وقتی شکست، ترسناک می شود

وقتی شکست، ترسناک می شود

وقتی شکست، ترسناک می شود


شکست طعم گسی دارد اما گاهی شروع یک اتفاق خوب است. گاهی تمام تلاشمان را می کنیم تا روی شکست را نبینیم اما هر لحظه فاصله مان با او کمتر می شود.

شکست

هیچ کس از شکست خوشش نمی آید و همه تلاش می کنند تا حد ممکن از وقوع آن پیشگیری کنند. اما برای بعضیها این تلاش، حالت افراطی به خود می گیرد به طوری که آنها را از حرکت باز می دارد. این همان وقتی است که اصطلاحاً شکست ترسناک می شود. ترس از شکست چه نشانه هایی دارد و چگونه می توان با آن مقابله کرد؟
شکست بخشی از زندگی است، از همان کودکی وقتی که همه توان مان را به کار می گرفتیم تا قاشق را خودمان به دست بگیریم و تنهایی غذا بخوریم اما وسط راه قاشق کج می شد و غذا می ریخت، و شاید هم زودتر، طعم شکست را احساس کردیم. خوبی آن دوران این بود که مزه شکست به تلخی حالایمان نبود. خیلی راحت از آن عبور می کردیم و بلافاصله عزم مان را برای حل مشکل جزم می کردیم. کم کم که بزرگتر شدیم نظرمان راجع به شکست هم عوض شد. نمی توانم بگویم دقیقاً چه چیزی باعث این تغییر شد چون تجربه هر کس فرق می کند، اما هر چه بود آنقدر قوی بود که شکست را به یکی از ترسهای بزرگ بعضی از ما تبدیل کرد.

آیا واقعاً شکست ترسناک است
شکست ناخوشایند است چون احساساتی مانند نا امیدی، خشم، ناکامی، ناراحتی، پشیمانی، گناه، گیجی و سردرگمی را به همراه دارد، اما ترسناک نیست. آن چه که ایجاد ترس می کند، احساس شرمی است که در پس ظاهر ترس از شکست پنهان شده است. اگر دقت کرده باشید، دیده اید کسانی که از شکست می ترسند آدمهایی هستند که می توانند از پس مدیریت هیجانها و احساسات همراه با شکست (یأس، خشم و …) بر آیند، این یعنی آنها از خود شکست نمی ترسند آن چه که آنها را می ترساند، احساس شرم بعد از آن است.
شرم یک هیجان سمی است چون شخصیت ما را هدف می گیرد نه کارها و رفتارهای مان را. برای مثال وقتی ما کاری را درست انجام نمی دهیم و بابت آن سرزنش می شویم احساس گناه یا پشیمانی می کنیم. وقتی درباره خودمان و شخصیتمان سرزنش می شویم ، احساس بدی پیدا می کنیم که نامش شرم است. شرم هسته روان ما، هویت ما، عزت نفس ما و احساس خوب ما از خودمان را مورد حمله بی امان خود قرار می دهد و آنقدر به آسیب زدن ادامه می دهد که فرد به طور ناخودآگاه ترجیح می دهد با پیدا کردن راههایی برای اجتناب از شکستهای احتمالی بعدی از خودش محافظت کند.

برای مثال فردی که قرار است در مصاحبه شغلی حاضر شود به جای آماده کردن خود برای زمان مصاحبه، وقتش را صرف کارهای غیر ضروری می کند. این رفتار ناخودآگاه به او این امکان را می دهد که بعد از رد شدن در مصاحبه بگوید «من وقت نداشتم تا خودم را به خوبی برای مصاحبه آماده کنم» و به این ترتیب از شرمگین شدن خود بعد از شکست پیشگیری کند. با این اوصاف باید گفت «ترس از شکست» یک اصطلاح غلط رایج است چون خود شکست عامل ترس نیست، البته چون هنوز جایگزین مناسبی برای آن پیدا نشده است همچنان در نوشته ها و سخنرانیها مورد استفاده قرار می گیرد.

چه موقع شکست خطرناک است
خب معمولش این است که بعد از هر شکستی آدم مدتی اعصابش خرد است و غمگین است اما خیلی طول نمی کشد که متوجه می شود این راهش نیست، بلند می شود و از نو شروع می کند. حال با هدفی نو یا با روشی نو. آن چه مهم است نفس انگیزه و اقدام دوباره به کار است. اما وقتی پای ترس از شکست وسط می آید، فرد به راحتی نمی تواند دوباره آستین بالا بزند. در نتیجه یا کاری را شروع نمی کند و یا آن را تمام نمی کند. انگار انگیزه او برای اجتناب از شکست، بر انگیزه اش برای کسب موفقیت پیشی گرفته است. این وضعیت که ناخودآگاه هم است باعث می شود فرد به روشهای مختلفی فرصت موفقیتهای بعدی خود را خراب کرده و تصویری را که از خودش به عنوان یک آدم شکست خورده در ذهنش ساخته تأیید و تثبیت کند؛ و این خطرناک است.

شکست ناخوشایند است چون احساساتی مانند نا امیدی، خشم، ناکامی، ناراحتی، پشیمانی، گناه، گیجی و سردرگمی را به همراه دارد، اما ترسناک نیست. آن چه که ایجاد ترس می کند، احساس شرمی است که در پس ظاهر ترس از شکست پنهان شده است

آیا از شکست می ترسید
اگر مایلید بفهمید آیا از شکست می ترسید یا خیر ۱۰ جمله زیر را با دقت بخوانید و شدت هریک از آنها را در خودتان ارزیابی کنید. توجه داشته باشید که اولاً این جملات برای تشخیص بالینی و چسباندن یک اختلال یا بیماری به کسی تهیه نشده اند و دوماً همه ما تا حدودی به وجود این موارد در خودمان اذعان می کنیم. اگر بعد از خواندن این جملات به خودتان پاسخ «خیلی» و «زیاد» را دادید بهتر است  برای کسب اطلاعات بیشتر و بررسی بهتر موضوع، با یک متخصص در سلامت روان صحبت کنید.
۱٫ شکست، من را از این نگران می کند که دیگران راجع به من چه فکرهایی می کنند.
۲٫ شکست، من را درباره توانایی ام برای رسیدن به اهداف آینده ام نگران می کند.
۳٫ شکست، من را از این نگران می کند که: نکند دیگران علاقه شان را نسبت به من از دست بدهند؟
۴٫ شکست، من را درباره هوش و توانایی ام نگران می کند.
۵٫ شکست، من را از این نگران می کند که: نکند کسانی که برایم مهم هستند را نا امید کنم؟
۶٫ من مایلم قبل از اعلام شدن نتیجه هر کاری، جلو جلو به دیگران بگویم که «موفق نمی شوم» تا انتظارات آنها را از خودم کم کنم.
۷٫ وقتی در کاری شکست می خورم، به سختی می توانم به راههای دیگری که برای موفقیت وجود دارند فکر کنم.
۸٫ من اغلب اوقات، در دقیقه نودِ انجام کارها سردرد، معده درد و بیماریهای دیگر می گیرم و نمی توانم آن را انجام دهم.
۹٫ من اغلب قبل ازاقدام به کار، مشغول چیزهایی می شوم که حواسم را پرت می کنند و فرصت آماده شدن را از من می گیرند. وقتی بعدها به آن موقعیت فکر می کنم می بینم آن مشغولیتها آنقدر هم که در آن زمان به نظرم مهم می آمدند ضروری نبودند.
۱۰٫ من در انجام کارها خیلی «امروز و فردا می کنم» و «وقت کم می آورم».

چه باید کرد؟
یک نکته مهم در شناسایی ترس از شکست، توجه به ناخودآگاه بودن این موضوع است. به عبارت دیگر برای شناسایی آن در خود، باید روان را مورد توجه عمیق قرار داده و در لایه های زیرین آن پرسشهایی را از خود مطرح کرد. بعد از شناسایی، می توان برای اصلاح اقدام کرد. از سه طریق:
۱٫ پذیرش ترس. به طور کلی پذیرش هر مسئله ای باعث می شود که آن مسئله از سطح نا خودآگاه خارج شده و خودآگاه شود. در نتیجه بهبود بخشیدن به آن هم ممکن می شود. در اینجا هم مهم است بپذیریم که ما از شکست می ترسیم چون در ما احساس شرم به وجود می آورد.

۲٫ صحبت کردن با افراد قابل اعتماد. صحبت کردن و جلب همدلی افراد قابل اعتماد کمک می کند تا احساس خود ارزشمندی مان حفظ شده و بار سنگین نگرانی هایی که راجع به نظر دیگران داریم کاهش یابد.

۳٫ تمرکز بر جنبه هایی از کار که تحت کنترل هستند. شکست به معنای از دست دادن کنترل بر همه جنبه های کار نیست. همیشه جنبه هایی هستند که همچنان تحت کنترل ما باقی می مانند. بعد از شناسایی کردن این جنبه ها می توانیم فکری هم به حال جنبه هایی که تحت کنترل نیستند بکنیم. برای مثال می توانیم با استفاده از طوفان فکری، راههای مختلفی را که به ذهنمان می رسد یادداشت کرده و بعد عاقلانه ترین آنها را انتخاب کنیم. سپس دست به اقدام بزنیم.

 فرآوری راحله فلاح
بخش خانواده ایرانی تبیان
چرا حسادت می کنیم؟

چرا حسادت می کنیم؟

چرا حسادت می کنیم؟


چرا حسادت می کنیم؟ چقدر خودتان را با دیگران مقایسه می کنید؟ در کارزار زندگی چقدر حس رقابت تان، شبیه حسادت است؟  شاید فکر می کنید کسی نباید درنردبان زندگی بالاتر از شما بایستد.

چرا حسادت می کنیم؟ - عصر دانش

چرا حسادت می کنیم؟

چرا حسادت می کنیم؟

حسادت احساسی بسیار موزی است، یادآوری موفقیت‌هایی است که نداشته‌اید، تجربیاتی که نداشته‌اید، ارتباطاتی که دوست داشتید داشته باشید، هر چیزی که به شما احساس «کمتر» بودن می‌دهد.اما می توان رقابت را جایگزین حسادت کرد و مدام بر زندگی غر نزد. شاید راه کارهای زیر مثمر باشد.

موفقیت شما در گرو موفقیت دیگران

داشتن حسی جز شادی برای موفقیت دیگران، شانس موفقیت و شادی شما  را مسدود می‌کند.طبق قانون جذب، با غوطه خوردن در فکر چیزهایی که دیگران دارند و شما ندارید، از آن حس نداشتن بیشتر به سمت خودتان جذب خواهید کرد. این یعنی چیزهایی که می‌خواهید داشته باشید را از خودتان دورتر می‌کنید.اگر بتوانید برای شادی و موفقیت دیگران جشن بگیرید به جهان این پیام را می‌دهید که «من هم از این موفقیت به دست می‌آورم».
همه چیز به انرژی احساسات شما بستگی دارد. ناراحت شدن بخاطر شادی دیگران اصلاً حس خوبی نیست بنابراین نمی‌تواند چیزهای خوبی را جذب کرد. شاد شدن بخاطر موفقیت دیگران حس بسیار خوبی ، بنابراین به ایجاد خوبی‌های بیشتر هم برای شما و هم برای آن فرد کمک خواهد کرد.

تجربیات مثبت دیگران را ببینید

دیدن تجربیات مثبت دیگران شما را در آستانه آن تجربیات قرار می‌ دهد.با دیدن اینکه یکی از دوستانتان شغلی عالی با درآمدی فوق‌العاده دارد، ممکن است خیلی راحت دچار حسادت شوید. اما درمقابل اگر از این جهت به آن نگاه کنید که چنین شغل‌هایی وجود دارد، به شما هدف می‌دهد که به سمت آن بروید و امکانات بسیار زیادی که در جهان وجود دارد را به شما نشان می‌دهد.

افراد حسود همیشه این ترس را دارند که همسر خود را از دست بدهند و به همین دلیل نمی‌توانند به طرف مقابل خود اعتماد کنند

همچنین به ما کمک می‌کند با این عقیده منفی جامعه مقابله کنیم. فرصت زیادی برای ما وجود ندارد. بنابراین اگر کسی به چیزی که ما می‌خواهیم دست پیدا کرده است، شانس اینکه ما هم به آن دست پیدا کنیم بسیار کم می‌شود.واقعیت این است که، باور داشته باشید، همیشه برای همه افراد فرصت کافی وجود دارد. فقط باید به دنبال آن باشید. افراد حسود همیشه این ترس را دارند که همسر خود را از دست بدهند و به همین دلیل نمی‌توانند به طرف مقابل خود اعتماد کنند

یک ساکن موقتی

همه چیز در این دنیا موقتی است، همه چیز به طور مداوم در حال تغییر است. اینکه بفهمید همه چیز موقتی است در همه قسمت‌های زندگی‌تان معجزه می‌کند، مخصوصاً در مقابله با حسادت.ثروتی که می‌بینید دوست تان تجربه می‌کند، ممکن است طی یک سال از بین برود. رابطه احساسی فوق‌العاده‌ای که دوستتان دارد ممکن است طی یک ماه بر هم بخورد. شرایط ناهمواری که خودتان با آن دست و پنجه نرم می‌کنید، ممکن است طی یک روز از این رو به آن رو شود.منظور این نیست که با دانستن اینکه شادی و موفقیت دیگران همیشگی نیست احساس راحتی پیدا کنید. این فقط کمک تان می‌کند که بفهمید همه چیز دنیا برای همه آدم هاست. سختی‌ها فقط برای ما پیش نمی‌آید.موقعیت و شرایط زندگی مدام در حال تغییر است. بنابراین اینکه وقت و انرژی زیادی از خودتان را صرف افسوس خوردن برای آن یا آرزو کردن برای چیزی بهتر کنید، فقط وقت تان را تلف می‌کند.

چرا حسادت می کنیم؟ - عصر دانش

چرا حسادت می کنیم؟

 

قدردان باشید

قدردانی از چیزهایی که دارم فکر چیزهایی که می‌توانم داشته باشم را شیرین‌تر می‌کند.اگر بتوانید قدر تجربیاتی که الان دارید را بدانید – حتی اگر در ظاهر تجربیاتی منفی باشند – ظرفیت بزرگتری در شما ایجاد می‌کند که تجربیات مثبت را بهتر تشخیص دهید. با تلاش برای چیزهایی که در زندگی‌تان ایدآل نیستند، به چیزی بسیار بزرگ دست پیدا می‌کنید. رشد. و رشد برای تغییری که به دنبال آن هستید، در زندگی‌تان جا باز می‌کند.

حسادت ممنوع!

چرا حسادت حس کاملا بی‌فایده‌ و در عین حال مضری است وباید از این حس منفی و مخرب دوری کنید

تاثیر حسادت روی شغل

حسادت کردن به همکاران در محیط کار  به شکل بدی روی وضعیت شغلیِ تاثیر می‌گذارد. بیشتر اوقات فردی که به همکاران خود حسادت می‌کنند خواسته یا ناخواسته در رفتارش به آنها توهین می‌کند و این امر موقعیت شغلی او را به خطر می‌اندازد.

از دست دادن دوستان نزدیک

بیشتر مواقعی که دوستانتان نمره بهتری می‌گیرند ممکن است به آنها حس حسادت داشته باشید. این ماهیت انسان است که تمایل داشته باشد جایگاه خود را نسبت به دیگران ارتقا دهد و از موفقیت دیگران ناراحت شود،‌ اما نکته مهم آن است تا بتوان بر این حس غلبه کرد و به جای حسادت کردن به موفقیت دیگران تلاش کنیم که موفقیت‌های خودمان را بیشتر کنیم.

از دست دادن روابط خانوادگی

مواقع زیادی وجود دارد که افراد روابط خانوادگی‌شان را به دلیل حسادت از دست می‌دهند. حسادت بین اعضای خانواده به درگیری و دعوا منجر می‌شود. همچنین حسادت بین خواهرها و برادرها می‌تواند نزدیکی خانواده را از بین ببرد که در این میان والدین بیشترین آسیب را می‌بینند.واقعیت این است که، باور داشته باشید، همیشه برای همه افراد فرصت کافی وجود دارد. فقط باید به دنبال آن باشید

حقیر شدن

حسادت رفتار بدی در نظر گرفته می‌شود چرا که موجب ناراحتی فرد می‌شود و حس ترس همه جانبه‌ای را در او بوجود می‌آورد. فرد حسود احساس می‌کند هیچ فرد نزدیکی برای او نمانده و به تدریج احساس حقارت در او آغاز می‌شود. همچنین بر نوع تفکرات فرد تاثیر گذاشته و باعث می‌شود تنها به جوانب منفی مسائل توجه کند.

تاثیر سوء بر سلامت کلی فرد

افراد حسود در خود حس ناراحتی و ترس را تجربه می‌کنند. وجود این ترس موجب می‌شود فشار و استرس فرد افزایش یابد که بر سلامت تاثیر می‌گذارد و مشکلات بسیاری همچون بیماری‌های قلبی، چاقی، دیابت، سردرد و مرگ زودرس را به همراه دارد.

واقعیت این است که، باور داشته باشید، همیشه برای همه افراد فرصت کافی وجود دارد. فقط باید به دنبال آن باشید

ایجاد مشکل در زندگی مشترک

 اغلب گفته می‌شود که افراد حسود نمی‌توانند عاشق شوند. افراد حسود همیشه این ترس را دارند که همسر خود را از دست بدهند و به همین دلیل نمی‌توانند به طرف مقابل خود اعتماد کنند.

خطر ارتکاب به جرم

حس حسادت وقتی شدید شود ممکن است فرد را وادار به تصمیماتی کند که موجب پشیمانی او در تمام عمر شود. گاهی اوقات افراد تحت تاثیر حسادت برای انتقام گرفتن روش اشتباهی را پی می‌گیرند که به ارتکاب جرم آنان منجر ‌می‌شود.

تاثیر سوء بر آنها که ما را دوست‌ دارند

 واضح است در صورتی که اتفاقی بد برای فرد رخ دهد روی افرادی که او را هم دوست دارند تاثیر می‌گذارد. بنابراین اگر در نتیجه حسادت اتفاق بدی برای فرد رخ دهد نه تنها به شخص آسیب وارد می‌شود بلکه اطرافیان فرد هم تحت تاثیر آن قرار می‌گیرند. به طور مثال وقتی فرد در نتیجه حسادت به انجام جرمی مرتکب شود زندگی اطرافیان او هم تحت تاثیر آن خراب می‌شود.

حس تنهایی دائمی

فرد حسود در نهایت به این نتیجه می‌رسد که تنهای تنهاست. هیچ کس در اطراف او نخواهد بود تا بتواند احساساتش را با او در میان بگذارد و از او مراقبت و حمایت کند.

فرآوری :هلیا بامداد

 بخش خانواده ایرانی  تبیان

 

قدردانی یک انتخاب است

قدردانی انتخاب است

قدردانی انتخاب است


فرقی نمی کند پدر هستید یا مادر، دختر هستید یا پسر، مدیر هستید یا کارمند، مهم این است که قدران زحمات یکدیگر باشید. سپاسگزار وقدران بودن عادتی است که می توانید او را، روز به روز بزرگ تر کنید. این کار ارزان ترین راه برای نفوذ به قلب دیگران است.

قدردانی انتخاب است - عصر دانش

قدردانی انتخاب است

قدردانی انتخاب است

روان‌شناسان می‌گویند قدر‌شناسی، روابط ما با دیگران را مثبت می‌کند، بخصوص وقتی این فرد همسرتان باشد. بخش زیادی از رضایت زندگی به همین رابطه‌ مثبت برمی‌گردد و به همین خاطر کسانی با شما راحت‌ترند که بدانند علاوه بر اینکه بدی‌هایشان را می‌گویید، لطف‌هایشان را هم به یاد دارید و به زبان می آورید.
افراد قدرشناس‌تر آدم‌های راضی‌تری هستند. آنان از زندگی خودشان بیشتر راضی هستند و خوبی‌های همسر را بیشتر می‌بینند و درک می‌کنند. رضایت از زندگی خود خوشبختی است.

اما چگونه قدرشناس واقعی باشیم؟

قدر‌شناسی یک مهارت است که می‌توان همیشه آن را آموخت و تجربه کرد. پس به نکات زیر توجه کنید:

تهیه لیست  از سپاسگزاری ها
قبل از شروع روز، در انتهای روز یا هر وقت که پنج یا ده دقیقه وقت آزاد دارید، ۱۰ چیزی که به خاطر آنها سپاسگزار هستید را فهرست کنید. حتما لازم نیست که چیزهای بزرگی در این فهرست قرار داشته باشند، فقط به دوروبر خود نگاه کنید و از خود بپرسید، در این لحظه، من از چه چیزی سپاسگزار هستم؟ لباس هایی که مرا گرم نگه می دارند، یک فنجان چای داغ، یک دوست خوب…؟ اگر شما این کار را هر روز انجام دهید، به شما این قول را می دهم که بعد از چند هفته، یا حتی چند روز، احساس خوشبختی بیشتری خواهید کرد.

روزانه ۱۰ دقیقه تمرین حضور در لحظه را انجام دهید
این تمرین را حداقل یک بار در هفته انجام دهید. هر روز ۱۰ دقیقه را به این تمرین اختصاص دهید و روی جایگاه کنونی خود در زندگی متمرکز شوید. به اطراف خود بنگرید. چه چیزهایی را می بینید، حس می کنید، می شنوید؟ وقتی که دچار یک روزمرگی محض می شویم، مانند یک خلبان اتوماتیک عمل می کنیم که ممکن است باعث بی حس شدن، ناسپاسی و تلخ کامی ما نسبت به زندگی شود. تمرین حضور در لحظه، شما را از این حالت خارج می کند و به شما کمک می کند تا زندگی را از زاویه ای روش تر و دلپذیرتر ببینید.
آدم‌های قدرشناس‌تر آدم‌های راضی‌تری هستند، با زندگی خودشان بیشتر حال می‌کنند و خوبی‌های همسر را بیشتر می‌‌بینند و درک می‌‌کنند

آدم‌های قدرشناس‌تر آدم‌های راضی‌تری هستند، با زندگی خودشان بیشتر حال می‌کنند و خوبی‌های همسر را بیشتر می‌‌بینند و درک می‌‌کنند

به زندگی بی طرفانه نگاه کنید
صحبت کردن درباره ی این موضوع، آسان تر از عمل کردن به آن می باشد، اما به صورت آگاهانه سعی کنید تا جایی که می توانید بی طرف باشید. آیا شخصی که با او کار می کنید، به همان اندازه که فکر می کنید آزاردهنده است یا شما بیش از حد راجع به این مساله حساس شده اید؟ یک قدم به عقب بردارید و سعی کنید به جای این که به صورت شخصی با مسائل برخورد کنید، از بیرون به شرایط نگاه کنید.

قبل از خواب روزتان را مرور کنید
قبل از این که هر شب به خواب بروید، به چیزهایی خوبی که در روز برای شما اتفاق افتاده اند، فکر کنید. حتی اگر فکر می کنید که هیچ چیز فوق العاده ای اتفاق نیفتاده است، به چیزهایی کوچکی فکر کنید که از داشتن آنها سپاسگزارید. اگر نمی توانید به چیزی فکر کنید، به جستجوی خود ادامه دهید. می توانید به  این موضوع ساده فکر کنید: «من عاشق بالشتم هستم!».

 

افکارتان را بازنگری کنید
بیشتر اوقات به چه چیزهایی فکر می کنید؟ درباره ی چه مسائلی با دیگران صحبت می کنید؟ آیا از این موضوع اطلاع دارید؟ در بیشتر اوقات، بدون این که بدانیم انرژی خود را صرف چه چیزی می کنیم، زندگی خود را می گذرانیم. یک هفته را به بررسی بی طرفانه ی افکارتان اختصاص دهید، بدون این که آنها را قضاوت کنید. شاید مایل باشید تا این افکارتان را روی کاغذ بیاورید، سپس بعد از تمام شدن یک هفته، به تمرین خود نگاهی داشته باشید. اگر بیشتر اوقات خود را به شکایت کردن گذرانده اید، یادداشتی ذهنی را ثبت کنید تا عادت های فکری خود را تغییر دهید.

قدردانی انتخاب است - عصر دانش

قدردانی انتخاب است

 

تعریف کردن را جایگزین شکایت کردن کنید
لزومی ندارد که این تمرین را بیش از حد انجام دهید.به هر حال گاهی اوقات انسان نیاز دارد تا خودش را تخلیه کند. اما دفعه ی بعد که خواستید حرف بی فایده و آزاردهنده ای را به زبان آورید، برعکس آن را انجام دهید. سعی کنید تا هر روز از چیزی تعریف کنید. شما احساس شادی و قدردانی بیشتری را تجربه خواهید کرد.

یک نامه قدردانی بنویسید
یک نامه ی قدردانی برای شخصی یا چیزی که شما را آزار می دهد، بنویسید. سعی کنید تا از درسی که از این شرایط می آموزید، سپاسگزار باشید، از آن درس بگیرید. این تمرین به شما کمک می کند تا فرایند تفکر خود را در مسیر مثبتی قرار دهید، و می تواند به شما کمک کند تا چیزهایی را که نمی پذیرید را قبول کنید و از آنها درس بگیرید.
قبل از این که هر شب به خواب بروید، به چیزهایی خوبی که در روز برای شما اتفاق افتاده اند، فکر کنید. اگر نمی توانید به چیزی فکر کنید، به جستجوی خود ادامه دهید. می توانید به  این موضوع ساده فکر کنید: «من عاشق بالشتم هستم!»

به یاد داشته باشید که قدردانی یک انتخاب است
شما زندگی خود را هدایت می کنید، و شما می توانید انتخاب کنید که چگونه واکنش نشان دهید یا چگونه فکر کنید. اگر شما افکار و نگرش های مثبت را در سر خود بپرورانید، خوشحال تر، سالم تر و راضی تر خواهید بود.

رخدادهای بعد از قدردانی
قدرشناسی رمز موفقیت است،وقتی احساس می کنید قدرتان را می دانند، در شرایط احساسی و عاطفی مقبولی قرار می گیرید. در این شرایط شما به جای آنکه فکر کنید چه چیزهایی در زندگی ندارید یا کم دارید، به آنچه دارید توجه می کنید. وقتی قدرشناس هستیم، اتفاقات زیر  را به خانه مان دعوت می کنیم.

قبل از این که هر شب به خواب بروید، به چیزهایی خوبی که در روز برای شما اتفاق افتاده اند، فکر کنید. اگر نمی توانید به چیزی فکر کنید، به جستجوی خود ادامه دهید. می توانید به  این موضوع ساده فکر کنید: «من عاشق بالشتم هستم!»

رضایت از زندگی را بالا می‌برد
آدم‌های قدرشناس‌تر آدم‌های راضی‌تری هستند، با زندگی خودشان بیشتر حال می‌کنند و خوبی‌های همسر را بیشتر می‌‌بینند و درک می‌‌کنند. ایــن رضایت از زندگی خودش کم چیزی نیست. اصلاً یک جـــورهایی رضایت از زندگــی خود خوشـــبختی است.

افسردگی را کم می‌کند
قدرشناسی افسردگی را کم می‌کند. می‌دانید چرا؟ راستش را بخواهید افسردگی از یک نوع خودخواهی خیلی عمیق اما خیلی پنهان سرچشمه می‌گیرد. تا وقتی که ما در مقام گیرنده‌ی مطلق باشیم و توقع داشته باشیم همه چیز و از جمله محبت را دودستی به ما تقدیم کنند، معلوم است که افسرده می‌شویم. چون که ذاتاً دنیا این جور جایی نیست که مفتی مفتی و بدون تعامل تو را به چیزی برساند. آدم‌های قدرشناس به این دلیل افسرده نمی‌شوند که این حس قدردانی با آن حس پنهان خودخواهی مقابله می‌کند.

کمرنگ شدن خشم و حسادت
هم خشم و هم حسادت یک جورهایی از ناکامی سرچشمه می‌گیرد. خشم به این خاطر شکل می‌گیرد که ما برای رسیدن به هدف‌مان با مانع روبه‌رو شده‌ایم و حسادت هم به این خاطر که ما دلمان می‌خواسته است در جایگاه یک نفر دیگر باشیم اما الان نیستیم. اما حس قدردانی به معنای رضایت لااقل از جنبه‌های مثبت وضعیت فعلی است. یعنی دقیقاً برخلاف حس‌هایی که به خشم و حسادت دامن می‌زند.

از قدرناشناسی تا قدرشناسی
برای این که یک نفر آدم قدرشناسی شود هیچ‌وقت دیر نیست. قدرشناسی یک مهارت است که می‌شود همیشه آن را آموخت و تجربه کرد.

فرآوری :هلیا بامداد
بخش خانواده ایرانی تبیان

انسان موفق قبل از صبحانه چه می‌کنند؟

انسان موفق قبل از صبحانه چه می‌کنند؟

نخستین برنامه بعد از بیداری، تمرین‌های فیزیکی است. این تمرین‌ها ممکن است نرمش، پیاده‌روی یا هر چیز دیگری باشند که جدای از کمک به سلامتی، سطح هوشیاری را بالا می‌برند.
شاید عنوان این نوشته برای شما ساده یا عجیب باشد،‌ اما جالب است که بدانید این عنوان، یکی از مطالبی است که مورد توجه بسیاری از انسانها است.جالب است که بدانید این عنوان، یکی از مطالبی است که مورد توجه بسیاری از انسانها است. سایت Inc.com، نشریه فوربس، لورا وندرکام در کتابی به همین نام، Business Insider و بسیاری از نشریات دیگر به این موضوع پرداخته‌اند. طبیعی است که بخشی از برنامه صبحگاهی افراد موفق، تابع سلیقه است. اما در اینجا تلاش کرده‌ایم فصل مشترک این برنامه‌ها را مرور کنیم.

مورد اول انسانهای موفق زود از خواب بلند می‌شوند! این جمله ساده اما مهم است. به هر حال اگر می‌خواهیم قبل از صبحانه کار خاصی انجام دهیم یا از افراد موفق در کارهای قبل از صبحانه الگوبرداری کنیم، باید قبل از صبحانه فرصتی داشته باشیم! ضمن اینکه در تمام روز (به عبارتی ساعات بعد از صبحانه…) زنگ موبایل و صدای پیام و پیامک‌ها، فرصت تمرکز و فکر کردن و «لحظات کیفی» را از ما می‌گیرند.

بنابراین زود بیدار شدن می‌تواند «فرصت‌های کیفی» را برای ما ایجاد کند. در حالت عادی،‌ چند دقیقه قبل از خوابیدن و چند دقیقه قبل از بلند شدن از بستر، تنها لحظات کیفی زندگی روزمره ماست. بنابراین اشتباه نکنید. اگر یک ساعت زودتر از خواب بیدار شویم و از این یک ساعت قبل از صبحانه درست استفاده کنیم، ساعات کاری روزانه خود را ۱۰٪ افزایش نداده‌ایم. زمان کیفی روزانه خود را شاید ۵۰۰ تا ۱۰۰۰ درصد افزایش داده‌ایم! لورا وندرکام در کتاب خود توضیح می‌دهد ۹۰ درصد مدیرانی که مورد مطالعه قرار داده است قبل از ساعت ۶ صبح از خواب بیدار می‌شوند. باب ایگر مدیرعامل دیزنی مطالعه روزانه خود را ساعت ۴:۳۰ صبح شروع می‌کند.

مورد دوم نخستین برنامه بعد از بیداری، تمرین‌های فیزیکی است. این تمرین‌ها ممکن است نرمش، پیاده‌روی یا هر چیز دیگری باشند که جدای از کمک به سلامتی، سطح هوشیاری را بالا می‌برند. با توجه به مشغله جدی انسانهای بزرگ و موفق، می‌توان حدس زد که نرمش صبحگاهی به معنای پر کردن اوقات فراغت نیست. بلکه ابزاری برای افزایش کارآیی روزانه است.

مورد سوم برنامه‌ریزی و فکر کردن به مهم‌ترین کارهای روز و هفته و زندگی، کاری است که فقط صبح هنگام، و قبل از شروع برنامه روتین روزمره امکان پذیر است. زمانی که هنوز همکار و همسر و والدین و فرزند و مدیر و کارمند، فرصت تمرکز و برنامه ریزی را از ما نگرفته‌اند. نویسندگانی که عادت نکرده‌اند شب هنگام بنویسند (چون عادت بسیاری از نویسندگان نوشتن های شبانه است) عموماً صبح زود را برای نوشتن انتخاب می کنند.

مورد چهارم اختصاص زمان کیفی به اعضای خانواده و شریک عاطفی در برنامه صبحگاهی بسیاری از افراد موفق جا دارد. ما معمولاً شب‌هنگام و زمان پس از پایان کار و زندگی روزانه را، برای اعضای خانواده و شریک عاطفی خود صرف می‌کنیم. دو مشکل در این الگوی رفتاری وجود دارد. اول اینکه در آن زمان خسته‌ایم و گاهی تمرکز و حوصله ما کم است. دوم اینکه این «حال خوب»، تنها برای ما باعث «خواب خوب» می‌شود. شاید صبح زمان کمتری در اختیار داشته باشیم، اما ذهن شاد و پرانرژی داریم و هنوز فرسوده نشده‌ایم. صرف صبحانه با خانواده، ارسال پیامک برای یک دوست و هر کار دیگری از این جنس، می‌تواند جدای از احساس خوبی که در آن لحظه ایجاد می‌کند، انرژی خوبی برای زندگی و کار روزانه نیز همراه ما روانه کند.

مورد پنجم از فرصت چای و قهوه صبحگاهی، برای ایجاد و توسعه شبکه کاری و دوستی استفاده می‌کنند. مدتهاست که شام‌های کاری، در رقابت با اثربخشی شدید صبحانه‌های دوستانه رنگ باخته‌اند. خستگی، فرسودگی، ترشحات هورمونی شبانه، همه و همه، فضا را برای شکل‌گیری یک شبکه ارتباطی دوستانه یا شکل‌گیری یک رابطه کاری مولد تنگ می‌کنند. به همین دلیل، بررسی‌ها نشان می‌دهد که انسانهای موفق ترجیح می‌دهند زمان صبحانه یا چای و قهوه صبحگاهی خود را به این کار اختصاص دهند. ذهن ما صبح‌ هنگام، هنوز آزاد و رها است. اما شبهنگام، خسته و فرسوده و آلوده به تنش‌های روزانه، بر سر میز چای و قهوه و شام می‌نشیند.

مورد ششم مرور رویدادها و اشیا و فرصت‌های خوب و تداعی‌های لذت‌بخش. برای برخی از ما، ممکن است گلدانی که گوشه اتاق قرار گرفته یادآور لحظات و خاطراتی شیرین باشد. برای دیگری، کارت پستال تبریک تولد یک دوست خوب. برای دیگری، مرور مکالمه پیامکی دوستانه یا عاشقانه‌ای که شب قبل با دوست خود داشته‌ایم. برای یکی خاطرات مسافرت عید سال قبل. انسانهای موفق، همیشه عمداً یا ناخودآگاه بخشی از وقت صبحگاهی خود را به مرور این تداعی‌های شیرین می‌گذرانند. این حس خوب،‌ می‌تواند به سادگی، روزی کاملاً متفاوت را برای ما بسازد. اگر یادگارهایی از این نوع خاطرات دارید، آنها را در اطراف بستر یا میز کار یا میز صبحانه خود نگه دارید.

مورد هفتم بررسی ایمیل‌ها و پیامک‌ها – خدایان مدیریت زمان (آنها که همه جا از این مهارت سخن می‌گویند) یکی از ترفندهای طلایی خود را مدیریت ایمیلها و خواندن آنها و منتقل کردن این زمان به زمانهای خستگی و فرسودگی و بی حوصلگی می‌دانند. چون معتقد هستند که پاسخگویی به ایمیلها و خواندن ایمیلها، کاری بسیار زمان بر و کم اثر است. اما اکثر انسانهای موفق، در زمان صبحگاهی خود، وقتی را به مطالعه و پاسخگویی ایمیل‌ها اختصاص میدهند. ممکن است بگویید آنها ایمیلهای مهم دارند و من همه ایمیل‌هایم، ایمیل های فوروارد شده تفریحی است! اتفاقاً همین عادت صبحگاهی می‌تواند نجات بخش شما باشد.

ما شب هنگام یا لا به لای کار روزمره، گاهی ساعتها درگیر ایمیلها و پیامها و … می‌شویم. فکر می‌کنیم در حال استراحت هستیم. اما همین ایمیل‌ها هم از ما انرژی زیادی می‌گیرند. ممکن است اگر برنامه بررسی ایمیل‌ها را به صبح منتقل کنیم، متوجه شویم که بسیاری از ایمیل‌هایی که در میل باکس ما وجود دارند و هر روز وقت و انرژی ما را برای اخبار زرد بی‌خاصیت می‌گیرند، اساساً بهتر است در فهرست اسپم‌ها باشند!

مورد هشتم مطالعه اخبار روزانه در قالب روزنامه‌های کاغذی یا وب سایت‌های خبری شاید بیشتر از ۱۵ دقیقه وقت نخواهد. اما با این کار، روز من با آگاهی کامل از شرایط ایران و جهان آغاز می‌شود. معمولاً انسانهای موفق، رسانه‌هایی از دو انتهای طیف‌های سیاسی و اقتصادی را بررسی می‌کنند تا همیشه برآوردی نزدیک‌تر به واقعیت جاری داشته باشند.

منبع: برترین ها -انسان موفق قبل از صبحانه چه می‌کنند؟

صبح‌ها دهانتان بوی بد می‌دهد؟

صبح‌ها دهانتان بوی بد می‌دهد؟

در روش سوم مچ دست خود را با زبانتان خیس کرده و اجازه دهید تا خشک شود سپس مچ دست خود را بو کنید در صورتی که بویی استثمام کردید نشان دهنده بوی نامطبوع دهان است.
بوی بد دهان به هنگام صبح یکی از مشکلات آزاردهنده برای بسیاری از افراد است.طبق اعلام آکادمی دندانپزشکان عمومی در آمریکا میلیون‌ها نفر از مردم این کشور در مواقعی همچون هنگام صبح یا پس از خوردن غذای تند و تلخ از بوی بد دهان شکایت می‌کنند. افرادی که از خشکی دهان رنج می‌برند اغلب به دلیل مصرف برخی انواع داروها به این وضعیت دچار می‌شوند. همچنین افرادی که بهداشت دهان خود را رعایت نمی‌کنند نسبت به افراد دیگر بیشتر دچار بوی نامطبوع دهان می‌شوند.

بوی نامطبوع دهان در هنگام صبح غالبا به عدم ترشح بزاق مربوط می‌شود. دکتر «هوگ فلاکس» از آکادمی دندانپزشکی زیبایی در آتلانتا گفت: در طول روز در دهان مقدار قابل توجهی بزاق تولید می‌شود اما هنگام خواب تولید بزاق کاهش می‌یابد.

ترشح بزاق برای پاکسازی دهان از ذرات باقی مانده غذا ضرورت دارد چون در غیر این صورت محل مناسبی برای انباشت باکتری است. کاهش تولید بزاق موجب خشکی دهان می‌شود و این وضعیت به باکتری‌ها اجازه می‌دهد تا رشد کنند و ترکیب‌های ناپایدار گوگرد تولید کنند که عامل بوی نامطبوع‌ دهان است.

همچنین شیوه خوابیدن می‌تواند در شدت و فراوانی بوی بد دهان در هنگام صبح تاثیر بگذارد. خُرخُر کردن یا تنفس از راه دهان در طول شب نیز عامل بازدم بدبو است. بیشتر افرادی که از راه دهان نفس می‌کشند دهانشان خشک می‌شود بنابراین شرایطی بوجود می‌آورد تا باکتری‌های تولیدکننده بوی نامطبوع در دهان رشد کنند. به گفته فلاکس هر زمانی که میزان بزاق دهان کاهش یابد توانایی دهان برای مقابله با تنفس نامطبوع پایین می‌آید.

در حالی که تنفس نامطبوع ارتباطی به سن ندارد باکتری‌های ایجادکننده بوی نامطبوع مشکلاتی را برای سلامتی بوجود می‌آورند. به گفته پزشکان اولین عامل تنفس نامطبوع مشکلات پریودنتال همچون التهاب لثه و پیوره (بیماری بافت اطراف دندان) می‌شود که خود در بروز بیماری‌های قلبی و سکته مغزی نقش دارد.

بررسی‌ها حاکی از آن است که سلامت دهان شدیدا به سلامت دیگر اعضای بدن ارتباط دارد. از جمله اینکه مواد سمی ناشی از باکتری‌های دهانی در جریان خون منتشر می‌شوند و می‌توانند عملکرد سایر اعضا و بافت‌های بدن را مختل کنند. برای کاهش بوی نامطبوع‌ دهان به هنگام صبح می‌توان اقداماتی انجام داد برای مثال سواک کردن، استفاده از نخ دندان و پاکسازی‌ دهان از وجود باقی مانده مواد خوراکی از جمله این روش‌هاست.

دکتر فلاکس چند روش را توصیه می‌کند که به کمک آنها می‌توانید بوی دهان خود را در هنگام صبح کنترل کنید:

- اولین روش استشمام کردن بوی نامطبوع توسط خود شخص است که معمولا در مواقع شدید بودن این وضعیت، بوی بد دهان به سادگی قابل تشخیص است.

- در روش دوم فرد با استفاده از آیینه انتهای زبان خود را مشاهده می‌کند. زمانی که رنگ زبان صورتی شفاف باشد نشان دهنده تنفس مطبوع در فرد است اما در صورتی که روی زبان لایه سفید رنگ باشد از بوی نامطبوع دهان حکایت دارد.

- در روش سوم مچ دست خود را با زبانتان خیس کرده و اجازه دهید تا خشک شود سپس مچ دست خود را بو کنید در صورتی که بویی استثمام کردید نشان دهنده بوی نامطبوع دهان است.

به گفته دکتر فلاکس یک روش ساده برای رفع بوی بد دهان در هنگام صبح پاک کردن سطح زبان با مسواک است تا با این روش فضای مناسبی برای رشد باکتری‌ها فراهم نشود.

منبع: ایسنا -صبح‌ها دهانتان بوی بد می‌دهد؟

چگونه بدون احساس گناه نه بگوییم؟

چگونه بدون احساس گناه نه بگوییم؟

شما فقط باید وقتی به خواهش یا درخواست دیگران بله بگویید ، که از عهده آن بر می آیید و می توانید آن را مدیریت کنید ، یا آنکه جزو وظایفتان باشد یا نهایتا بخواهید لطفی در حق کسی انجام دهید.
خانواده ایرانی - تقریبا برای ما  غیر ممکن است که بدون اینکه احساس گناه کنیم نه بگوییم .فرقی نمی کند که این درخواست ممکن است تا چه اندازه غیر منطقی باشد یا چه کسی از شما کاری را خواسته که از عهده آن برنمی آیید.

شما فقط باید وقتی به خواهش یا درخواست دیگران بله بگویید ، که از عهده آن بر می آیید و می توانید آن را مدیریت کنید ، یا آنکه جزو وظایفتان باشد یا نهایتا بخواهید لطفی در حق کسی انجام دهید.

در غیر این صورت شما باید بتوانید بدون ترس از عواقب امر “نه ” بگویید.اگر شما از آن دسته افراد هستید که که بله می گویید چون از نه گفتن می ترسید ، ما به شما مراحلی را پیشنهاد می کنیم تا بر ترس و احساس گناهتان چیره شوید .

۱-  بدانید  که شما نمی توانید همه کار ها را انجام دهید.

وقتی که نتوانید به دیگران نه بگویید ، شاید دیگر هیچ وقتی برای اختصاص دادن به خود نیابید . به خودتان اعتراف کنید که این برای شما غیر ممکن است ، وقتی احساس خوبی نسبت به انجام کاری ندارید به آن بله بگویید.

۲-به خودتان بگویید که شما خودخواه نیستید.

یکی از دلایل مهمی که اغلب افراد نمی توانند بدون احساس گناه نه بگویند ، این است که حس می کنند این کار آنها نوعی خود خواهیست . این را بدانید که اگر نسبت به خواسته غیر منطقی دیگران نه بگویید این کار اصلا خود خواهی نیست . حتی اگر آن ها شما را خود خواه خطاب کنند.این امر اصلا صحت ندارد .

۳-بدانید شما توانایی راضی نگه داشتن همه را ندارید.

اعتراف کنید که راضی نگه داشتن همه در طول زندگی شما امری غیر ممکن است. شاید احساس کنید با نه گفتن دیگری را نا امید می کنید و احترام او را از دست خواهید داد ، ولی شاید خلاف این موضوع برای شما ثابت شود . گاهی وقتی کسی می بیند که شما به تمام خواسته هایش بله می گویید ، شروع به بهره کشی و سو استفاده از شما می کند و شما با ادامه بله گفتن این شرایط را برای او فراهم می کنید.

۴-به کارهایی فکر کنید که با یک نه گفتن ساده برای شما امکان بله گفتن به آن ها فراهم می شود.

لازم نیست که شما فقط به جنبه منفی نه گفتن فکر کنید . به کارهای متنوعی فکر کنید که با آزادتر شدن وقتتان می توانید انجام دهید . وقتی به این فکر کنید که با نه گفتن همه چیز روبه راه تر می شود ، احساس گناه کمتری خواهید داشت.به این فکر کنید که می توانید وقت بیشتری به خودتان و کسانی که برایتان عزیزند اختصاص دهید.

۵-متوجه علت احساس گناه و ناراحتی خود وقتی نه می گویید بشوید.

آیا این حس ناراحتی به این علت است که می ترسید او دیگر با شما صحبت نکند؟یا از این نگرانید که او فکر کند که برای شما بی اهمیت است؟ اصلا نگران نباشید مطمین باشید . دوستی یا هر نوع رابطه ای که با یک نه گفتن ساده دچار مشکل شود از ابتدا مشکل دار بوده است. چه بهتر که چنین شرایطی سستی پایه های این رابطه را برایتان آشکار کند.

۶-ترفند های مختلفی که دیگران برای راضی کردن شما به انجام کاری پیش می گیرند را متوجه شوید.

وقتی این ترفند ها را درک کنید می فهمید که آنها با شناسایی نقطاط ضعف شما می خواهند نه شما را به بله تبدیل کنند . حتی گاهی کودک خرد سالتان هم با کوبیدن پا بر زمین و گریه می خواهد خواسته اش را عملی کند چون او نیز فهمیده است که با این کار نه شما بله می شود! ترفند هایی مثل توهین یا نق نق و ناله کردن یا گاهی حس گناه به شما دادن و یا در مواقعی با تحسین و تمجید بیش از حد.

۷-با آرامش و صلابت کامل صحبت کنید حتی اگر لازم باشد بلند تر از معمول صحبت کنید.

محکم باشید و در عین آرامش شفاف صحبت کنید . اگر صدایتان لرزان و مشوش یا ناراحت باشد طرف مقابل از ضعف شما آگاه می شود و تلاش می کند که از شما سواستفاده کند . اگر محکم و با صلابت صحبت کنید طرف مقابل خواهد فهمید که نه گفتن شما منطقی است و قابل تجدید نظر نمی باشد.

۸-زبان بدن هماهنگ داشته باشید.

راست بایستید و دستانتان را در طرفینتان نگه دارید یا به نشانه نه بالا بیاورید . هنگام نه گفتن با طرف مقابلتان ارتباط چشم در چشم داشته باشید . هرگز موقع نه گفتن با دستان یا جواهراتتان بازی نکنید.

۹-زیادی معذرت خواهی نکنید.

اگر واقعا به خاطر کاری که نمی توانید انجام دهید متاسفید می توانید به سادگی بگویید “متاسفم”  . اما هر چه بیشتر این جمله را تکرار کنید کمتر محکم و مصمم به نظر خواهید رسید  . مثلا به جای اینکه بگویید من خیلی خیلی متاسفم که نمی توانم از کودکتان مراقبت کنم  و من خیلی خیلی احساس بدی از این موضوع دارم و خیلی شرمنده شما شدم ، می توانید بگویید متاسفم من برای نگهداری از کودکتان وقت ندارم.

۱۰-توضیح دهید که به چه علت نمی توانید کاری را که از شما خواسته شده انجام دهید.

گاهی دادن توضیح کامل طرف مقابلتان را متقاعد می کند که علت نه گفتن شما چه بوده است  . گفتن دو یا چند جمله برای توضیح کافیست.نیازی نیست شما دلایل دروغ مطرح کنید یا بهانه تراشی کنید.فقط صادق باشید و دلایلتان را مختصرا بیان کنید.

۱۱- به طرف مقابلتان حق انتخاب بدهید.

با تمام این اوصاف ، اگر شما هنوز از نه گفتن احساس گناه می کنید می توانید راه حل های دیگری به طرف مقابلتان پیشنهاد کنید . مثلا وقتی دوستتان از شما می خواهد که او را امروز بعد از ظهر برای ملاقات دکتر ببرید و شما امروز نمی توانید او را همراهی کنید ، می توانید به او چند پیشنهاد جایگزین بدهید مثلا این که شما فردا وقت کافی برای این کار را خواهید داشت ویا می توانید پیشنهاد کنید که شما ماشین خود را در اختیار او قرار می دهید ویا …

منبع: wikihow -چگونه بدون احساس گناه نه بگوییم؟

ترجمه : خانواده ایرانی 

لباس را در داخل خانه خشک نکنید

لباس را در داخل خانه خشک نکنید:

لباس هایی که در ماشین لباس شویی شسته می شوند تقریبا حاوی دو لیتر آب هستند که در اتاق منتشر می شود.
پزشکان هشدار می دهند که خشک کردن لباس در داخل خانه می تواند خطر جدی برای افراد مبتلا به آسم یا افرادی که سیستم ایمنی ضعیفی دارند، داشته باشد.به گزارش ایرنا از هلث، لباس هایی که بر روی شوفاژ و یا حوله خشک کن خشک می شوند می توانند سطح رطوبت را در داخل خانه تا ۳۰ درصد افزایش دهند که این شرایط مطلوبی برای پرورش قارچ ها فراهم می کند.

کارشناسان به ویژه نگران قارچ «فومیگاتوس آسپرژیلوس» هستند که می تواند موجب بروز عفونت های ریه شود.

پروفسور «دیوید دانینگ» و گروه وی در مرکز ملی قارچ در منچستر این هشدار را پس از درمان شمار در حال افزایشی از بیماران منتشر کردند که قارچ های فومیگاتوس آسپرژیلوس را استنشاق کرده بودند.

دکتر دانینگ می گوید: لباس هایی که در ماشین لباس شویی شسته می شوند تقریبا حاوی دو لیتر آب هستند که در اتاق منتشر می شود.

وی افزود: بیشتر افراد در برابر این قارچ ها که در شرایط مرطوب رشد می کنند یا ایمن هستند و یا سیستم سالمی برای مبارزه با آن دارند.

وی تاکید کرد: اما در افراد مبتلا به آسم این شرایط می تواند موجب بروز سرفه و خس خس سینه شد؛ همچنین در افرادی که سیستم ایمنی ضعیف و یا آسیب دیده دارند مانند بیماران سرطانی که تحت شیمی درمانی قرار می گیرند، بیماران مبتلا به ایدز و افراد مبتلا به بیماری خود ایمن، این قارچ ها می توانند موجب ابتلا به «آسپرژیلوزیس ریوی» شود.

آسپرژیلوزیس ریوی، بیماری است که می توانند ضرر جبران ناپذیر و در برخی موارد کشنده ای به ریه ها و سینوس ها بزند.

محققان به مردم توصیه می کنند که لباس های شسته شده را تا حد امکان یا در خارج از خانه و یا در خشک کن خشک کنند و در شرایطی که مجبور به خشک کردن در خانه هستند حتی الامکان لباس ها را در یک فضای خالی که به دور از اتاق خواب یا اتاق نشیمن است، خشک کنند.

منبع: ایرنا -لباس را در داخل خانه خشک نکنید

۴ اشتباهی که همه روزتان را خراب می‌کنند

۴ اشتباهی که همه روزتان را خراب می‌کنند:

اغلب افراد پس از بیدار شدن از خواب ناخواسته اشتباهاتی را مرتکب می‌شوند که تمام روز آنها را خراب می‌کنند.

این اشتباهات موجب می‌شوند که حال فرد در طول روز تحت تاثیر قرار گرفته و معمولا این افراد روز خوبی را سپری نمی‌کنند.

به گزارش سایت «تودی» با آگاهی از این اشتباهات و در نتیجه جبران آنها می‌توانید روز خوبی را برای خودتان رقم بزنید:

۱٫ خودداری از قرار گرفتن در معرض نور خورشید

وقتی از خواب بیدار می‌شوید و در معرض نور آفتاب قرار نمی‌گیرید یک روز کسل‌کننده را پیش رو خواهید داشت. یک بررسی انجام شده در دانشگاه فینبورگ آمریکا نشان داد که در واقع از دست دادن نور خورشید در هنگام صبح شاخص‌ توده بدنی را بالا می‌برد.

در واقع افرادی که بعد از ظهر در مقابل تابش نور خورشید قرار می‌گیرند شاخص توده بدنی آنها نسبت به کسانی که صبح در معرض این نور قرار می‌گیرند افزایش می‌یابد و در نتیجه بیشتر با چاقی و عوارض ناشی از آن دست به گریبان هستند. در واقع قرار گرفتن ۲۰ تا ۳۰ دقیقه در معرض نور خورشید در هنگام صبح به افزایش سطح انرژی و تنظیم فعالیت بدن، افزایش اشتها و نیز تنظیم سوخت و ساز بدن کمک می‌کند.

۲٫ ننوشیدن آب

اگر در هنگام صبح آب ننوشید در باقی روز با کمبود اکسیژن در بدن روبرو خواهید بود و کمبود اکسیژن شما را در حالت بدی قرار داده و شما احساس خستگی مفرط می‌کنید. در واقع نوشیدن مایعات در هنگام صبح نه تنها شما را شادتر و پرانرژی تر می‌کند بلکه سرعت و توانایی شما را در کار افزایش می‌دهد.

۳٫ شروع کردن صبح با معده خالی

بر اساس تحقیقات اخیر در انگلیس، در صورتی که فرد بدون خوردن صبحانه روز خود را آغاز کند در تمام آن روز تندخو و عصبی خواهد بود. در واقع یافته‌های این تحقیق نشان داد کسانی که صبحانه می‌خورند کارهای روزانه خود را با انگیزه و حس و حال بهتری انجام می‌دادند. همچنین خوردن وعده‌های سالم غذایی در هنگام صبح انرژی لازم را برای عملکرد بهتر در تمام روز به مغز شما می‌دهد.

بنابراین توصیه می‌شود که برای صبحانه از ترکیبی از مواد حاوی پروتئین و کربوهیدرات استفاده کنید. بر اساس تحقیقات انجام شده در دانشگاه تگزاس، کسانی که در هر سه وعده غذایی ۳۰ گرم پروتئین را به بدنشان می‌رسانند، جذب پروتئین در عضلات آنها ۲۵ درصد بیشتر از کسانی است که تنها در وعده شام پروتئین می‌خورند در حالی که این ماده غذایی برای حفظ سلامت بدن ضروری است.

۴٫ رفت و آمدهای روزانه

مسیر خانه تا محل کار عامل مهمی در پر انرژی بودن یک روز کاری است. قرار گرفتن در ترافیک‌های طولانی نه تنها موجب عصبی شدن فرد در آن روز می‌شود بلکه تاثیرات سوء بلندمدتی نیز دارد. برای این ترددهای ضروری روزانه روش مناسبی را انتخاب کنید.

برای مثال سعی کنید تا حد امکان با ماشین شخصی از خانه خارج نشوید تا به ناچار در ترافیک های طولانی نمانید و بتوانید برخی از مسیرهای بین راه تا رسیدن به محل کار خود را پیاده روی کنید.

منبع: ایسنا -۴ اشتباهی که همه روزتان را خراب می‌کنند

جای خالی مهارت های زندگی/ چرا یا خشمگین هستیم یا افسرده؟

مقدمه ای بر سواد زندگی

جای خالی مهارت های زندگی/ چرا یا خشمگین هستیم یا افسرده؟

مابین خشم و افسردگی نیز دهها مهارت دیگر را باید آموخت که در مجموع می توان نام این مهارت ها را “سواد زندگی” گذاشت؛ مانند مهارت های عاطفی، حل اختلاف، سخن گفتن و گوش دادن، متقاعدسازی، انتقاد، کنترل هیجان و … .
عصرایران ؛ جعفر محمدی - نوزاد انسان، ناراحتی های معدودی دارد ؛ او یا گرسنه است ، یا نیاز به تعویض دارد ، یا دردی را احساس می کند و … .
او برای ابراز ناراحتی خود ، یک راه را به طور غریزی بلد است: گریه می کند و فریاد می کشدبه قول دکتر ویلیام گلاسر، بنیانگذار تئوری انتخاب در روان شناسی، نوزاد می داند که با گریه و فریاد دیگران را تحت کنترل خود در می آورد، بدین گونه که مثلاً مادرش را از آن سوی اتاق به سمت خود می کشد.
بدین ترتیب، ما مهارت ابراز ناراحتی و خشم را از کودکی به طور غریزی یاد می گیریم؛ هیچ کس خشمگین شدن را به ما یاد نداده است.رفته رفته بزرگ می شویم و ناراحتی ها و مشکلات جدیدی بر ما عارض می شوند و این در حالی است که بیشتر ما، همان یک مهارت مادرزادی (خشم) را بلد هستیم. بنابراین در مواجهه با مشکلات، دچار خشم می شویم و خشم، در اکثر مواقع نه تنها سازنده نیست که ویرانگر هم هست.

در این میان ، مسأله دیگری رخ می دهد. ما نمی توانیم در برابر همه مشکلات خشم خود را ابراز کنیم. مثلاً امکان دارد نتوانیم در برابر رئیس مان خشم خود را فریاد بزنیم ، شاید به دلیل مصالحی مانند حفظ آبروی خانوادگی نتوانیم خشم خود را علنی کنیم ، شاید از اساس دستمان به کسی که ظلمی به ما کرده نمی رسد تا عصبانیت مان را نثارش کنیم و … اینجاست که یک مکانیزم دفاعی به نام “افسردگی” فعال می شود.

بدین ترتیب، در مواجهه با مشکلات و رویدادهای ناگوار ،«یا قدرت ابراز خشم را داریم که عصبانی می شویم ، یا نداریم که افسرده می شویم» و زندگی ما ، در ملغمه ای از”خشم و افسردگی” می گذرد.

در چنین وضعیتی آیا باید دست روی دست گذاشت و به خشم غریزی و افسردگی دفاعی بسنده کرد تا زندگی تمام شود؟ قطعاً پاسخ منفی است ولی چاره چیست؟
پاسخ را باید در آموزش مهارت های زندگی جست. خشم جزو آموزه های نخستین ماست ، پس باید مهارت مهار خشم را آموخت. وقتی خشم را مهار کردیم، بایدحواس مان باشد که از چاله خشم در چاه افسردگی نیفتیم. این نیز مهارتی جدا می طلبد.
مابین خشم و افسردگی نیز دهها مهارت دیگر را باید آموخت که در مجموع می توان نام این مهارت ها را “سواد زندگی” گذاشت؛ مانند مهارت های عاطفی، حل اختلاف، سخن گفتن و گوش دادن، متقاعدسازی، انتقاد، کنترل هیجان و … .

متأسفانه باید گفت که اکثر ما یا این مهارت ها را یاد نگرفته ایم یا به طور تجربی و عمدتاً ناقص چیزهایی درباره آنها می دانیم. مثلاً اگر پدر یا مادر هستیم نمی دانیم با کودکی که سوالات جنسی می پرسد چه بگوییم یا اگر در یک اختلاف خانوادگی یک نفر دروغ گفت دقیقاً نمی دانیم چه برخوردی مناسب تر است یا وقتی یک ناشناس رفتار نابهنجاری در مقابل ما انجام داد به جز عصبانی شدن و احیاناً دعوا ، چه کار دیگری می توان در برابرش انجام داد؟!

سیستم آموزشی ما نیز آنقدر ناکارآمد است که به جز خواندن و نوشتن ، چهار عمل اصلی ریاضی و مشتی محفوظات غیرکاربردی، چیزی یادمان نمی دهد و ما می مانیم و ضرب المثل معروف “کس نخارد پشت من، جز ناخن انگشت من” و این که باید هر کدام از ما ، خودمان برای افزایش مهارت های زندگی به فکر یادگیری باشیم.

منبع: عصر ایران www.asriran.com -جای خالی مهارت های زندگی/ چرا یا خشمگین هستیم یا افسرده؟

امان از میکروب‌های‌ خانه‌نشین

امان از میکروب‌های‌ خانه‌نشین!

شاید شما هم مثل خیلی‌ها فکر می‌کنید توالت، آلوده‌ترین نقطه خانه است و بیشتر از هر جای دیگری به تمیزی و بهداشت آن توجه دارید، اما با عرض معذرت باید بدانید گاهی سینک آشپزخانه از آن هم کثیف‌تر است.
امان از میکروب‌های‌ خانه‌نشین - عصر دانش

امان از میکروب‌های‌ خانه‌نشین

تقریبا همه خانم‌ها چه شاغل و چه خانه‌دار به تمیزی حساس هستند و دست‌کم هفته‌ای دو تا سه مرتبه خانه را گردگیری می‌کنند، جاروبرقی می‌کشند، کف زمین و سطوح را حسابی برق می‌اندازند و خلاصه مطمئن می‌شوند خبری از میکروب و آلودگی نیست.
به گزارش جام جم، شاید این موضوع در ظاهر واقعیت داشته باشد، اما وسایل و نقاطی وجود دارد که از چشم بسیاری از خانم‌ها دور می‌ماند و به منبع میکروب و کثیفی تبدیل می‌شود.‌
پس از تحقیقات سال ۲۰۱۱ که مشخص شد آشپزخانه آلوده‌ترین مکان خانه است، محققان دانشگاه میشیگان آمریکا وسایل موجود در آشپزخانه را مورد بررسی قرار دادند تا متوجه شوند کدام بخش آشپزخانه از همه کثیف‌تر است. البته بیشتر خانواده‌ها تصور می‌کردند مایکروفر آلوده‌ترین بخش آشپزخانه باشد، اما از آنجا که این دستگاه سطح صافی دارد، باکتری‌ها چندان تمایلی به رشد در آن ندارند.
تعجب نکنید! اسفنج ظرفشویی متهم اول است، چون بعد از ۲۰ بار استفاده محل زندگی میکروب‌ها و باکتری‌های بیماریزا می‌شود. بنابراین به طور مرتب آن را ضد‌عفونی کنید.
برای ضدعفونی کردن کافی است یک فنجان سرکه را با یک لیتر آب مخلوط کنید و اسفنج یا اسکاچ را در آن قرار داده و اجازه دهید مقابل نور خورشید خشک شود. همچنین می‌توانید اسکاچ را در ماشین ظرفشویی بشویید. تعویض اسفنج ظرفشویی هر ۲۰ روز تا یک ماه یک‌بار ضروری است.
سینک آشپزخانه
شاید شما هم مثل خیلی‌ها فکر می‌کنید توالت، آلوده‌ترین نقطه خانه است و بیشتر از هر جای دیگری به تمیزی و بهداشت آن توجه دارید، اما با عرض معذرت باید بدانید گاهی سینک آشپزخانه از آن هم کثیف‌تر است.
ذرات غذایی که از ظروف به داخل سینک می‌ریزد، منبع غذایی مناسبی برای رشد باکتری‌های بیماریزا مانند اشرشیاکولی و سالمونلا است. این باکتری‌ها ممکن است دست شما یا غذاها را آلوده کند و از آنجا که معمولا در خانه‌ها کاسه توالت زود به زود ضدعفونی و تمیز می‌شود، کمتر کسی به فکر ضدعفونی‌کردن سینک می‌افتد و بیشتر با آب آن را می‌شویند.
برای ضدعفونی‌کردن سینک آشپزخانه بهتر است یک روز درمیان آن را با مخلوط آب و مایع سفید‌کننده یا آب و سرکه بشویید و از این محلول داخل فاضلاب هم بریزید تا همه میکروب‌ها از بین برود.
 
یخچال را دست‌کم نگیرید
همین حالا سری به داخل یخچال بزنید و تمیزی آن را بررسی کنید؛ البته با یک نگاه کاملا متفاوت. براساس یافته‌های جدید محققان، کشوی مخصوص میوه و سبزی محل مناسبی برای تجمع باکتری‌ها و میکروب‌هاست و بعد از اسفنج و سینک ظرفشویی، جزو کثیف‌ترین نقاط یخچال به حساب می‌آید. دلیل آن هم واضح است. در این قسمت معمولا مواد شسته شده و نشده در کنار هم نگهداری می‌شود.
پس هرگز مواد شسته‌نشده را داخل یخچال قرار ندهید؛ مگر در ظروف دربسته. حتی شاید مثل بسیاری از کدبانوها قفسه‌ها و طبقات داخلی یخچال را به طور مرتب تمیز می‌کنید، اما نباید از قفسه و قوطی‌ها که داخلی یخچال و درز آب سردکن و یخ‌ساز تعبیه شده‌ غافل شوید و حتما آنها را با آب گرم و مایع ظرفشویی و یک مسواک تمیز بشویید و آلودگی‌ها را از بین ببرید.
همچنین فضای بالای یخچال هم مکان مناسبی برای تجمع میکروب‌های بیماریزاست. پس ماهی یک‌بار این فضا را با دستمال و پاک‌کننده‌های چند منظوره تمیز کنید. در این بین تمیز کردن بالای لامپ و لوسترها، کمدها، کابینت‌ها و چارچوب درها، دستگیره‌های در ورودی، اتاق ها، کمد و یخچال را فراموش نکنید.
 
به رایانه سر بزنید
بد نیست از آشپزخانه بیرون بیایید و به کیبورد رایانه‌تان نگاهی بیندازید. بر اساس تحقیقات محققان انگلیسی، میزان باکتری‌ها و میکروب‌های موجود روی دکمه‌های کیبورد پنج برابر توالت‌هاست.
البته راه‌حل مناسبی برای از بین بردن این باکتری‌های بیماریزا وجود دارد. کافی است هفته‌ای یک‌بار رایانه‌تان و همه وسایل جانبی آن را به کمک دستمال و اسپری مخصوص تمیز کنید، اما گردگیری معمولی کمکی به حل این مشکل نخواهد کرد و فقط میکروب‌ها را از یک نقطه به نقطه‌ای دیگر منتقل می‌کنید.
وقتی تلویزیون دردسرساز می‌شود
آیا می‌دانستید کنترل تلویزیون یکی از آلوده‌ترین وسایل خانه است؛ وسیله‌ای که مدام روی زمین می‌افتد، بین کوسن‌ها و بالش‌های مبل گیر می‌کند و در دست همه افراد خانواده می‌چرخد.
بر اساس بررسی‌های متخصصان آلمانی، این وسیله منبع بزرگی از میکروب‌های مختلف است که از طریق تماس با دست‌های آلوده ایجاد ‌شده و چون کمتر کسی به ضدعفونی‌کردنشان اهمیت می‌دهد، با گذشت زمان آلوده‌تر می‌شوند؛ میکروب‌هایی که نمونه بسیاری از آنها در کاسه توالت وجود دارد!
همچنین این میکروب‌های بیماریزا با هر بار لمس کردن بین افراد مختلف جابه‌جا می‌شود و زمینه بروز بیماری‌های عفونی را فراهم می‌کنند. به همین دلیل توصیه می‌شود حداقل هفته‌ای دو بار کنترل‌ها را با مواد ضدعفونی‌کننده تمیز یا روکش آنها را تعویض کنید.
 
ورود مسواک به دستشویی ممنوع
همه ما در بهترین حالت ممکن روزی سه بار دندان‌هایمان را مسواک می‌زنیم و بعد از اتمام کار مسواک را زیر شیر آب می‌بریم، آبکشی می‌کنیم و بعد از گذاشتن سرپوش آن خوشحال از این‌که دندان‌های سالم و تمیزی داریم به ادامه کارهایمان می‌رسیم. بد نیست بدانید میکروب‌ها عاشق رطوبت هستند و در جاهای مرطوب براحتی آب خوردن رشد می‌کنند.
پس همین که مسواکتان را بدون خشک کردن سر جایش می‌گذارید کافی است میکروب‌های رشد کرده وارد بدنتان شوند.
همچنین نگهداشتن مسواک در دستشویی حتی با وجود داشتن سرپوش از جمله مهم‌ترین اشتباه‌هاست، چون تحقیقات نشان می‌دهد در هر بار سیفون‌زدن قطرات بسیار ریز آب آلوده به ویروس و باکتری در فضا پخش می‌شود و حداقل تا دو ساعت بعد هم در هوا شناور باقی می‌مانند و بالاخره روی مسواک و البته حوله و سایر وسایل موجود در دستشویی می‌نشینند و زمینه ابتلا به انواع بیماری را فراهم می‌کنند. به همین دلیل توصیه می‌شود بعد از هر بار مسواک زدن آن را با آب و مایع دستشویی بشویید و بعد از خشک کردن و قرار‌دادن درپوش در یکی از کشوهای میز اتاق‌تان نگهداری کنید.
 
نمکدان محترم!
در این‌که مصرف بی‌رویه نمک باعث افزایش فشار خون می‌شود و سلامت‌تان را به خطر می‌اندازد هیچ شکی نیست، اما اگر بگوییم دست زدن به نمکدان هم می‌تواند باعث بیمار شدنتان شود باور می‌کنید؟
براساس بررسی‌های متخصصان فرانسوی، نمکدان‌ها بارها با دست افراد مختلف تماس پیدا می‌کند و حاوی میکروب‌ها و مهم‌تر از همه ویروس سرماخوردگی است و در ۸۰درصد موارد هم بیشتر از یک یا دو بار در سال شسته نمی‌شود. یادتان باشد هفته‌ای یک‌بار باید نمکدان را با اسکاچ و مایع ظرفشویی بشویید تا آلودگی‌ها تمیز شود.
 
وای از وان و دوش حمام
برخلاف باور عموم تمیز‌کردن حمام اصلا کار راحتی نیست، چون رطوبت زیاد این قسمت از خانه زمینه رشد انواع میکروب، باکتری، قارچ و… را فراهم می‌کند؛ بویژه بین درزها و کاشی‌ها که دسترسی خوبی برای تمیز کردن ندارد و با ریختن آب و مواد شوینده روی سطوح و آبکشی هم از بین نمی‌رود و تنها روش تمیزکردنشان فرچه‌کشیدن با ضدعفونی‌کننده‌هاست.
این موضوع درباره وان و دوش حمام هم صدق می‌کند، چرا که به گفته متخصصان رطوبت همیشگی آنها محل تجمع قارچ‌هایی است که باعث بیماری‌های پوستی می‌شود. بنابراین پس از استحمام، وان را با محلول‌های ضدعفونی‌کننده بشویید سپس با دستمال آن را خشک کنید. دوش را هم هر دو ماه یک‌بار از سردوشی باز کنید، نیم ساعت داخل مخلوط آب و سرکه و نمک یا وایتکس قرار دهید و بعد از آبکشی و نصب با خیال راحت از دوش‌گرفتن لذت ببرید.
موضوع: امان از میکروب‌های‌ خانه‌نشین