شرایط ایران و جهان آغاز می‌شود. معمولاً انسانهای موفق، رسانه‌هایی از دو انتهای طیف‌های سیاسی و اقتصادی را بررسی می‌کنند تا همیشه برآوردی نزدیک‌تر به واقعیت جاری داشته باشند.

منبع: برترین ها -انسان موفق قبل از صبحانه چه می‌کنند؟

صبح‌ها دهانتان بوی بد می‌دهد؟

صبح‌ها دهانتان بوی بد می‌دهد؟

در روش سوم مچ دست خود را با زبانتان خیس کرده و اجازه دهید تا خشک شود سپس مچ دست خود را بو کنید در صورتی که بویی استثمام کردید نشان دهنده بوی نامطبوع دهان است.
بوی بد دهان به هنگام صبح یکی از مشکلات آزاردهنده برای بسیاری از افراد است.طبق اعلام آکادمی دندانپزشکان عمومی در آمریکا میلیون‌ها نفر از مردم این کشور در مواقعی همچون هنگام صبح یا پس از خوردن غذای تند و تلخ از بوی بد دهان شکایت می‌کنند. افرادی که از خشکی دهان رنج می‌برند اغلب به دلیل مصرف برخی انواع داروها به این وضعیت دچار می‌شوند. همچنین افرادی که بهداشت دهان خود را رعایت نمی‌کنند نسبت به افراد دیگر بیشتر دچار بوی نامطبوع دهان می‌شوند.

بوی نامطبوع دهان در هنگام صبح غالبا به عدم ترشح بزاق مربوط می‌شود. دکتر «هوگ فلاکس» از آکادمی دندانپزشکی زیبایی در آتلانتا گفت: در طول روز در دهان مقدار قابل توجهی بزاق تولید می‌شود اما هنگام خواب تولید بزاق کاهش می‌یابد.

ترشح بزاق برای پاکسازی دهان از ذرات باقی مانده غذا ضرورت دارد چون در غیر این صورت محل مناسبی برای انباشت باکتری است. کاهش تولید بزاق موجب خشکی دهان می‌شود و این وضعیت به باکتری‌ها اجازه می‌دهد تا رشد کنند و ترکیب‌های ناپایدار گوگرد تولید کنند که عامل بوی نامطبوع‌ دهان است.

همچنین شیوه خوابیدن می‌تواند در شدت و فراوانی بوی بد دهان در هنگام صبح تاثیر بگذارد. خُرخُر کردن یا تنفس از راه دهان در طول شب نیز عامل بازدم بدبو است. بیشتر افرادی که از راه دهان نفس می‌کشند دهانشان خشک می‌شود بنابراین شرایطی بوجود می‌آورد تا باکتری‌های تولیدکننده بوی نامطبوع در دهان رشد کنند. به گفته فلاکس هر زمانی که میزان بزاق دهان کاهش یابد توانایی دهان برای مقابله با تنفس نامطبوع پایین می‌آید.

در حالی که تنفس نامطبوع ارتباطی به سن ندارد باکتری‌های ایجادکننده بوی نامطبوع مشکلاتی را برای سلامتی بوجود می‌آورند. به گفته پزشکان اولین عامل تنفس نامطبوع مشکلات پریودنتال همچون التهاب لثه و پیوره (بیماری بافت اطراف دندان) می‌شود که خود در بروز بیماری‌های قلبی و سکته مغزی نقش دارد.

بررسی‌ها حاکی از آن است که سلامت دهان شدیدا به سلامت دیگر اعضای بدن ارتباط دارد. از جمله اینکه مواد سمی ناشی از باکتری‌های دهانی در جریان خون منتشر می‌شوند و می‌توانند عملکرد سایر اعضا و بافت‌های بدن را مختل کنند. برای کاهش بوی نامطبوع‌ دهان به هنگام صبح می‌توان اقداماتی انجام داد برای مثال سواک کردن، استفاده از نخ دندان و پاکسازی‌ دهان از وجود باقی مانده مواد خوراکی از جمله این روش‌هاست.

دکتر فلاکس چند روش را توصیه می‌کند که به کمک آنها می‌توانید بوی دهان خود را در هنگام صبح کنترل کنید:

- اولین روش استشمام کردن بوی نامطبوع توسط خود شخص است که معمولا در مواقع شدید بودن این وضعیت، بوی بد دهان به سادگی قابل تشخیص است.

- در روش دوم فرد با استفاده از آیینه انتهای زبان خود را مشاهده می‌کند. زمانی که رنگ زبان صورتی شفاف باشد نشان دهنده تنفس مطبوع در فرد است اما در صورتی که روی زبان لایه سفید رنگ باشد از بوی نامطبوع دهان حکایت دارد.

- در روش سوم مچ دست خود را با زبانتان خیس کرده و اجازه دهید تا خشک شود سپس مچ دست خود را بو کنید در صورتی که بویی استثمام کردید نشان دهنده بوی نامطبوع دهان است.

به گفته دکتر فلاکس یک روش ساده برای رفع بوی بد دهان در هنگام صبح پاک کردن سطح زبان با مسواک است تا با این روش فضای مناسبی برای رشد باکتری‌ها فراهم نشود.

منبع: ایسنا -صبح‌ها دهانتان بوی بد می‌دهد؟

چگونه بدون احساس گناه نه بگوییم؟

چگونه بدون احساس گناه نه بگوییم؟

شما فقط باید وقتی به خواهش یا درخواست دیگران بله بگویید ، که از عهده آن بر می آیید و می توانید آن را مدیریت کنید ، یا آنکه جزو وظایفتان باشد یا نهایتا بخواهید لطفی در حق کسی انجام دهید.
خانواده ایرانی - تقریبا برای ما  غیر ممکن است که بدون اینکه احساس گناه کنیم نه بگوییم .فرقی نمی کند که این درخواست ممکن است تا چه اندازه غیر منطقی باشد یا چه کسی از شما کاری را خواسته که از عهده آن برنمی آیید.

شما فقط باید وقتی به خواهش یا درخواست دیگران بله بگویید ، که از عهده آن بر می آیید و می توانید آن را مدیریت کنید ، یا آنکه جزو وظایفتان باشد یا نهایتا بخواهید لطفی در حق کسی انجام دهید.

در غیر این صورت شما باید بتوانید بدون ترس از عواقب امر “نه ” بگویید.اگر شما از آن دسته افراد هستید که که بله می گویید چون از نه گفتن می ترسید ، ما به شما مراحلی را پیشنهاد می کنیم تا بر ترس و احساس گناهتان چیره شوید .

۱-  بدانید  که شما نمی توانید همه کار ها را انجام دهید.

وقتی که نتوانید به دیگران نه بگویید ، شاید دیگر هیچ وقتی برای اختصاص دادن به خود نیابید . به خودتان اعتراف کنید که این برای شما غیر ممکن است ، وقتی احساس خوبی نسبت به انجام کاری ندارید به آن بله بگویید.

۲-به خودتان بگویید که شما خودخواه نیستید.

یکی از دلایل مهمی که اغلب افراد نمی توانند بدون احساس گناه نه بگویند ، این است که حس می کنند این کار آنها نوعی خود خواهیست . این را بدانید که اگر نسبت به خواسته غیر منطقی دیگران نه بگویید این کار اصلا خود خواهی نیست . حتی اگر آن ها شما را خود خواه خطاب کنند.این امر اصلا صحت ندارد .

۳-بدانید شما توانایی راضی نگه داشتن همه را ندارید.

اعتراف کنید که راضی نگه داشتن همه در طول زندگی شما امری غیر ممکن است. شاید احساس کنید با نه گفتن دیگری را نا امید می کنید و احترام او را از دست خواهید داد ، ولی شاید خلاف این موضوع برای شما ثابت شود . گاهی وقتی کسی می بیند که شما به تمام خواسته هایش بله می گویید ، شروع به بهره کشی و سو استفاده از شما می کند و شما با ادامه بله گفتن این شرایط را برای او فراهم می کنید.

۴-به کارهایی فکر کنید که با یک نه گفتن ساده برای شما امکان بله گفتن به آن ها فراهم می شود.

لازم نیست که شما فقط به جنبه منفی نه گفتن فکر کنید . به کارهای متنوعی فکر کنید که با آزادتر شدن وقتتان می توانید انجام دهید . وقتی به این فکر کنید که با نه گفتن همه چیز روبه راه تر می شود ، احساس گناه کمتری خواهید داشت.به این فکر کنید که می توانید وقت بیشتری به خودتان و کسانی که برایتان عزیزند اختصاص دهید.

۵-متوجه علت احساس گناه و ناراحتی خود وقتی نه می گویید بشوید.

آیا این حس ناراحتی به این علت است که می ترسید او دیگر با شما صحبت نکند؟یا از این نگرانید که او فکر کند که برای شما بی اهمیت است؟ اصلا نگران نباشید مطمین باشید . دوستی یا هر نوع رابطه ای که با یک نه گفتن ساده دچار مشکل شود از ابتدا مشکل دار بوده است. چه بهتر که چنین شرایطی سستی پایه های این رابطه را برایتان آشکار کند.

۶-ترفند های مختلفی که دیگران برای راضی کردن شما به انجام کاری پیش می گیرند را متوجه شوید.

وقتی این ترفند ها را درک کنید می فهمید که آنها با شناسایی نقطاط ضعف شما می خواهند نه شما را به بله تبدیل کنند . حتی گاهی کودک خرد سالتان هم با کوبیدن پا بر زمین و گریه می خواهد خواسته اش را عملی کند چون او نیز فهمیده است که با این کار نه شما بله می شود! ترفند هایی مثل توهین یا نق نق و ناله کردن یا گاهی حس گناه به شما دادن و یا در مواقعی با تحسین و تمجید بیش از حد.

۷-با آرامش و صلابت کامل صحبت کنید حتی اگر لازم باشد بلند تر از معمول صحبت کنید.

محکم باشید و در عین آرامش شفاف صحبت کنید . اگر صدایتان لرزان و مشوش یا ناراحت باشد طرف مقابل از ضعف شما آگاه می شود و تلاش می کند که از شما سواستفاده کند . اگر محکم و با صلابت صحبت کنید طرف مقابل خواهد فهمید که نه گفتن شما منطقی است و قابل تجدید نظر نمی باشد.

۸-زبان بدن هماهنگ داشته باشید.

راست بایستید و دستانتان را در طرفینتان نگه دارید یا به نشانه نه بالا بیاورید . هنگام نه گفتن با طرف مقابلتان ارتباط چشم در چشم داشته باشید . هرگز موقع نه گفتن با دستان یا جواهراتتان بازی نکنید.

۹-زیادی معذرت خواهی نکنید.

اگر واقعا به خاطر کاری که نمی توانید انجام دهید متاسفید می توانید به سادگی بگویید “متاسفم”  . اما هر چه بیشتر این جمله را تکرار کنید کمتر محکم و مصمم به نظر خواهید رسید  . مثلا به جای اینکه بگویید من خیلی خیلی متاسفم که نمی توانم از کودکتان مراقبت کنم  و من خیلی خیلی احساس بدی از این موضوع دارم و خیلی شرمنده شما شدم ، می توانید بگویید متاسفم من برای نگهداری از کودکتان وقت ندارم.

۱۰-توضیح دهید که به چه علت نمی توانید کاری را که از شما خواسته شده انجام دهید.

گاهی دادن توضیح کامل طرف مقابلتان را متقاعد می کند که علت نه گفتن شما چه بوده است  . گفتن دو یا چند جمله برای توضیح کافیست.نیازی نیست شما دلایل دروغ مطرح کنید یا بهانه تراشی کنید.فقط صادق باشید و دلایلتان را مختصرا بیان کنید.

۱۱- به طرف مقابلتان حق انتخاب بدهید.

با تمام این اوصاف ، اگر شما هنوز از نه گفتن احساس گناه می کنید می توانید راه حل های دیگری به طرف مقابلتان پیشنهاد کنید . مثلا وقتی دوستتان از شما می خواهد که او را امروز بعد از ظهر برای ملاقات دکتر ببرید و شما امروز نمی توانید او را همراهی کنید ، می توانید به او چند پیشنهاد جایگزین بدهید مثلا این که شما فردا وقت کافی برای این کار را خواهید داشت ویا می توانید پیشنهاد کنید که شما ماشین خود را در اختیار او قرار می دهید ویا …

منبع: wikihow -چگونه بدون احساس گناه نه بگوییم؟

ترجمه : خانواده ایرانی