بازی های فکری کودکان

بازی های فکری کودکان

بازی های فکری کودکان,بازی های فکری - عصر دانش

بازی های فکری کودکان

با انجام فعالیت های ساده و سر گرم کننده حتی در زمان غذا دادن به نوزادان می توانید یاد گیری آنها را بهبود ببخشید. همه ما به محض اینکه نوزادمان به دنیا می آید و سالم است، خدا را شکر می کنیم و خوشحال می شویم؛ ولی در عین سلامت از هوش درخشانی نیز بهره مند باشد.در مورد هوش خارق العاده ای که منجر شودکودک ما به دانشگاه راه پیدا کند، صحبت نمی کنیم، بلکه منظور سلامت فکری کودک برای گذران یک زندگی بی دغدغه است.

اگر چه بخشی از هوش کودک به ژن بستگی دارد، ولی علم به وضوح نشان داده که رشد مغز کودک تا حدود زیادی به تجارب اولیه نوزاد و استفاده از اسباب بازی های مختلف وابسته است. نگران نباشید، پرورش و رفتار مثبت با کودکان موجب ساخته شدن میلیون ها اتصالات مغز می شود که هر یک از آنها به رشد زبان، مهارت های حل مسائل و ضریب هوشی عاطفی کودک و…منجر می گردد. مهم این است که سخت تلاش کنید و با استفاده از حواس کودک و تلفیق آموزش و تفریح بتوانید هوش و توانایی کودک را برای یادگیری بهبود ببخشید.

یاد دادن معنی کلمات به کودک با کودک خود به آرامی صحبت کنید و معنی کلمات را با نشان دادن اشیا به آنها آموزش دهید. این کار یادگیری کودک را افزایش می دهد. هیچ گاه با کودک خود تمسخر و یا با الفاظ بد صحبت نکنید، آنها ماه ها قبل از اینکه بتوانید حرف بزنند، معنی کلمات شما را درمی یابند. راجع به صدا از کودک بپرسید  هنگامی که کودک خود را به پیاده روی می برید و صدای واق واق یک سگ را می شنوید، از او سوال کنید که چه صدایی شنیده است و خود آن را پاسخ دهید. واق واق این کار موجب می شود که در نهایت کودک شما سعی کند این صدا را تقلید کرده و با آن آشنا شود و یا هنگامی که باران شروع به باریدن می کند، اجازه دهید که چند قطره از آن به صورت کودک شما برخورد کند! نگران نباشید، هیچ نوزادی با چند قطره باران یخ نمی زند ولی این امر موجب می شود که حساسیت فیزیکی را درک کند و سپس روی او را بپوشانید و به خانه ببرید. افزایش هوش اجتماعی کودک با تمام اطرافیان تان با لبخند و مودبانه برخورد کنید حتی با فروشنده ای که کیسه های خریدتان را تا ماشین شما می آورد. این کار علاوه بر آموزش لبخند و رعایت ادب به کودکان، هوش اجتماعی آنها را افزایش می دهد. به یاد داشته باشید که کودک تان به شما نگاه می کند و از هر نوع تعامل و رفتار شما درس می گیرد. مغز نوزادان، اطلاعات جدید را به بهترین نحو پردازش کرده(به خصوص زمانی که در محیط های آشنا قرار می گیرند) و سپس تمامی جزئیات را به صورت اتوماتیک تجزیه و تحلیل می کند؛ مثلا هر روز در یک ساعت مشخص به پیاده روی بروید؛ ولی هر بار مسیر خود را تغییر دهید. با کودک حرف بزنید با کودک خود یک مکالمه دو سویه داشته باشید و به او فرصت پاسخ دهی بدهید. حتی اگر این پاسخ یک لبخند باشد، ولی انتظار شما برای گرفتن پاسخ از کودک مهم است و کودک متوجه می شود که واکنش او برای شما اهمیت دارد و مفهوم تبادل (دادن و گرفتن) را به کودک آموزش می دهد. می توانید با او بازی کنید اشیای مختلف را دست او بدهید و از او بخواهید که آن شی را به شما بدهد و نام آن تکرار کند و سپس شما از او تشکر کرده و مجددا آن شی و یا جسم دیگری را به او بدهید. استفاده از زبان اشاره استفاده از زبان اشاره را در گفت و گو با کودک فراموش نکنید. قبل از اینکه کودک یاد بگیرد حرف بزند، لازم است بیش از ۸۰ عضله ای که در دهان و صورت او وجود دارد، به اندازه کافی رشد کنید. تکامل این عضلات بیش از یک سال زمان خواهد برد، ولی با زبان اشاره کودک خیلی زود می تواندمنظور خود را به والدین بفهماند؛ مثلا با نشان دادن فنجان و شیر از والدین خود درخواست شیر کند.

با استفاده از این روش، بسیاری از مفاهیم را همچون متشکرم، لطفا و…را می توان به کودکان آموزش داد. با توجه به پژوهش های انجام شده نوزادان از دو ماهگی می توانند تعداد را احساس کنند و متوجه تغییرات تعداد اشیا می شوند. از دوازده ماهگی از آنها بخواهید که اسباب بازی های یکرنگ خود را طبقه بندی کنند.

منبع:nikpak.blogfa.com -بازی های فکری کودکان

بهترین روش‌های یادگیری و درس خواندن

بهترین روش‌های یادگیری و درس خواندن:

همیشه عوامل و شرایطی وجود دارد که یادگیری را آسان و برخی دیگر آن را مشکل و گاه غیرممکن می‌کند.
بهترین روش‌های یادگیری و درس خواندن

بهترین روش‌های یادگیری و درس خواندن

درس خواندن یک هنر است؛ این واقعیتی است که نمی‌توان آن را انکار کرد. درس خواندن به عنوان یکی از ستون‌های اصلی یادگیری، اصول و راهکارهایی دارد که باید فراگرفته شود.
به گزارش جام جم، بدیهی است که درس خواندن با بعضی از شیوه‌هایی که اکنون بین دانش‌آموزان رایج است، بجز وقت تلف کردن، ثمره دیگری ندارد. آنها باید بدانند درس خواندن هنری است که ظرافت‌های خاص خود را دارد، در صورتی که این ظرافت‌ها به کار گرفته شود، موفقیت حتمی است.
یکی از مهم‌ترین این مهارت‌ها مربوط به استفاده از فضای کلاس درس است، بر این اساس:
مهارت گوش دادن: شما حرف‌ها و صداها را می‌شنوید، اما معنایش این نیست که آنها را درک می‌کنید. اگر بخواهید گوش بدهید، موضوع فرق می‌کند. هرچه بادقت‌تر گوش دهید، بیشتر موضوع را درک می‌کنید. به جرات می‌توان گفت که ناتوانی و ضعف در گوش دادن، علت بسیاری از مشکلات ارتباطی و یادگیری است.
مهارت پرسیدن: پرسش‌های شما نشان‌دهنده دقت، ظرافت، نکته‌سنجی و مهارت‌تان در یادگیری است. پس از سوال پرسیدن نترسید و بموقع و بجا سوال بپرسید.
مهارت یادداشت‌برداری: یادداشت‌برداری مهارتی است که به درک بهتر مطلب و تکمیل دانسته‌ها کمک می‌کند و با جزوه‌نویسی فرق دارد. درواقع یادداشت‌برداری یعنی انتخاب و ثبت نکات کلیدی و مهم.
مهارت خلاصه‌نویسی: خلاصه یک مرور از مطلبی است که خوانده‌اید. درواقع بیان مجددی است از نکات اصلی به زبان خود شما. یک خلاصه نه‌تنها باید شامل نکات اصلی باشد؛ بلکه باید بیان‌کننده روابط میان نکات اصلی هم باشد. خلاصه باید از انسجام برخوردار باشد، یعنی ارتباط منطقی بین جمله‌ها وجود داشته باشد و به زبان خود فرد نوشته شود.
عوامل فراگیری آسان
همیشه عوامل و شرایطی وجود دارد که یادگیری را آسان و برخی دیگر آن را مشکل و گاه غیرممکن می‌کند. به یقین برای شما مهم است که این عوامل را بشناسید:
ـ برای آن‌که به نحو احسن بیاموزید، باید بدانید جزو کدام دسته از فراگیران هستید.
شما جزو بصری‌ها، سمعی‌ها یا لمسی‌ها هستید؟ ۸۰درصد از انسان‌ها از دسته بصری‌ها هستند؛ یعنی زمانی که موردی را ببینند، بیشترین تاثیر را از آن می‌پذیرند. دسته سمعی‌ها زمانی که موردی را می‌شنوند، آن را بهتر به خاطر سپرده و موضوع آموزشی را با بلند خواندن و تکرار کردن یاد می‌گیرند. دسته لمسی‌ها هم آنچه را پیش از این نوشته‌اند، بهتر به خاطر می‌سپارند. واقعیت این است که بیشتر افراد مخلوطی از این گروه‌ها هستند و به همین علت هم بسیار مهم است که دریابید به کدام دسته متعلق هستید تا بتوانید بهترین روش‌ها را برای آموختن به کار گیرید.
ـ نکته بسیار مهم دیگر آن است که انسان دریابد در چه مکانی بهترین یادگیری را دارد. برای بسیاری از افراد اتاق شخصی خودشان در کنار میز تحریر، روی صندلی یا در تختخواب، بهترین جا برای فراگیری است. برخی هم در کتابخانه یا حتی در یک جای شلوغ بهتر یاد می‌گیرند. باید دریابید چه نوع محیطی به طور موثر روی یادگیری شما تاثیر دارد.
ـ از بالاترین میزان بازدهی خود استفاده کنید: یک عامل مهم دیگر که نباید به آن بی‌توجه باشید، کیفیت زمان است. زمان‌هایی وجود دارد که می‌توانیم بیشترین بازدهی را داشته باشیم و مقاطعی دیگر که طی آنها فقط می‌توانیم کارهای معمولی و روزمره را انجام دهیم. بنابراین سعی کنید درک کنید که آیا طی روز یا شب بهترین بازدهی را دارید یا در چه زمان‌هایی از روز یا شب بیشترین توانایی برای یادگیری در وجود شما نهفته است؟ سعی کنید کارهای دشوار را در زمان‌هایی که بالاترین میزان بازدهی را دارید، انجام دهید.
ـ به سرمایه زمانی خود اهمیت دهید: کجا می‌توانیم بیاموزیم که چگونه با زمان مقتصدانه رفتار کنیم؟ این توانایی به همان اندازه مهم است که هنر هدایت انسان‌ها یا هنر سخنوری. توانایی استفاده درست از زمان تا اندازه زیادی در موفق شدن یا نشدن شما اثرگذار است، البته چگونگی رفتار با زمان را می‌توان آموخت. بنابراین مراقب باشید که هیچ‌کس زمان را از شما ندزدد. همیشه در اطراف ما افرادی وجود دارند که در هدردادن وقت دیگران قهار هستند. پس از سرمایه زمانی خود مراقبت کنید، زیرا زمانی که آن را هدر داده‌اید، به طور غیرقابل بازگشتی از دست شما رفته و وقت فقط طلا نیست، بلکه زندگی است.
ـ از احساسات تخریب‌کننده دوری کنید: سعی کنید احساس ترس را در خود تعادل بخشید. وحشت در انسان باعث ترشح هورمون‌های مکانیسم فرار و گریز می‌شود و بشدت توانایی یادگیری و تفکر را محدود می‌کند، همچنین احساسات مخرب دیگری مانند خشم، حسادت و نفرت نیز می‌تواند فرآیند یادگیری را مختل کند. سعی کنید از خودتان در برابر زمزمه‌های بازدارنده‌ای مانند این موضوع خیلی پیچیده است، مراقبت کنید.
ـ گوش فرادادن را بیاموزید: یاد بگیرید به دقت گوش فرادهید. گوش دادن صحیح موهبتی است که فقط جذب اطلاعات غیرفعالانه نیست، بلکه بیشتر از آن نوعی فعالیت فکری فشرده است، در مقام یک شنونده آگاهانه تجربه می‌کنید که چگونه افق‌های دید و آگاهی و تجربه‌تان را گسترش دهید. مطمئن باشید گوش دادن درست در بیشتر مواقع، بیشتر از سخن گفتن برای شما سودآور است.
اصول مطالعه موثر
برای بهبود و افزایش توان یادگیری باید اصولی را با دقت اجرا کنید؛ زیرا فقط با رعایت این اصول می‌توانید بهتر بیاموزید و از وقت خود حداکثر استفاده را ببرید. برخی از این اصول عبارتند از:
تعیین هدف: شما باید قبل از مطالعه برای خودتان هدفی را مشخص کنید، به این معنی که این درس را به چه منظوری می‌خواهید مطالعه کنید، آیا فقط نکته‌های اصلی درس را می‌خواهید یا قصد دارید همه مطالب کتاب را بفهمید.
تعیین مدت زمان مطالعه: باید معلوم کنید چه مقدار زمان می‌خواهید صرف مطالعه کنید. تعیین زمان و مقدار مطالعه به فراگیر آرامش می‌دهد و این آرامش موجب افزایش میزان یادگیری و سرعت مطالعه می‌شود.
مطالعه فعالانه داشته باشید: دانش‌آموزی که به منظور یادگیری و به صورت هدفدار مطالعه می‌کند، برای یادگیری بهتر باید مطالعه فعال داشته باشد. شما می‌توانید با خلاصه‌برداری، حل تمرین، علامت‌گذاری و گزینش نکته‌های مهم، مطالعه خودتان را فعال کنید.
جدیت داشته باشید: وقتی تصمیم به مطالعه می‌گیرید، فورا شروع کنید و اجازه ندهید افکار مزاحم مانع شما شود. شخصی اگر در خواندن کمر همت ببندد و با فعالیت‌های ذهنی خویش به درک بیشتری نائل شود، کار بزرگی انجام داده است.
به خودتان استراحت دهید: برای داشتن یک مطالعه مفید و به منظور داشتن درک بهتر مطالب باید پس از حدود ۴۵ دقیقه مطالعه به خود استراحت کوتاهی (۱۵ ـ ۱۰ دقیقه) بدهید.
روش «پس‌ ختام» را در پیش بگیرید
متخصصان روش‌های مختلفی را برای مطالعه موثر عنوان کرده‌اند که یکی از بهترین و موثرترین روش‌های مطالعه روش «پس‌ ختام» است که شامل شش مرحله است؛ این مراحل عبارتند از:
پیش‌خوانی: اگر می‌خواهید مطالب یک کتاب یا فصلی از یک کتاب را یاد بگیرید، ابتدا بسرعت تمام آن فصل را یک بار از نظر بگذرانید تا یک برداشت کلی از موضوع‌ها و مفاهیم آن فصل را به دست بیاورید. مرحله پیش‌خوانی به شما کمک می‌کند که علاوه بر یک آشنایی مقدماتی با موضوع، نکات اصلی و فرعی را تا حد بسیار زیادی تشخیص بدهید.
سوال کردن: بعد از پشت سر گذاشتن مرحله پیش‌خوانی و آشنایی کلی با مطالب فصل، سعی کنید در رابطه با موضوع مطالعه سوال‌هایی را طرح کنید. سوال‌گذاری ممکن است وقت شما را بگیرد و کمی مشکل باشد، ولی به طور چشمگیری تمرکز حواس، دقت و سرعت عمل شما را افزایش می‌دهد و موجب سهولت یادگیری شما می‌شود.
خواندن: همه ما وقتی درس می‌خوانیم، منظورمان این است که درس را یاد بگیریم، بفهمیم، حفظ کنیم و به خاطر بسپاریم، برای همین سعی می‌کنیم خط به خط کتاب و جزوه را بخوانیم، حفظ کرده و در ذهن خود تکرار کنیم. در حالی که هدف از مرحله خواندن یادگیری و به خاطر سپردن مطالب نیست؛ هدف از مرحله خواندن فقط فهمیدن و انتقال اطلاعات از کتاب به یادداشت‌هاست.
تفکر: سعی کنید هنگام خواندن در مورد مطالب و مثال‌ها فکر کنید و از مطالب تصویرسازی ذهنی داشته باشید. همچنین سعی کنید بین آنچه از قبل در مورد این مطالب می‌دانستید و آنچه می‌خوانید ارتباط برقرار کنید.
از حفظ گفتن: پس از پشت سر گذاشتن دو مرحله قبل یعنی خواندن و تفکر سعی کنید مطالب مهم آن را برای خودتان بازگو کنید. مطالب مطالعه شده را به زبان خودتان و آن‌طور که راحت‌تر هستید، بازگو کنید. از حفظ گفتن به شما کمک می‌کند بخش‌هایی را که خوب یاد نگرفته‌اید، تشخیص دهید و آنها را از نو بخوانید.
مرور کردن: وقتی تمام فصل‌ها را خواندید، در فاصله‌های مناسب مطالب مطالعه شده را مرور کنید. مهم‌ترین قسمت مطالعه که سبب ثبت اطلاعات در لایه‌های زیرین ذهن می‌شود و جلوی فراموشی را می‌گیرد، مرور کردن است؛ به طوری که پیشینیان معتقد بودند درس یک بار و تکرار هزار بار.
به همان اندازه که استفاده از همه عوامل آسان‌کننده یادگیری مهم است، از میان برداشتن عوامل دشوارکننده یادگیری نیز اهمیت دارد. به همین علت باید نسبت به این عوامل آگاهی داشته باشیم.
ـ برای یادگیری باید درجه حرارت اتاق مناسب باشد. اگر اتاق بیش از اندازه سرد باشد، بیشترین توجه صرف جسم لرزان می‌شود تا به موضوع مورد نظر و برعکس اگر اتاق بیش از اندازه گرم باشد، انسان تنبل و بی‌حوصله می‌شود.
ـ عبارت «با شکم پر نمی‌شود درس خواند» را به یاد بسپارید، زیرا بعد از غذا مقدار زیادی خون جهت هضم از اختیار مغز خارج شده و به همین علت بازدهی مناسب مختل می‌شود. در این حالت انسان به نوعی با نیمی از نیروی خود کار می‌کند. در عین حال داشتن یک معده خالی و گرسنه هم به نفع برنامه یادگیری نیست.
ـ نور محیط هم نقش بسیار مهمی را بازی می‌کند. نور بسیار زیاد بر چشم‌ها فشار وارد کرده و خیلی زود آنها را خسته می‌کند و نور بسیار کم هم به چشم‌ها آسیب می‌رساند.
ـ طبیعی است هنگام یادگیری باید متوجه وجود اکسیژن کافی یعنی هوای تازه باشیم، زیرا مغز ما بزرگ‌ترین مصرف‌کننده اکسیژن در ارگانیسم بدن ماست. مغز برخلاف حجم کوچکی که دارد، تقریبا ۲۰ درصد کل اکسیژنی را که در اختیار داریم، مصرف می‌کند. بنابراین اگر حین مطالعه خمیازه می‌کشید، به این دلیل است که اکسیژن کافی به بدنتان نمی‌رسد یا تحرک کافی ندارید.
ـ داشتن تغذیه صحیح را در نظر داشته باشید: می‌دانید رساندن ویتامین‌ها، مواد معدنی و عناصر بنیادین به طور کافی تا چه اندازه برای عملکرد بدن اهمیت دارد. افرادی که کار بدنی زیاد می‌کنند، باید خوراکی‌هایی حاوی چربی و پروتئین فراوان استفاده کنند؛ در حالی که برای کسانی که کارهای فکری می‌کنند، سالاد، سبزیجات و میوه‌جات توصیه می‌شود.
 
تمرکز حواس داشته باشید
تمرکز حواس یعنی به حداقل رساندن عوامل حواس‌پرتی. شاید بتوان گفت مطالعه، جدی‌ترین فعالیتی است که تمرکز در آن نقش اساسی و محوری دارد. شاید بارها حین مطالعه متوجه شده‌اید که فقط چشمانتان از روی عادت روی کلمات و خطوط می‌دود، بدون آن‌که حواستان به آن باشد. این موضوع ممکن است شما را خسته و کسل کرده و وقت زیادی را از شما گرفته یا اتفاق افتاده که گاهی به کلمه‌ای خیره و در افکار خود غوطه‌ور شده‌اید. اینها همه نشانه پرش ذهن و عدم تمرکز است. اگر در تمرکز حواس مشکلی دارید، نباید این تصور را داشته باشید که با مساله‌ای غیرقابل حل مواجه شده‌اید برای تقویت و افزایش تمرکز حواس نیز راهکارهایی وجود دارد:
کنترل اضطراب: اضطراب به خودی خود بد نیست. از نظر روان‌شناسی، وجود میزانی از اضطراب برای تحریک انگیزه‌ها لازم است. مشکل زمانی شروع می‌شود که شدت اضطراب افزایش یابد. اضطراب زیاد نه فقط کمکی به یادگیری و موفقیت نمی‌کند؛ بلکه مانعی برای آن محسوب می‌شود.
تقویت روانی: می‌توانید روش‌هایی را برای تقویت روانی و افزایش روحیه پیدا کنید. روحیه جسارت و جرات را در خود تقویت کنید، امیدوار و بااراده باشید تا میزان تسلط‌ شما افزایش یابد.
کنترل افکار مزاحم: بین موانع تمرکز حواس افکار مزاحم نقش مهم‌تری دارند. معمولا این افکار منشأ ذهنی و درونی دارند که باید از آن دوری کرده و آنها را کنترل کرد. این عوامل شامل یادآوری خاطرات تلخ و شیرین یا غوطه‌ور شدن در تخیلات یا مواردی مثل احساس درد، رنج، غم و غصه، نگرانی، گرسنگی و تشنگی یا سردی و گرمی، ترس، خشم و شادی، سردرد و… است.
یک یادگیرنده راهبردی باشید
آن دسته از دانش‌اموزان که همیشه موفقیت‌های چشمگیری را نصیب خود می‌کنند، به عنوان یادگیرندگان موفق یا یادگیرندگان راهبردی از آنها یاد می‌شود که ویژگی‌های خاص خود را دارند؛ از جمله این‌که:
ـ درباره چگونه مطالعه کردن اطلاعات زیادی دارند.
ـ از راهبردهای یادگیری و مطالعه استفاده می‌کنند.
ـ از مهارت‌های فکر کردن استفاده می‌کنند.
ـ برای مهارت‌های یادگیری و فکر کردن ارزش زیادی قائلند.
ـ علاقه کافی برای استفاده از این مهارت‌ها دارند.
ـ باور دارند می‌توانند این مهارت‌ها را به کار بندند.
ـ می‌توانند فعالیت‌های مورد نظر خود را در یک زمان معقول به انجام رسانند.
ـ برای رسیدن به هدف‌های خود برنامه‌ریزی می‌کنند.
ـ بر رفتار و چگونگی پیشرفت خود نظارت می‌کنند.
ـ نتایج کار خود را در رابطه با اهداف خود و بازخورد حاصل از نظر معلم ارزیابی می‌کنند.
موضوع: بهترین روش‌های یادگیری و درس خواندن

اصول تربیت کودکان و نوجوانان

اصول تربیت کودکان و نوجوانان:

«تربیت» اصولی‌داردکه باید رعایت شود تا اسباب آدم‌ شدن فرزندان و دانش‌آموزان عزیز فراهم آید، و البته تربیت را در زمان‌ها و مکان‌ها تفاوت‌هایی است.

مثلاً بدیهی است که نونهالان امروزی را با اسلوب ۴۰ سال پیش نمی‌توان تربیت کرد و باید به اصول و روش‌هایی جدید دست یافت.

تربیت، روش‌هایی دارد و مربیان و والدین را فرض است که با روش‌ها و آداب آن آشنا باشند. اما پیش از هر چیز باید اصول تربیت را بدانیم تا بتوانیم راه و رسم تربیت را پیدا کنیم. از آنجا که والدین و مربیان مشغله فراوان دارند و دستیابی به اصول و روش‌ها از راه مطالعه و تحقیق چندان مقدور نیست، بنابراین گفتنی‌های لازم را مختصر و مفید عنوان می‌کنیم.

ما گشتیم و یافتیم؛ همین ۱۰ اصلی که تقدیم می‌کنیم. بعضی از این اصول، دهه‌ها و شاید قرن‌هاست که اجرا شده‌اند و جواب داده‌اند، پس دلیلی ندارد که امروز مؤثر نباشند. اتفاقاً خیلی هم جدید هستند، چرا؟

چون‌ ما می‌گوییم! لازم نیست که هر چیز جدیدی از آن طرف دنیا بیاید. هر چیزی که روز آمد و کارآمد باشد جدید است و ما می‌گوییم که این اصول هم خیلی به روز هستند و هم در کارآمدی‌شان شکی نیست! باور ندارید نداشته باشید!

این همه والدین پویا، مدارس جذاب و آموزش و پرورش خلاق دارند با استفاده از اصول ما دانش‌آموزان و فرزندان آینده‌ساز را تربیت می‌کنند مگر موفق نبوده‌اند! اصولی که این همه جواب داده است و ده‌ها و صدها سال است که مشکلات تربیتی مردم را حل کرده است باید سرلوحه همه آموزش‌ها و کتاب‌های روانشناسی و علوم تربیتی قرار گیرند.

اول- به آنچه می‌گویم عمل کن
واضح است که «الگو» در تربیت نقشی بسیار اساسی دارد. ما هم این را قبول داریم، اما الگو که همیشه لازم نیست عملی باشد. بچه خودش باید فهم و شعور داشته باشد و از گفته‌ها و فرمایشات والدین، معلمان و سایر بزرگان الگو بگیرد. اصلاً چه معنی دارد که بچه بخواهد برای یادگیری رفتارهای مطلوب، الگوی عملی داشته باشد. کی حوصله دارد که این همه چیز یاد بچه بدهد؟ آن کسی که از یادگیری مشاهده‌ای صحبت کرده احتمالاً خودش پدر یا مادر نبوده و یا معلمی نکرده است.
تازه این موضوع صرفه اقتصادی هم دارد. عمل کردن، خیلی جاها هم هزینه دارد و هم دردسر و شاید هم مالیات! اما گفتن در بسیاری از موارد نه خرجی دارد نه گرفتاری و نه مالیاتی!

دوم- انگیزه پیشرفت داشته باش
توجه کنید، واژه کلیدی در اصل فوق کلمه «باید» است. بچه «باید» انگیزه پیشرفت داشته باشد؛ حالا اگر داشت که چه بهتر، و گرنه به زور هم که شده، باید به او انگیزه داد. بچه باید حرکت کند، اگر نکرد باید هلش داد، و اگر بازهم حرکت نکرد باید…! پدر و مادرهای بیچاره چه کاری مانده که برای فرزندان‌شان انجام ندهند، این همه امکانات تهیه می‌کنند، این همه خرج و مخارج؛ حالا اگر بچه نجنبید حتماً خودش یک مشکلی دارد.
باید برای بچه انگیزه ایجاد کرد و ما هم هرچه می‌توانیم باید به او انگیزه تزریق کنیم: جایزه؛ وعده و وعید- البته وعده از نوع سرخرمن بهتر جواب می‌دهد- و خلاصه هر بامبول و کلکی که بچه را تکانی بدهد. بالاخره بچه‌ها، بچه هستند و خیلی چیزها را نمی‌فهمند و ناچاریم که بعضی وقت‌ها به زور بفهمانیم که چه خبر است !

سوم- بچه زرنگش خوبه!
نمی‌دانم در این کلمه «باید» چه سری نهفته است که این قدر در روش‌های تربیتی کاربرد دارد! از قدیم هم گفته‌اند بچه برای این که آدم بشود، چیزی بشود، سربار جامعه نشود، و خلاصه یک … بشود باید درس بخواند. نمی‌دانم با وجود این که درس خواندن تنها راه کسب درآمد نیست، پسرها به جای درس، رغبت بیشتر به بازار کار پیدا کرده‌اند و عوامل زیادی باعث افت انگیزه‌های درس خواندن می‌شود، چرا بعضی‌ها نمی‌فهمند که درس خواندن چقدر مهم است و اصلاً تنها راه آدم شدن است!
حالا ما کتاب نمی‌خوانیم و والدین و معلمان عزیز چندان اهل مطالعه نیستند چه ربطی به درس خواندن دارد؟! درس خواندن محاسن فراوانی دارد که مهم‌ترین آن اخذ مدرک، دویدن دنبال کار دولتی و افتتاح مسیر آب باریکه است!

چهارم- روا‌نشناسان برای خودشان می‌گویند
یک دلیل این که ما زیاد کتاب نمی‌خوانیم و تنها یافته‌های ذهنی خودمان را به شما عزیزان عرضه می‌کنیم این است که اصولاً در کتاب‌های روانشناسی و علوم تربیتی و غیره، چیز به درد بخوری وجود ندارد. کسانی که این کتاب‌ها را می‌نویسند یا بیکارند یا نمی‌فهمند خرج و مخارج زندگی یعنی چه. یک عده می‌نشینند و برای خودشان نظریه و از این حرف‌ها در می‌آورند که چه بشود؟ اگر مردی بیا ببینیم می‌توانی یک زندگی را بچرخانی؟!
اصلاً دنیای امروز، دنیای کاربرد است و ما کاربردی‌ترین یافته‌های خودمان را بر مبنای سال‌ها تجربه به شما ارائه می‌دهیم. چه‌کار دارید بروید کتاب و نظریه و از این حرف‌ها بخوانید.

پنجم- بچه خوب، حرف گوش کن است
«ادب» چیز مهمی در زندگی آدم‌هاست و نشانه‌های اصلی ادب، مطیع و سربه زیر بودن و حرف گوش کردن است. بچه عاقل باید با ادب باشد. اصلاً خوب نیست بچه سروصدا کند، نق بزند، ایراد بگیرد، از خودش نظر بدهد و خلاصه خلاف خواسته‌ ما بزرگترهای با ادب رفتار کند. این هایی که می‌گویند که برای پرورش خلاقیت و از این حرف‌ها، باید به بچه اجازه جسارت و ابراز وجود داد احتمالاً خودشان در بچگی با ادب نبوده‌اند یا درست و حسابی ادب نشده‌اند!ادب، آداب دارد و باید آداب مطیع و حرف گوش کن بودن را در خانه و مدرسه با جدیت به بچه یاد بدهیم.

ششم- تجربه‌، بی تجربه
پس ما بزرگترها چکاره‌ایم؟ خوبیت ندارد بچه همه تجربه‌ها را کسب کند. ما خودمان باید همه تجربه‌ها را به او یاد بدهیم. عطف به اصول اول و پنجم، بچه باید گوشش به دهان والدین و مربیان عزیز و دلسوزش باشد تا از آنها تجربه‌های زندگی را بشنود.
به قول قدیمی‌ها، بالاخره بزرگترها سرد و گرم روزگار را بیشتر چشیده‌اند و البته مخفی نماند بیشتر هم پیراهن پاره کرده‌اند! حالا چه ضرورتی دارد که بچه‌ها برای کسب تجربه وقت تلف کنند.
ما حی و حاضر و آماده‌ایم که با توضیحات مفصل و کارشناسانه به آنها بگوییم که راه و چاه چیست. تلاش بچه‌ها برای کسب تجربه‌های عملی در زندگی، تکرار مکررات است و وقت ما و خودشان را هدر می‌دهد. ما بزرگترها چراغ راه بچه‌ها هستیم و البته لازم است که همه جا چراغ به دست جلوی آنها حرکت کنیم تا در چاه نیفتند! ما چراغیم، چراغ راهنما که نیستیم!

هفتم- لازم نیست همه چیز را بدانید!
بچه همیشه بچه است،حتی اگر ۲۵-۲۰ ساله هم باشد! و البته لازم نیست بچه همه چیز را بداند. بالاخره بزرگی گفته‌اند، کوچکی گفته‌اند، شرم و حیایی باید باشد و به اصطلاح سیاسی‌ها، خط قرمزهایی وجود دارد؛ بچه که نباید در هر کاری دخالت کند و نباید از هر چیزی سر در بیاورد.
بچه هیچ وقت نباید فکر کند بیشتر از پدر و مادر و معلمان چیزی می‌داند و اگر هم واقعاً این جوری باشد نباید به روی مبارکش بیاورد. البته ما آن‌قدر زرنگ و زمان‌شناس هستیم که بدانیم بچه‌های امروزی چیزهای زیادی می‌دانندکاریش نمی‌توان کرد، فقط مهم این است که طرفین به روی هم نیاوریم که چه خبر است!
باید حریم‌ها حفظ شوند و بچه‌ها اطلاعات و دانسته‌های محرمانه خود را توی دل‌شان نگه‌ دارند و بزرگترها هم انگار نه انگار که بویی برده‌اند، خود را به کوچه علی‌چپ بزنند که ما می‌دانیم که شما بچه‌‌های با ادب و مثبت چیزی نمی‌دانید!

هشتم- بچه باید مایه افتخار باشد
بچه باید مایه افتخار والدین و مدرسه باشد. این همه زحمت برای بچه‌ها می‌کشیم که چی؟ بچه به درد روزهایی می‌خورد که آدم جایی بخواهد پز بدهد و افتخارات و شاهکارهای زندگی‌اش را بیان کند. چه بهتر که سوژه این افتخارسرایی بچه آدم باشد که از گوشت و خون ماست و بالاخره یک جورهایی مال خودمان است!
البته بر کسی پوشیده نیست که ضعف‌ها و شکست‌های بچه‌ها محصول بی‌عرضگی و تنبلی خود آنهاست و قوت‌ها و پیروزی‌های‌شان نتیجه تلاش‌های شبانه‌روزی والدین و معلمانی بزرگ است، یعنی خود ما!

نهم- به بچه ها محبت کنید
محبت نقش مهمی در رشد و شکل‌گیری شخصیت‌ بچه‌ها دارد؛ البته محبت حد و حدود و معیارهایی دارد که باید مورد توجه قرار گیرد. محبت موضوعی دلبخواهی است و به حال و حوصله والدین عزیز و معلمان گرامی بستگی دارد.اتفاقاً خیلی مهم است که محبت رویه‌ای ثابت نداشته باشد چون در این صورت بچه پررو می‌شود و توقعاتش بالا می‌رود. ثانیاً اندازه و معیار محبت دست خود ماست.
یک زمانی آن قدر محبت می‌کنیم که بچه از محبت اشباع شود و برای حفظ تعادل، زمانی هم آن‌قدر محل نمی‌گذاریم و بی‌اعتنایی می‌کنیم که بچه بفهمد تحفه‌ای نیست! برای کارکردهای مؤثرتر تربیتی، لازم نیست محبت همیشه راستکی باشد می‌توان ادا و اطوار محبت را در آورد و به اصطلاح محبت را به صورت نمایشی اجرا کرد.

دهم- امکانات لازم را فراهم کنید
بدیهی و آشکار است که اگر امکانات نباشد چه می‌شود. در جهت تحکیم اصول قبلی، لازم است والدین عزیز امکانات را فراهم کنند و کاری به کارهای دیگر نداشته باشند. شما کیف، کفش، کامپیوتر، اسکیت و تلفن همراه و چیزهای دیگر را به هر نحوی که می‌توانید برای فرزندتان بخرید تا اول عقده‌ای بار نیاید، دوم- وظیفه والدینی را به خوبی ایفا کنید؛ سوم- سر بچه گرم شود؛ چهارم- مزاحمت‌تان نشود؛ پنجم- اگر لازم شد زحمات‌تان را به رخش بکشید و توی سرش بکوبید؛ ششم- در موقعیت‌های لازم پز بدهید چه‌ها که برای فرزندتان نکرده‌اید… باز هم بگوییم؟

 

fa.parsiteb

تربیت کودک از دیدگاه اسلام

تربیت کودک از دیدگاه اسلام:

حضرت امام علی (ع) می فرمایند: «کودک هفت سال آزاد است و هفت سال مورد ادب و توجه و هفت سال دیگر مورد خدمت و یاور است»(بحار الانوار ج ۲۳ ص ۶۵)

تربیت کودک از دیدگاه اسلام - عصر دانش

تربیت کودک از دیدگاه اسلام

تربیت کودک از دیدگاه اسلام:
از روایات اسلامی استفاده می شود که آغاز تعلیم مدرسه ای کودک در هفت سالگی است.
امام صادق (ع) می فرماید: «کودک هفت سال بازی می کند و هفت سال خواندن و نوشتن می آموزد و هفت سال (مقررات زندگی) حلال و حرام را یاد می گیرد». (اصول کافی ج ۶ ص ۴۷ و ۴۶)
در هفت سال دوم کودک آمادگی لازم را برای فراگیری معلومات و آداب اسلامی پیدا می کند.
نکته ای که باید در همه مراحل در نظر گرفته شود، این است که محتوای آموزشی و تعلیم باید با مسائل روز و مورد نیاز فراگیران و نیز شرایط محیطی و اجتماعی آنها مرتبط باشد.
علی (ع) می فرماید: «فرزندان خود را به عادات و آداب خود مجبور نکنید؛ زیرا آنها برای زمانی غیر از زمان شما خلق شده اند.» (نهج البلاغه گفتار ۲۴۰) تربیت و پرورش کودکان یکی از اموری است که در سنت اسلامی بسیار مورد اهمیت واقع شده است.
این در حالی است که بیشتر والدین تنها به طور غریزی به تربیت کودکان خود می پردازند و هیچ آموزش یا مطالعه ای در این زمینه ندارند. برای رفع این کمبود، کارهای بسیار زیاد و عمیقی لازم است تا پاسخگوی مشکلات روزمره کودکان و نوجوانان باشد.
آنچه در این نوشتار خواهد آمد، نگاهی بسیار کوتاه به دیدگاه های سنت اسلامی در زمینه تعلیم و تربیت است.
امید است که قدمی در نشان دادن خلا موجود و ایجاد انگیزه ای برای تحقیق در این زمینه برداشته باشیم.
۱- فطرت کودکان : از جمله مهمترین نکاتی که درخصوص آموزش دینی کودکان در روایات آمده است ، مساله فطری بودن توجه به دین و خداست.رسول اکرم (ص) فرمود: «هر نوزادی با فطرت خدایی به دنیا می آید و پرورش می یابد ، مگر این که پدر و مادر او را به سوی یهودی گری یا مسیحی گری بکشانند.» (بحارالانوار ج ۳ ص ۲۸۱) و نیز آمده است که موسی به خدا عرض کرد: «پروردگارا! کدامیک از اعمال نزد تو برتر است؟ خطاب رسید: محبت به کودکان ؛ چرا که من فطرت آنها را بر پایه اعتماد به یگانگی خود قرار دادم.» (آیین تربیت ص ۳۸۱) تمام این احادیث نشان می دهد که باید پدر و مادر محیطی مناسب برای کودک فراهم آورند تا حقایقی یا عقایدی که ریشه های آن در نهاد و فطرت کودک نهفته است ، به منصه ظهور برسد.
۲- کنجکاوی و چراجویی : کودک از دنیای بسته پا به دنیای وسیع می گذارد، بنابراین می خواهد از اسرار آنها سر در آورد. بدین سان غریزه اوست که از منشا پدیده ها بپرسد. از روابط علت و معلولی آن سوال کند. این زمینه مناسبی برای کودک است که والدین ؛ فرصت را غنیمت شمارند و واقعیت ها را برای او توضیح دهند.
۳- رغبتها : انسان به طور کلی موجودی است اجتماعی و خواهان زیستن در اجتماع است ؛ از این رو اگر بخواهد با آنها بجوشد و در پس آنها عرض وجود کند، باید تقلید کند. این زمینه ای مناسب برای آموزش جنبه های مذهبی است.
کودک می خواهد رفتار افراد بزرگتر را تقلید کند؛ پس در حضور او نمازتان را بخوانید و یا او را همراه خود به مسجد ببرید. کودک رغبت دارد خود را در جای بزرگترها قالب بزند، پس زمینه ارتباط او را با بزرگتران فراهم کنید. تا آداب زندگی ؛ معاشرتی ، اخلاقی و در کل آداب و رسوم مذهبی را از این طریق بیاموزد.
۴- ارائه الگوهای مثبت: در این روش از داستان انبیا و ائمه بخصوص دوران طفولیت امام حسن (ع) و امام حسین (ع) استفاده می شود.
۵- حس غرور و خودپسندی: امری است که بدون شک در بین تمام انسانها وجود دارد می توان از حس غرور مثبت کودک استفاده کرد مثلا به او گفت که من مطمئنم که تو می توانی نماز بخوانی.
۶- مراحل پرورش مذهبی کودک: رسول خدا (ص) فرموده اند: «فرزندان خود را به سه خصلت تربیت کنید: محبت پیامبرتان و محبت خاندان او و قرائت قرآن». شک نیست که هر سنی مقتضایی برای خودش دارد و باید طبق آن برنامه ریزی کرد. در کتب روایتی دوره ۲۱ساله تعیین شده است که به ۳دوره ۷ساله تقسیم می شود و هر کدام به دوره جزیی تری قابل تقسیم است.
۷سال اول : دوره تکوین است
پرورش مذهبی در حقیقت از همان روز تولد با گفتن اقامه و اذان در دو گوش کودک آغاز می شود و بتدریج این آموزش ها تا ۳سالگی تکامل می یابد. مرحله رشد دیگری از ۵سالگی آغاز می شود که در این مرحله باید متوجه تفاوت کودکان در امر رشد و نمو باشیم.
تربیت کودک از دیدگاه اسلام - عصر دانش

تربیت کودک از دیدگاه اسلام

تحقیقات روان شناسی ، تفاوت های کودکان را از نظر میزان و ظرفیت یادگیری و نیز رشد و نمو عقلی آنها، مدنظر قرار داده است.اصول تربیتی اسلام از همان ابتدا توجه و نظر خود را به وجود تفاوت های رشدی در ۵سالگی با مطرح کردن سوال زیر جلب کرده است.الیهما یمینک من شمالک؟ راستت از چپت کدام است؟ اگر کودک بتواند به این سوال پاسخ بدهد ، مرحله رشد قبلی خود را پشت سر گذاشته است.امام صادق (ع) سفارش کرده اند که در ۵سالگی ، به کودک ، سجده آموزش داده شود. همچنین امام می فرمایند: «کودک خود را تا ۶سالگی فرصت دهید، سپس او را در فراگیری کتاب به مدت شش سال تربیت کنید. (وسائل باب ۸۲ حدیث ۲) شارع اسلام در زمینه های دیگر تشریعی نیز به تفاوت بین کودکان توجه دارد مانند حدیثی که درباره اقامه نماز میت برای کودک متوفای ۵ساله وارد شده است.از حضرت صادق (ع) سوال شد؟ «آیا اگر کودک ۵ساله ای بمیرد، باید نماز میت بر او خواند؟ حضرت فرمود: اگر نماز را فهمید و درک می کرد، بر او نماز خوانده شود». (وسائل باب ۱۳حدیث ۴).
۷ سال دوم ، دوره پرورش دینی است
در این دوره است که کودک از حکم وضعی به حکم تکلیفی باید عمل کند. علاوه بر آموزش اعمال واجب اعم از روزه و نماز در ۷سالگی ، امام صادق (ع) در زمینه تعلیم احادیث اسلامی می فرمایند: «احادیث اسلامی را به فرزندان خود هر چه زودتر بیاموزید ، قبل از آن که مخالفان بر شما سبقت گیرند». (کافی ج ۶ ص ۷۶) امام صادق (ع) درباره روزه گرفتن کودکان می فرمایند: «ما به کودکان خود در ۷سالگی می آموزیم که هر قدر طاقت دارند، نصف روز باشد ، یا بیشتر و یا کمتر روزه بگیرند و هرگاه گرسنگی بر تشنگی بر آنان غلبه کرد، افطار کنند ، تا این که به روزه گرفتن عادت کنند و آن را تحمل نمایند. پس شما از کودکان خود بخواهید که در ۹سالگی هر قدر که طاقت روزه دارند، روزه بگیرند و هرگاه که تشنگی بر آنان غلبه کرد، افطار کنند». (فروع کافی ج ۲ ، ص ۱۲۴) ایمان واقعی به مذهب از حدود ۱۲سالگی در کودک پیدا می شود و در این سن تا حدود قابل توجهی می توان معنای اصیل مذهب را به او منتقل کرد. ضمنا مبانی اخلاقی و تربیتی ، به آداب معاشرت و رسوم و سنن در همین دوره باید به کودک آموزش داده شود. پایان این دوره همزمان با دوره نوجوانی است و کودک با تجاربی که در زمینه های مختلف به دست آورده ، تاحدی به فردی مستقل و صاحب نظر تبدیل می شود. در نظر داشته باشیم که آموزش کدک در این سن می بایست با احترام و آرامش صورت گرفته و سعی کنیم کودک با قناعت کافی به امر یادگیری بپردازد.
۷ سال سوم ، دوره تمرین و عمل است
در این دوره نیز که خود به ۳مرحله پایانی نوجوانی ، دوران بلوغ و دوره جوانی تقسیم می شود، بیشتر توجه والدین باید به دوران بلوغ باشد که دوره رشد احساسات و نوعی تولد مجدد است و دوره ای است که نیاز آنان به راهنمایی ، به اوج خود می رسد. ایمان به مذهب از ۱۶سالگی اوج می گیرد و در صورتی که به الگوی کاذبی برخورد کردند، در جنبه مذهب ، خطراتی برایشان وجود خواهد داشت.
پایان بلوغ و از حدود ۱۸سالگی ، دوره استقلال تقریبی است. دقت و استدلال منطقی در او رشد می کند و می توان از این طریق به آموزش مذهبی و دینی او بیش از قبل پرداخت.

چگونه کودکانی با شخصیت تربیت کنیم؟

چگونه کودکانی با شخصیت تربیت کنیم؟

چگونه کودکانی با شخصیت تربیت کنیم؟ - عصر دانش

چگونه کودکانی با شخصیت تربیت کنیم؟

 چگونه کودکانی با شخصیت تربیت کنیم؟

والدین ضمن این که مقداری از خصایص خود را به فرزندانشان بطور موروثی منتقل می کنند، باید بکوشند شخصیت آنها را طوری شکل دهند که آنان به آسودگی با محیط اطراف و مردم اجتماع خویش سازگاری بیابند و در زندگی روزمره خود دچار مشکلات اساسی نباشند؛ البته این موضوع حائز اهمیت است که از یک پدر و مادر دارای شخصیت متعادل اجتماعی انتظار می رود فرزند را از مراحل اولیه تولدش چنان پرورش دهند که در تمام مراحل زندگی دارای شخصیتی انسانی و روحیه متعادل روانی باشد. ما در این مطلب نیز به مواردی که می تواند در رشد و تکوین شخصیت کودک تاثیر بگذارد اشاره می کنیم، امید است مفید واقع شود.

****

شخصیت از دیدگاه علم روان شناسی به این شکل تعریف شده است؛ شخصیت عبارت است از کل خصوصیات انسان، پس همه افراد در هر سن و موقعیتی دارای شخصیت هستند. به گفته پاره ای از روان شناسان شخصیت از ابتدای تولد تا خاتمه عمر در حال شکل گرفتن و تکامل است و به همین دلیل، هیچ گاه نمی توان از آن بعنوان حالتی ثابت و غیرقابل تغییر سخن گفت، در رشد و تکامل شخصیت کودک، عوامل زیادی موثرند و میزان تاثیر این عوامل به میزان توانایی کودک به درک اهمیت این عوامل در ارتباط آنها با خودش بستگی دارد.

رشد شخصیت در کودک از ۲ سالگی به بعد آغاز می شود. در ماههای اولیه زندگی یک طفل، رشد چشمگیر شخصیتی او قابل توجه است، البته این سرعت رشد در کودکان مختلف متفاوت است.

  • کودک شخصیت دارد.

انسان خواه خردسال یا بزرگسال، به خود و شخصیت خویش علاقه مند است. می خواهد همواره مورد احترام دیگران قرار گیرد. شخصیت او خواه در محیط خانه یا مدرسه یا اجتماع محفوظ باشد. این علاقه به حفظ شخصیت در تمام افراد اجتماع دیده می شود. شخصیت طلبی جزو ذات هر انسانی است و همه به آن پایبند هستند.

هرگز نباید گمان کنیم کودکان کم سن این گونه چیزها را نمی فهمند و به آن توجهی ندارند؛ بنابراین باید بپذیریم کودکان هم به نوبه خود مقام و احترام و شخصیتی دارند و بزرگ ترها بخصوص والدین باید این شخصیت را محترم بشمارند. و در حضور دوست و همکلاسی آبروی او را نبرند و به او توهین و جسارت نکنند.

اسلام نیز در جمع قوانین خود شخصیت و احترام همه مسلمانان بویژه کودکان را محفوظ داشته است.

در بسیاری از روایات اسلامی به بزرگسالان تاکید شده است شخصیت کودکان را رعایت کنید و هر گاه که بتوانید باید شخصیت کودکان را رشد و تعالی بخشید. بزرگسالان باید در رفتارشان با کودکان دقیق باشند و بکوشند شخصیت فرزندان را رعایت کنند و نباید به عناوین گوناگون آنان را کوبید یا پرده دری کنند و با نگهداشتن حیثیت و مدارا کردن در پرورش و تربیت آنان گام های موثری بردارند.

  • پدر و مادرها الگو هستند.

اگر پسری صاحب پدری با شخصیت، مومن و اندیشمند و اجتماعی باشد و اگر مشاهده کند که همه به خاطر مقام والا و سجایای اخلاقی که در پدرش مشاهده می شود به او احترام می گذارند، بدون شک او نیز سعی خواهد کرد همسان پدر شو. دخترها نیز به همین ترتیب هستند. آنها بسیاری از کارهای مادرشان را تقلید می کنند و مادری که دارای رشد شخصیتی مناسب و خوبی باشد دخترش نیز فردی همچون او خواهد شد. البته تاثیری را که محیط و توارث در رشد شخصیتی دارد نباید از یاد برد. تجربه نشان داده است بچه ای که پدر و مادرش، آدم های بسیار خوب، بامحبت، پرهیزکار و مورد احترام جامعه بوده اند. وقتی در محیط بد و نامناسب بزرگ شده اند، تمام صفات خوب ایشان را از یاد برده و در عوض آنچه را از اطرافیان آموخته بودند در زندگی خود ملاک عمل قرار داده و به کار گرفته اند. این نکته حائز اهمیت است که کودک در سنین آغازین و تا رسیدن به مراحلی از تکوین و رشد شخصیت همچنان پدر و مادر و معلم خود را الگو و نمونه برای عمل خود قرار خواهد داد.

  • چگونه کودک را با شخصیت بار آوریم.

بسیاری از والدین پیوسته می پرسند رفتار مناسب با کودک باید چگونه باشد تا شخصیت بطور مثبت در او رشد و نمو کند. در اینجا ما مواردی را که الهام گرفته از احادیث ائمه طاهرین علیهم السلام و گفته های روان شناسان است. فهرست وار مطرح می کنیم تا با اتکا به مکتب پربار اسلام در رشد صحیح شخصیت کودکان خود، توفیق حاصل کنیم.

چه باید کرد؟

  • احترام گذاری

اساسی ترین و ثمربخش ترین راه برای رشد شخصیت کودک و برخورداری از استقلال فکری و اعتماد به نفس در زندگی احترام به اوست. کودک از وقتی به دنیا قدم می گذارد، با اولین محیط اجتماعی یعنی خانواده روبه رو می شود. او بتدریج با اعضای این جامعه یعنی پدر و مادر، برادر و خواهر آشنا می شود.

اگر کودک از ابتدا احساس کند که در این محیط اجتماعی کوچک احترام افراد محفوظ است، توهین و تحقیر و جسارت در کار نیست، بزرگ تر به کوچکتر و کوچکتر به بزرگتر احترام می گذارد. کم کم علاوه بر این که اهمیت احترام گذاری را درک می کند، خود به خود انسانی محترم و با شخصیت نیز بار خواهد آمد.

اگر می خواهید فرزندان به شما توهین نکند، باید شما نیز به او توهین نکنید. متاسفانه بسیاری از پدران و مادران از این نکته غافلند و توقع دارند فرزندشان کاملا” احترام آنان را نگه دارد، در حالی که خود هرگز به فکر احترام و شخصیت او نیستند، دائم او را سرزنش و تحقیر می کنند و در برابر دوست، همکار و همکلاسی اش کوچکش می کنند. باید بدانیم آنچه به کودک می دهیم همان را پس می گیریم.

  • واگذاری امور کوچک

کودک نیز مانند دیگران دوست دارد در خانه و محیط های دیگر، خود را عضوی فعال و موثر احساس کند. او از طفیلی بودن و سربار جامعه بودن بدش می آید. از این رو باید بخصوص در محیط خانه برای او هم حسابی باز شود، به او نقشی داده و مسئولیتی به عهده اش واگذار شود تا از این طریق احساس شخصیت کند و خود را بی اثر نبیند.

از این رو لازم است پدران و مادران محترم، در محیط خانه بعضی کارهای ساده و جزیی را به کودکان خردسال واگذار کنند و از آنان مسئولیت بخواهند. این عمل نقش موثری در احساس شخصیت کودکان دارد، آنها را متعهد و مسوول بار خواهد آورد و در امور زندگی ورزیده می سازد و به ترتیب در مسوولیت های بالاتر نقش بهتری ایفاد می کند و تجربیات خود را به کار می اندازد.

  • رعایت ادب

برخورد مودبانه با فرزندان، اگر چه کم سن باشد نقش مهمی در رشد شخصیت و احترام فرزندان دارد. متاسفانه بسیاری از پدران و مادران از این نکته غافل هستند و به خصوص در کلام، رعایت ادب را نسبت به فرزندان خود نمی کنند.

به پدران و مادران محترم که خواهان عزت و سربلندی فرزندان خود هستند سفارش می کنیم با کودک خود همانند یک شخص محترم و یک دوست واقعی برخورد کنید. با او با کمال ادب سخن بگویید. وقتی می خواهید خطا و اشتباهی را تذکر بدهید، بکوشید با نرمی و ملاطفت بیان کنید؛ چرا که در این صورت حرف شما تاثیر بیشتری خواهد داشت. در حضور دیگران هرگز کودک خود را مورد توبیخ قرار ندهید و به این وسیله او را گرفتار عذاب روحی نسازید. از به کار بردن الفاظ رکیک و زشت جدا” خودداری کنید، چرا که این روش نه تنها شخصیت و احترام خود شما را نابود می کند بلکه علاوه بر آن، کودک را نیز انسانی پست و زبون و لاابالی بار خواهد آورد.

  • لباس مناسب و زیبا

یکی دیگر از عوامل موثر در رشد و تکامل شخصیت کودک، چگونگی پوشاک را باید نام برد. لباس های زیبا و رنگینی که بزرگسالان می پوشند برای کودک خردسال بسیار جالب و فریب انگیز است و او آرزو دارد هر چه زودتر از همان لباس ها بپوشد؛ چنانکه وقتی کودک لباس و کفش نو می پوشد فورا” به اطرافیان خود می گوید: ” نگاه کنید کفش من تازه است و..” اگر کودک لباس جالب و مقبول بپوشد در میان دوستان خود مورد تقدیر و تحسین قرار خواهد گرفت و در نتیجه احساس برتری خواهد کرد و همین احساس و تصور در رشد و تکامل شخصیت کودک تاثیر خواهد داشت. والدین توجه کنند که همواره برای فرزند خود، پوشاکی تهیه کنند که مورد علاقه او و پذیرش همسالانش باشد نه این که خودشان دوست دارند.

  • نام نیک برای کودک

روان شناسی می گوید: ” نامی که هنگام تولد یا بعد به کودک گذاشته میشود ممکن است یک خطر روانی برای او داشته باشد. ” این اصل تنها نام واقعی کودک را شامل نیست، بلکه لقب یا نامی است که والدین و اطرافیان کودک از راه محبت به او می دهند؛ مثلا” ” حوریه ” را ” حوری ” یا ” حسین ” را ” حسی ” می نامند همان تاثیر روانی را خواهد داشت. از این رو بهتر است نام کودک را از میان نامهای معمولی و رایج هر جامعه و فرهنگ آن انتخاب کرد. کودکی که نام و لقب خود را بپسندد همواره احساس برتری خواهد کرد و بر عکس اگر از نام و لقبش خشنود نباشد، شرمسار و ناراحت خواهد شد و این هر دو احساس در چگونگی رشد شخصیت کودک موثرند.

  • مشورت و نظر خواهی

کودکان و نوجوانان نیز همانند بزرگ ترها دوست دارند در امور مربوط به خودشان با آنان مشورت شود و آنان نیز نظر بدهند. این کار خود موجب می شود آنان احساس شخصیت بیشتری کنند و برای نظر و رای خود ارزش و ارجی قائل باشند. والدین محترم خوب است از این نکته غافل نباشند و حتی بدون درخواست کودک، خود به این کار اقدام کنند و از این راه به کودک خود شخصیت بدهند. پس از مشورت و نظر خواهی نیز    حتی الامکان نظر فرزند را عملی کنند و برای عقیده او احترام قائل باشند و اگر هم نظر ناصحیحی داشت با ملاطفت و مهربانی او را متقاعد سازند یا این که وی را کاملا” متوجه اشتباه و خطا در فکر و آثاری که در انجام نظر او احتمالا” هست بکنند که هم او تجربه کافی را به دست آورد و هم این که در گفتارهای آینده خود تامل بیشتر کند؛ اما اگر بدون دلیل و آگاهی او را بکوبید حتی آثار مختلفی از جمله حقارت در او تجلی خواهد کرد. طبیعی است این برخورد ثمرات سوء در آینده خواهد داشت.

  • عدالت در ارتباط با کودک

فرزندان باید طعم عدالت را بچشند و خوبی عدالت را لمس کنند و احساس نمایند عدالت لازمه زندگی و جامعه است. حتما” در  کوچکترین امور هم باز اجرای عدالت لازم است.

  • وفا به عهد کودک

کودک به دلیل آن که تمام خواسته های خود را از طریق والدین قابل تحقق می داند و اتکای شدید به آنان دارد، پس اعتماد و توکل او بر پدر و مادر خواهد بود. یکی از عواملی که می تواند این اعتماد را پیوسته حفظ کند و مایه قوت شخصیت و ثبات کودک باشد این است که در عهد و پیمان خود با کودکان ( حتی سخنی که می دانند ) وفادار باشند و هیچگاه با فرزند خلف وعده نکنند و رفتارشان، خلاف گفتارشان نباشد.

  • آشنایی کودک با سختی ها

امام موسی بن جعفر(ع) فرموده است: ” بهتر است طفل در کودکی با سختی و مشکلات اجتناب ناپذیر حیات که غرامت زندگی هستند، روبه رو شود تا بردبار و صبور بار آید و در جوانی و بزرگسالی اهل استقامت باشد.” دانشمند بزرگ اسلامی خواجه نصیرالدین طوسی می گوید: ” باید کودک را به سختی ها معتاد کرد، از جامه نرم و اسباب راحتی باز داشت، خواب بسیار را اجازه نداد. چون مشکلات زندگی فکرشان را قوی می سازد. بعلاوه لذتی که از حل مشکل عاید ایشان می شود، بالاترین لذت هاست.”

  • بوسیدن کودک

بوسه از مهم ترین نشانه های ابراز علاقه و محبت به کودک است. “بوسه” هم نشان می دهد که والدین درباره فرزندان خود مهربان و دلسوز هستند و فرزندان را از این علاقه و محبت پدر و مادر، آگاه و خشنود می سازد و هم درخت مهر را در وجود کودکان ریشه دار می کند.

  • رفتار کودکانه با کودک

در ارتباط با کودک باید همچون خود او، با او رفتار کند و مانند خودش با او حرف بزنند، زیرا کودک با کودکان یا انسان های کودک نما بهتر انس می گیرد و همراه می شود.

  • احترام فرزند

با فرزند باید رفتاری مودبانه داشته باشیم و او را اکرام و احترام کنیم. فرزند نباید در خانواده خویش تحقیر و مورد بی احترامی واقع شود. تا آن که شخصیتش بطور سالم شکل گیرد. رسول خدا (ص) می فرماید؛ ” به فرزندان خود شخصیت داده آداب نیکو را در آنان پرورش دهید. “

  • سلام کردن به کودک

کودک در عین حال که کودک است و بازیگوش، اما احترام و توجه را مدنظر دارد و سلام کردن دیگران را به خود با دیده احترام می نگرد. پیامبر خدا (ص) می فرمود: ۵ چیز است که تا لحظه مرگ آن را ترک نمی کنم… یکی از آنها سلام گفتن بر کودکان است. در انجام این رفتار مراقبت دارم تا بعد از من به صورت یک سنت میان مسلمین بماند که بدان عمل کنند. “

****

منبع :  مقاله ”  چگونه کودکانی با شخصیت تربیت کنیم؟  ”  تهیه کننده : صابر محمدی -روزنامه جام جم – بخش جامعه – سه شنبه ۲۵ فروردین – ۱۳۸۸

تربیت کودکان ۳ تا ۱۴ سال

تربیت کودکان ۳ تا ۱۴ سال:

تربیت کودکان 3 تا 14 سال - عصر دانش

تربیت کودکان ۳ تا ۱۴ سال

تربیت کودکان ۳ تا ۱۴ سال:

آیا برای تربیت کودکان اصول یکسانی وجود دارد که والدین با رعایت آن اصول بتوانند به نحو مطلوبی عمل کنند؟هر چند که شاید نتوان اصول کاملا روشنی را برای تربیت بیان کرد، ولی می توان به چند اصل کلی اشاره کرد که فرایند تربیت را آسانتر می کند. در زیر به برخی ار مهارتها و اصول مهم اشاره می شود:

با ثبات عمل کنید

ثبات داشتن در رابطه با کودک یکی از اصول مهم فرزندداری است معهذا ممکن است در پیروی از آن در موقعیت های روزانه با مشکل مواجه شوید. اگر هنگامی که کودک کاری را انجام می دهد به او لبخند بزنید لکن در زمان دیگری همان کار یا شبیه آن را انجام دهد به او سخت بگیرید کودک به شدت دچار سردرگمی می شود. چرا این عمل در یک زمان خطای بزرگی بود و در زمان دیگر خنده آور؟ هنگامی که اجازه می دهید حالات خلقی شما عکس العمل هایتان را نسبت به کودک تحت تاثیر قرار دهد، قرار گرفتن در این بی ثباتی آسان می شود. پس مواظب باشید کودک خود را به علت رفتار مثبت که انجام داده تشویق نمایید و به علت رفتار منفی تنبیه نمایید نه اینکه ملاک تشویق یا تنبیه شما حالات خلقی شما باشد. روزی شاد و پر حوصله و روز دیگر به دلایل گوناگون خسته و بی حوصله.

هماهنگ باشید

بعنوان پدر و مادر لازم است اصول یکسانی داشته باشیم حداقل در جلوی کودکان وانمود کنیم که در تربیت آنان هماهنگیم. اگر رفتاری را پدر تائیید می کند و مادر رد، باعث تعارض کودک می شود پس بهتر است به عنوان والدین قبلا با یکدیگر هماهنگ باشیم و حداقل در جلوی کودکان عدم هماهنگیمان را بروز ندهیم.

در مورد فرزند خود مودب باشید. صحبت مودبانه درهنگام خشم و ناراحتی، معلم خوبی برای کودک و نوجوان است که حتی در هنگام خشم به طور صحیحی رفتار کنند.زمانی خاص برای توجه بدون قید و شرط به بچه ها اختصاص می دهید

منظور از توجه بدون قید و شرط، یعنی بدون توجه به رفتار کودک زمان خاصی را با وی صحبت می کنیم، درد دل می کنیم، درد دل او را گوش میدهیم و یا بازی می کنیم، بستگی به سن فرزندان دارد. وی باید احساس کند زمانی خاص را به وی اختصاص داده ایم. می توانیم هر روز چند دقیقه و در آخر هفته یک ساعت این کار را انجام دهیم.

رابطه ای سالم با کودکتان برقرار کنید

برای ایجاد رابطه ای سالم از شیوه گوش دادن فعال استفاده کنید. وقتی فرزندتان چیزی می گوید به خوبی به سخنانش گوش دهید، حتی اگر با کودک موافق نیستید، اجازه دهید صحبتهایش تمام شود، تماس چشمی مناسب و انجام ندادن کاری دیگر در هنگام صحبت با کودک، به وی می فهماند که برای حرف زدن وی ارزش قائلید و عقاید او برای شما مهم است. لحن صحبت شما در هنگام امر کردن به وی باید مودبانه باشد و حتی الامکان دستوری نباشد. به همان اندازه که نسبت به بهترین دوست خود مودب هستید در مورد فرزند خود مودب باشید. صحبت مودبانه به کودک یاد می دهد که حتی در هنگام خشم به طور صحیحی رفتار کنند. اگر خیلی هم از دست فرزند خود ناراحتید بگویید تو فلان کار را انجام دادی و من به این علت عصبانیم ولی توهین نکنید. وعظ کردن و بحث اخلاقی را در حداقل خود بکار برید، زیرا آنها در بازنگهداشتن ارتباط، مفید نمی باشد.

الگوی مناسبی باشید

 

هر چه امر می کنید، بهتر است در ابتدا خودتان آن کار را انجام دهید و از هر چه فرزندتان را باز می دارید خودتان هم انجام ندهید. بچه ها بیشتر از آنکه از کلام ما آموزش ببینند، از رفتار ما آموزش می بینند. پس ابتدا از خود شروع کنیم.

 

آزادی و محدودیت زیاد ایجاد نکنید

 

کودک نباید زیاد آزاد باشد و نه زیاد محدود. محدودیتهایی که ایجاد می شود باید پایدار و منطقی باشد. اگر می گویید شب باید در منزل خودتان بخوابد و منزل کس دیگری نباشد، دلیل آن را توضیح دهید و در برابر اصرار کودک و دیگران کوتاه نیایید. اگر محدودیتها منطقی باشد، چانه بردار نیست و برای آینده کودک بهتر است.

 

درموقع مناسب به کودک دستور دهید
اگر دستوری که به کودک می دهید درحد توانایی اش نیست یا اینکه فعلا سرگرم کار دیگری است و دستورش را اجرا نمی کند، به هیچ وجه به وی دستور ندهید زیرا این کار وی را نافرمان بار می آورد.

 

لازم نیست همه خواسته های کودک برآورده شود

 

در این مورد منطقی عمل کنید و بلافاصله بعد از این که کودک چیزی خواست برایش تهیه نکنید. ضمن اینکه باید زیاد او را ناکام نگذارید ولی عمل کردن به همه خواسته های او باعث می شود در آینده از کنترل شما خارج شود.

مواظب باشید کودک خود را به علت رفتار مثبت که انجام داده تشویق نمایید و به علت رفتار منفی تنبیه نمایید نه اینکه ملاک تشویق یا تنبیه شما حالات خلقی شما باشد. متناسب سن کودک به او کار و مسئولیت محول کنید

لازم نیست همه کارهای فرزندتان را شما انجام دهید و کودک در منزل فقط مصرف کننده باشد. همچنانکه کودک رشد می کند می تواند بسیاری از کارهای خود و خانه را انجام دهد. چنین استقلالی را به کودک بدهید. در غیر این صورت کاملا متکی به دیگران تربیت می شود.

 

در مورد موفقیتها و شکستهای کودکان منطقی عمل کنید

 

برخورد منطقی با شکستها و موفقیتها باعث می شود انگیزه برای کارهای بعدی در کودک از بین نرود. بزرگ کردن موفقیت و زیاد منفی جلوه دادن شکست هیچ کدام صحیح نیست. اگر فرزندتان در یک مسابقه ورزشی مدال می آورد، آن را زیاده از حد بزرگ و با اهمیت جلوه ندهید، زیرا اگر دوباره نتوانست مدال بیاورد شدیدا احساس بی ارزشی می کند و اگر هم شکست خورد آن را زیاد مهم تلقی نکنید تا بتواند باز تلاش خود را از سر گیرد. در این مورد، شکست و موفقیت در تحصیل حائز اهمیت ویژه ای است.

 

beytoote

دانستنی های والدین ، روش تربیت و پرورش کودکان موفق

دانستنی های والدین ، روش تربیت و پرورش کودکان موفق:

تربیت کودک موفق - عصر دانش

دانستنی های والدین ، روش تربیت و پرورش کودکان موفق

دانستنی های والدین ، روش تربیت و پرورش کودکان موفق:

لازم نیست کارشناس مسایل کودک باشید تا کودک موفق تربیت کنید. برای اینکه کودک از همان ابتدای کودکی موفقیت را تجربه کند والدین باید به او: عشق و توجه بدهند و نیازهای کودک را بشناسند و در جهت برطرف کردن آنها تلاش کنند. برای اینکه کودک شما نیز با استعداد و سالم رشد کند، ۶ مورد زیر را رعایت کنید.

۱٫ نشان دادن عشق و علاقه
کودکان به عشق نیاز دارند. حمایت احساسی شما به کودک به او احساس امنیت برای کشف دنیا را می دهد. تحقیقات نشان داده اند توجه و عشق والدین در سال های اولیه زندگی کودک در رشد فکری، روحی و فیزیکی او تاثیر بسیاری دارد. عشق باعث رشد مغز کودک می شود.

اما چگونه باید عشق خود را نشان داد؟ بغل کردن، بوسیدن، لبخند، گوش کردن، شجاعت دادن و بازی کردن با کودک همه نشانه های علاقه به کودک هستند که می توانید انجام دهید. هنگامی که گریه می کند – مخصوصا زیر شش ماه – سریع به او رسیدگی کنید.

هنگامی که کودک غمگین یا خیلی شاد است، با توجه زیاد می توانید رابطه احساسی عمیقی با او برقرار کنید.

۲٫ رسیدگی به نیازهای اولیه کودک
کودک با انرژی و سالم یادگیری بهتری نیز دارد و شما می توانید این هدف را با برطرف کردن نیازهای اولیه او محقق کنید. سعی کنید در فواصل زمانی معینی چک‌آپ کاملی از سلامت جسمی و سیستم ایمنی او داشته باشید. اگر در دوره های مشخص شده و به وقت واکسن و آمپول های کودک تزریق شوند، در واقع سلامت او را تضمین کرده ایم.

خواب نیز برای رشد و موفقیت کودک بسیار مهم است. هنگام خواب وقتی پلک ها سریع به هم می خورند، مغز کودک در حال رشد در زمینه یادگیری، حرکت و فکر کردن است.

از سینه شیر خوردن کودک نیز در شش ماه نخست همه نیازهای جسمی او را برآورده می کند. کودکانی که از شیر مادر تغذیه می کنند، کمتر دچار آلرژی، اسهال، مشکلات تنفسی و عفونت گوش می شوند. همچنین، شیر مادر موجب افزایش ضریب هوشی کودک نیز می شود.

۳٫ حرف زدن با کودک
تحقیقات نشان داده است کودکانی که والدین آنها از همان ابتدا زیاد با آنها صحبت کرده اند، سریع تر مهارت های کلامی را فراخواهند گرفت. این کار را می توانید از همان دوران جنینی آغاز کنید. پس از به دنیا آمدن کودک، هنگام تعویض پوشک، غذادادن یا حمام کردن با او صحبت کنید. سعی کنید از کلمات ساده و مختص خود کودک استفاده کنید تا درک بهتری داشته باشد و موقع صحبت کردن نیز به او نگاه کنید. مثلا همه کارهایی که برای او انجام می دهید را برای او توضیح دهید.

۴٫ کتاب خواندن برای کودک
هنگام مطالعه مجله یا کتاب، آن را با صدای بلند بخوانید تا کودک نیز بشنود. به این ترتیب دایره لغت او و مهارت های کلامی او افزایش پیدا می کند و می توانید باعث برانگیخته شدن قوه تخیل او بشوید. در خلال کتاب خواندن می توانید کودک را در آغوش بگیرید و به او احساس امنیت و عشق نیز بدهید.

نوزادان از شنیدن صدای موسیقی نیز لذت می برند و می توانید موسیقی دلخواهش را برایش زمزمه کنید.

۵٫ تقویت احساسات کودک
برای اینکه کودک در مورد انسان ها، مکان ها و مسایل مختلف آگاهی کسب کند باید در معرض آنها باشد. هر نوع تعامل جدیدی اطلاعات جدیدی نیز به دانسته های کودک اضافه می کند. تحققات ثابت کرده اند، کودکانی که در محیط های مملو از امکانات و انسان ها رشد می کنند و با مسایلی روبه رو هستند که مستقیما به حواس پنجگانه آنها مرتبط است، مغز فعال تر و انگیزه های بیشتری دارند.

البته قرار نیست کودک را به طور ۲۴ ساعته تحت اتفاق های مختلف قرار دهید تا حواسش رشد کنند. به طور مثال، کودکان تا زیر دو سال نباید تلویزیون نگاه کنند.

وقتی کودک از بازی لذت می برد، برای او اسباب بازی های متنوع با شکل، بافت، رنگ، صدا و وزن های مختلف تهیه کنید. برای او آواز بخوانید. همین بازی های ساده و تعاملی می توانند به رشد مغز و افزایش ضریب هوشی کودک کمک بسیاری کنند.
همچنین باید به کودک فضای لازم برای پرسه زدن و راه رفتن هم بدهید. این کار برای رشد ماهیچه های کودک مفید است. برای این منظور باید خانه را از وسایل خطرناک خالی و فضا را برای چهاردست و پا کردن او مهیا کنید.

۶٫ مراقب خود باشید
وقتی خود والدین سالم و خوشحال باشند، فرزندان آنها نیز سالم و خوشحال خواهند بود. سعی کنید در زمان های خالی ورزش کنید؛ حتی اگر این ورزش یک پیاده روی ساده باشد. می توانید کودک را سوار کالسکه کنید و با هم بیرون بروید. به اندازه کافی استراحت داشته باشید.

اگر از انجام کارهای خانه و بچه داری به طور همزمان خسته شده اید آن را با همسر خود تقسیم کنید. اگر تنها هستید می توانید از دوستان یا خانواده کمک بگیرید.

حتما هر چند وقت یکبار به خود مرخصی بدهید و تنها باشید. تنها بودن می تواند کمک کند تا انرژی دوباره کسب کنید. حتی لازم است با یک دوست در مورد مشکلات خود درددل کنید.

برخی از خانم ها پس از زایمان دچار افسردگی می شوند و این حالت تا هفته ها یا شاید ماه ها در آنها باقی می ماند. این حالت به هیچ وجه خوب نیست اما قابل درمان است.

 

بازنشر: سایت کودک سیتی   ، منبع:boro.niazerooz

چند توصیه برای پرورش خلاقیت کودکان – نکات تربیت کودکان

چند توصیه برای پرورش خلاقیت کودکان – نکات تربیت کودکان:

خلاقیت کودکان - عصر دانش

چند توصیه برای پرورش خلاقیت کودکان – نکات تربیت کودکان

چند توصیه برای پرورش خلاقیت کودکان – نکات تربیت کودکان:

یکی از تفاوتهای مهم کودکان خلاق با دیگر کودکان بر خورداری از عزت نفس و داشتن اعتماد به نفس بالا است. دلیل این نکته هم واضح است، خلاقیت نیاز به  بستری پرواننده توام با ایجاد حس اعتماد و داشتن شجاعت در ابراز ایده های نو دارد و کودکانی که از عزت نفس کافی برخوردار نیستند و در محیط انضباط خشک و آهنین و بدون تشویق و ملاطفت بزرگ می شوند همیشه ترسی نهفته از اینکه مورد پذیرش قرار نگیرند و یا احیانا تنبیه شوند دارند که مانع بزرگی در مقابل خلاقیت کودکان و البته بزرگسالان است.

توصیه های این نوشته برای پرورش خلاقیت کودکان در خانواده، تقویت خلاقیت دانش آموزان در مدرسه و حتی  متناسبا برای موضوع خلاقیت در بزرگسالی کاربرد دارد.

توصیه اول:

برای بچه ها وقت بگذارید، با آن ها بازی کنید، برای کودکان کتاب بخوانید و با آن ها کاردستی درست کنید.

توصیه دوم :

به حرفهای بچه ها گوش دهید ولی ادای گوش دادن را در نیاورید. حتی اگر لازم باشد کار خود را متوقف کنید و به سخنان کودک توجه کنید، طوریکه او متوجه شود نظرات و ایده هایش برای شما مهم است و جرات ابراز نظر پیدا کند.

توصیه سوم:

کودک را به خاطر ناتوانی در انجام امور سرزنش نکنید. کودکان تا سنین ۷ سالگی برای کارهای روزمره نیاز به کمک دارند و قادر به انجام امور بدون عیب و نقص نیستند.

برای اینکه توقعات مناسبی از فرزندتان داشته باشید،  مراحل رشد کودک  را مطالعه کنید.

توصیه چهارم:

همیشه به دنبال فرصتی برای تشویق کودک و تقویت اعتماد به نفسش بگردید. کودکانی که تشویق می شوند احساس تعلق و امنیت بیشتری دارند و جرات ابراز ایده های نو وخلاقیت را پیدا می کنند.

توصیه پنجم:

هرگز کودکتان را با دیگران مقایسه مثبت یا منفی نکنید. بهتر است از کودکی به او بیاموزید خداوند انسان ها را با توانمندی های متفاوتی خلق کرده و همه قابل احترام هستند. احساس حقارت و غرور هر دو مخرب و ناشایسته هستند و مقایسه کودک با اطرافیان یکی از این دو حس را در کودک تقویت خواهد کرد.

توصیه آخر:

تعداد باید و نباید ها و الگوهای آهنین و بدون انعطاف را برای کودک حداقل کنید. کودکانی که در فضای امر و نهی دائمی بزرگ می شوند یاد می گیرند برای اینکه مورد پذیرش و تشویق قرار گیرند فقط از الگوهای از پیش تعیین شده تابعیت کنند و در چنین شرایطی نمی توان انتظار بروز ایده های نو و خلاقیت را داشت.

امیوداریم با شناخت عوامل و روشهای تقویت و پرورش خلاقیت کودکان و شناخت موانع پرورش کودکان خلاق، بتوانید به پرورش کودکان خلاق و نوآور و بزرگسالان موفق آینده کمک کنید.

تالیف : وب سایت  کودک سیتی

شیوه صحیح تربیت کودکان از زبان کارشناسان

شیوه صحیح تربیت کودکان از زبان کارشناسان:

کلید اصلی شیوه تربیتی مناسب درک شخصیت خلق و خوی کودک است تا در کنار آن بتوانید استعدادها و تمایلات او را بهتر شناسایی کنید. 

چگونه می توان کودک را به درستی تربیت کرد؟
همه والدین دوست دارند فرزندانشان خوشحال، خوش رفتار و قابل احترام از سوی دیگران باشند.
 فرزندانی که بتوانند به راحتی با دیگران تعامل ایجاد کنند. هیچ کس دوست ندارد به داشتن فرزندی بی تربیت متهم شود. روش های موثر آموزش، مسائل تربیتی و کمک گرفتن از مشاور می تواند به بهترین وجه ممکن به والدین در این راستا کمک کند.
اگر بخواهیم تعریف واضحی از تربیت ارائه کنیم باید بگوییم که تربیت، آموزش رفتارهای خوب و نشان دادن رفتارهای بد برای جلوگیری از انجام آن به کودک است. به عبارت دیگر، « تربیت » به کودک پیروی از مجموعه قواعدی را می آموزد و شامل روش های تنبیهی و تشویقی است. اما همین چند جمله در عمل چنان بر والدین دشوار است که گاه فاصله آن ها تا تربیت صحیح فرسنگ ها دور است.
اولین مرحله این است که والدین باید ویژگی های کودک خود را شناسایی کنند. اما باید توجه داشت که خود والدین به ۳ گروه تقسیم می شوند:
والدین مقتدر
که توقعات و خواسته های واضحی دارند و به احساسات کودک خود احترام می گذارند. آن ها انعطاف پذیر هستند و از روش حل مسئله به صورت مشارکتی با کودک خود استفاده می کنند. این دسته از والدین بهترین روش تربیتی را اتخاذ می کنند
والدین مستبد
که توقعات و خواسته های واضحی از فرزندان خود دارند اما به احساسات کودک خود توجهی نمی کنند و در واقع با رفتارهای خود به کودک می فهمانند « من پدر تو هستم پس هر چیزی که من می گویم درست است.» این شیوه مورد تایید نیست.
والدین آسان گیر 
که به احساسات کودک خود بیش از حد توجه می کنند و این شیوه نیز مورد تایید کارشناسان نیست.
روش های تربیتی 
شیوه تربیتی که برای فرزند خود انتخاب می کنیم ممکن است به رفتاری که از او سر می زند و سن او، خلق و خو و سبک تربیتی ما متفاوت باشد.
به برخی از این راهکارهای پیشنهاد شده اشاره می کنیم.
تشویق رفتارهای مثبت 
پذیرش رفتارهای مثبت و تشویق او بهترین کار برای ادامه رفتارهای مثبت است. به عبارت دیگر وقتی کار مثبتی می کند کار خوبش را مورد تحسین قرار دهید.
بگذارید کودک خودش نتیجه طبیعی رفتارهای بدش را ببیند
نیازی به سخنرانی و سرزنش کردن نیست. بنابراین این بار که یک اسباب بازی را شکست، بی توجه به این کار به او بفهمانید که دیگر نمی تواند با آن بازی کند.
محرومیت
گاهی اوقات یک رفتار بد نتیجه طبیعی یا منطقی به همراه ندارد و یا فرصتی برای تبیین آن ها نداشته اید. بنابراین محرومیت می تواند به کودک ناپسند بودن رفتارش را نشان دهد. به عنوان مثال اگر کودک تا زمان معینی کاری که از او خواسته شده انجام ندهد نمی تواند برنامه عصر تلویزیون را تماشا کند. این شیوه به شرطی موثر است که محرومیت با نوع کار ناپسند کودک همخوانی داشته باشد.
جداسازی
این شیوه فقط زمانی موثر است که بدانید کودک دقیقا چه عمل خطایی را و چه اندازه عمدی انجام داده است. دقایقی او را در مکانی نه چندان راحت تنها بگذارید. این شیوه زمانی موثر می افتد که کودک بفهمد هدف از این محروم سازی چه چیزی بوده است.
این شیوه از ۲ سالگی به بعد موثر است و به ازای هر سال سن کودک می توان او را تنها گذاشت. مثلا برای یک کودک ۴ ساله، ۴ دقیقه جداسازی موثر است. در سنین پایین این روش بسیار موثر است زیرا محرومیت از حضور در کنار پدر و مادر برای کودک دشوار است.نباید فراموش کنیم که تنبیه جسمی کودک به افزایش پرخاشگری، خشونت و میل به ضربه زدن به دیگران و توجیه رفتارهای خشن از سوی کودک تلقی می شود و جایگاهی در شیوه های تربیتی موثر ندارد.
شیوه تربیتی خود را با خلق و خوی کودک مطابقت دهید
کلید اصلی شیوه تربیتی مناسب درک شخصیت خلق و خوی کودک است تا در کنار آن بتوانید استعدادها و تمایلات او را بهتر شناسایی کنید.
در مورد شیوه تربیتی خود تا حد امکان با کودک مشورت کنید.
به شخصیت کودک احترام بگذارید
حتی زمانی که قصد تربیتی دارید به او احترام بگذارید. بچه هایی که از پدر و مادر خود احترام می بینند بیشتر به آن ها احترام می گذارند اگر کمی سخت گیری کردید یا عصبانی شدید از او عذرخواهی کنید. همان طور که دوست دارید او با شما رفتار کند با او رفتار کنید.
صبور باشید
هر شیوه ای اگر عجولانه و با انتظارات نابه جا پیاده شود، نتیجه نخواهد داد. اگر با یک شیوه نتیجه نگرفتید مایوس نشوید و آن را ادامه دهید. قواعدی را که خود تعیین کرده اید هرگز زیر پا نگذارید و هرگز در مقابل دیگران از رفتارهای ناشایست او صحبتنکنید.
 وقتی حرکتی ناشایست از او سر زد پس از اعمال شیوه تنبیهی مناسب از او نخواهید عذرخواهی کند یا درباره آن کار سخنرانی نکنید. به او کمک کنید پس از تنبیه به روال عادی برگردد.
بدایند کدام شیوه تربیتی با کودک شما تناسب دارد
قبل از اعمال تنبیه مطمئن شوید او منظور شما را از عملی که به نادرست انجام داده، فهمیده است. گاهی اوقات والدین منظور خود را به درستی بیان نمی کنند و یا توقعی فراتر از توانایی کودک از او دارند.
 به دنبال ریشه بعضی رفتارها باشید
اگر رفتار ناشایستی به تکرار از او سر زد، بخشی از تلاش خود را برای علت یابی آن معطوف کنید. شاید کودک از واقعه یا حادثه ای متاثر شده و در واکنش به آن دست به رفتارهای نادرست و غیرقابل توجیه می زند. شاید تحت استرس قرار دارد و نمی تواند از آن به کسی بگوید. بنابراین با شناسایی ریشه این مشکلات سعی کنید بهتر به او کمک کنید.
منبع : khorasannews.com

روشهای مؤثر برای حرف شنوی کودکان

روشهای مؤثر برای حرف شنوی کودکان:

تربیت کودک – روشهای مؤثر برای حرف شنوی کودکان

خیلی اوقات ، وادار کردن بچه ها به این که رفتار شایسته ای داشته باشند مشکل است . روش ” هر چه می گویم همان است ”  که بیشتر والدین به آن متوسل می شوند ، معمولاً بی فایده است .

خوشبختانه روش هایی برای اداره رفتار بچه ها وجود دارد که بدون برخورد ، بدون اشک و قهر ، فریاد ، کتک کاری ، یا توهین ِ زبانی است . در این مبحث سعی کرده ایم اصولی را ارائه دهیم که عمل به آنها به شما و فرزندتان کمک می کند تا به هدف مطلوب برسید . شروع واقعی این گونه تربیت ، از سال های آغاز کودکی است .

به خاطر داشته باشید که در سنین پیش دبستانی ، بچه ها کارهای عادی روزمره و مهارت نظم و انضباط را که لازمه ی زندگی است ، به راحتی یاد می گیرند .  برای تسلیم کردن کودکان روشی کلی وجود دارد که در همه ی شرایط ، مفید است . آن را یاد بگیرید و بعد در زمینه های مختلف امتحان کنید .

۱ – برخورد مثبت داشته باشید
به رفتار مناسب فرزند خود توجه کنید و در همان لحظه از آن تعریف کنید . سپس از او درخواست نمایید ( یا او را راهنمایی کنید ) تا فعالیت بعدی را انجام دهد . در این روش برای هر کاری که کودک درست انجام می دهد امتیازی قائل شوید ،  به نوعی که گویی جادویی در کار است ، او به طور باور نکردنی ، درخواست های بعدی را اجابت می کند.  به طور مثال به او بگویید :
- آفرین که یک لیوان شیر خوردی . حالا بیا کمی تخم مرغ بخور .

- خیلی خوب مسواک زدی . حالا بیا لباس خوابت را بپوش .

۲ – برای کنترل او به نرمی رفتار کنید
هر گاه ازکودک خود خواهشی دارید ، به سمت او بروید و به نرمی او را لمس کنید . به طوری که حضور شما تقریباً  موافقت کودکتان را ضمانت کند . اکنون درست در جایی هستید که فرمان شما به یک عمل تبدیل می شود .
شما می خواهید فرزندتان میز را بچیند ، اگر با فریاد از او بخواهید که از آن طرف خانه بیاید و میز را بچیند ، حتماً مؤثر نخواهد بود ؛ بهتر است نزد او بروید و آنچه که می خواهید به او بگویید ، سپس با او به آشپزخانه بروید .

هنگامی که خواهر و برادر مشغول نزاع و درگیری هستند ، نباید با داد و بیداد دعوا را متوقف کنید . به جای آن  ، به طرف آنها بروید و صحبت کنید . خیلی اوقات همین آرامش شما برای ساکت کردن بچه ها کافی است .

اگر می خواهید موافقت کودک خود را جلب کنید کمتر از ” نه مؤکد ” استفاده کنید و حتی المقدور از حبس کردن او در اتاقش خودداری نمایید .

۳ – فرزند خود را دوباره راهنمایی کنید
فرزند خود را به سمت رفتار پسندیده هدایت کنید . اگر او به چیزی دست می زند که  نباید  دست بزند ، به او بفهمانید که دقیقاً چه چیزهایی را می تواند لمس کند یا بردارد . اگر او روی مبل بالا و پایین می پرد ، به جای اینکه او را سرزنش کنید ، جایی را که می تواند جست و خیز کند  به او نشان دهید .

۴ – اشیاء مخرب را از دسترس کودک دور کنید .
اگر فرزندتان روی دیوار رنگ آمیزی می کند ، مداد رنگی را از دسترسش دور کنید و برایش توضیح دهید که چطور می تواند از مداد رنگی به درستی استفاده کند .

۵ -  عزت نفس کودکان را از بین نبرید .
اگر فرزند خردسالتان روی میز ایستاده و می خواهید او را پایین بیاورید ، به او بگویید ” اجازه نداری روی میز بایستی ، خودت پایین می آیی  یا من کمکت کنم ؟ ” در این صورت شما به نوعی ناتوانی های او را مهار می کنید و اعتماد به نفس از شما به فرزندتان انتقال می یابد .

۶ – فرزند خود را برای حضور در جمع آماده کنید
اگر فرزند شما در حضور دیگران بد رفتاری کند ، باعث خجالت شما می شود و افرادی که شاهد خرابکاری او هستند رنجیده می شوند . در این زمان اگر به او بگویید ” ساکت بنشین ” ، معمولاً رفتارش بهبود نمی یابد .
قبل از هر وضع جدیدی همچون سوار شدن به هواپیما یا حضور در جشن تولد ، موقعیت را برای  او شرح دهید و انتظارات واقعی خود را بیان کنید . به طور مثال بگویید :

وقتی سوار هواپیما می شویم ، در آنجا صندلی مخصوص خودت را داری و باید کمربندت را ببندی . می توانی کتاب بخوانی ، چیزی بخوری یا با اسباب بازی کوچکی بازی کنی .

وقتی فردا به جشن تولد می رویم ، از تو انتظار دارم شلوغ نکنی و هنگامی که دوستت کادوهایش را باز می کند ، بنشینی و تماشا کنی .

۷ – به کودک کمک کنید که کمی جلوتر را ببیند .
بچه ها در هر موقعیتی که قرار دارند ، رویدادهای بعدی را نمی بینند و فقط در لحظه زندگی می کنند . برای همین ، هنگام گــذر از مرحله ای دیگر ، دچار مشکل می شوند . بنا براین بهتر است هنگامی که می خواهید او را از جایی که دوست دارد به جای دیگری ببرید ، ابتدا پنج دقیقه قبل او را مطلع کنید که تا چند لحظه دیگر باید اینجا را ترک کنید . اگر بی خبر دست او را بگیرید و به جای دیگری ببرید باعث آزار او می شوید .

۸ – از جایی که برای او مشکل ساز است دور شوید
اگر هر بار با کودکتان به سوپر مارکت رفتید و با مشکلاتی روبرو شدید ، زمانی به آنجا بروید که کسی از او نگهداری می کند . بهتر است مدت یک ماه به او فرصت دهید و او را همراه خود به خرید نبرید ، این مدت ، زمان مناسبی است که این چرخه ی منفی بشکند و به شما و فرزندتان اجازه  دهد که روال عادی پیدا کنید .

۹ – کودکتان را به جای دیگری ببرید
اگر در رستوران هستید و او بهانه گیری می کند ، کودکتان را بردارید و از آنجا خارج شوید . اغلب بیرون رفتن و انتقال او به جایی دیگر ، باعث آرامش او می شود .
کارهای روزمره را به طور منظم انجام دهید . لباس پوشیدن ، مسواک زدن ، باز کردن در ، تمیز کردن اسباب بازیها ، رفتن به رختخواب ، همه ی اینها مجموعه ای هستند که  رویدادهای مهم روزانه محسوب می شوند. شما می خواهید فرزندتان هر یک را با موفقیت پشت سر بگذارد و در گذر از هر مرحله ، رفتار مناسبی داشته باشد . اما ممکن است رفتارهای منفی مثل فریاد زدن نیز به سرعت در روال عادی روزمره جای بگیرد .

۱۰ – در هر مرحله او را راهنمایی کنید
دقت کنید که هر یک از مراحل رشد کودکتان در کارهای روزمره پنهان شده است . او به تدریج می تواند کفشهایش را بپوشد و یا  به حمام برود . شما نخست باید او را از لحاظ فیزیکی ( در هر مرحله انجام امور روزانه ) راهنمایی کنید و بعد فقط نظاره گر باشید .
مثلاً به او بگویید : ” من نمی توانم لباست را دربیاورم ؛ اما تو را تماشا می کنم که چطور این کار را می کنی .”

۱۱ – گاهی بعضی امور را به کودک یادآوری کنید
بچه ها به راحتی ممکن است چیزی را فراموش کنند . این وظیفه شماست که بعضی موارد را به آنها تذکر دهید . مثلاً اگر کودک شما فراموش کرد به دستشویی برود . باید با مهربانی به او بگویید ” وقت دستشویی” رفتن است . یک کلمه ی یاد آوری برای او بسیار مفید خواهد بود .

۱۲ – هنگام فرمان دادن به کودک ، از دستورات واضح و روشن استفاده کنید
به جای اینکه بگویید ” اتاقت را مرتب کن ” بهتر است به مورد مشخصی اشاره کنید . یعنی بگویید کتاب ها را در قفسه آبی ، و اسباب بازی ها را در قفسه پایینی بگذار.  هر قدر فرمان های شما واضحتر باشد  پذیرفتن آنها برای کودک آسانتراست  .

۱۳ – علت انجام هر کاری را برای کودک توضیح دهید
۱ ) همانطور که شما و فرزندتان در حال مسواک زدن هستید ، برای آگاهی او توضیح دهید که چه کار می کنید و چرا . مثلاً بگویید : ” ببین من خمیر دندان را به تمام دندانم می رسانم . می خواهم همه ی جوجوهایی که آنجا زندگی می کنند را در بیاورم . حالا با آب ، دهانم را می شویم ، غرغره می کنم و بعد آب دهانم را بیرون می ریزم . بیا با هم این طوری مسواک بزنیم “.
تربیت کودک – تبیان