وقتی شکست، ترسناک می شود

وقتی شکست، ترسناک می شود

وقتی شکست، ترسناک می شود


شکست طعم گسی دارد اما گاهی شروع یک اتفاق خوب است. گاهی تمام تلاشمان را می کنیم تا روی شکست را نبینیم اما هر لحظه فاصله مان با او کمتر می شود.

شکست

هیچ کس از شکست خوشش نمی آید و همه تلاش می کنند تا حد ممکن از وقوع آن پیشگیری کنند. اما برای بعضیها این تلاش، حالت افراطی به خود می گیرد به طوری که آنها را از حرکت باز می دارد. این همان وقتی است که اصطلاحاً شکست ترسناک می شود. ترس از شکست چه نشانه هایی دارد و چگونه می توان با آن مقابله کرد؟
شکست بخشی از زندگی است، از همان کودکی وقتی که همه توان مان را به کار می گرفتیم تا قاشق را خودمان به دست بگیریم و تنهایی غذا بخوریم اما وسط راه قاشق کج می شد و غذا می ریخت، و شاید هم زودتر، طعم شکست را احساس کردیم. خوبی آن دوران این بود که مزه شکست به تلخی حالایمان نبود. خیلی راحت از آن عبور می کردیم و بلافاصله عزم مان را برای حل مشکل جزم می کردیم. کم کم که بزرگتر شدیم نظرمان راجع به شکست هم عوض شد. نمی توانم بگویم دقیقاً چه چیزی باعث این تغییر شد چون تجربه هر کس فرق می کند، اما هر چه بود آنقدر قوی بود که شکست را به یکی از ترسهای بزرگ بعضی از ما تبدیل کرد.

آیا واقعاً شکست ترسناک است
شکست ناخوشایند است چون احساساتی مانند نا امیدی، خشم، ناکامی، ناراحتی، پشیمانی، گناه، گیجی و سردرگمی را به همراه دارد، اما ترسناک نیست. آن چه که ایجاد ترس می کند، احساس شرمی است که در پس ظاهر ترس از شکست پنهان شده است. اگر دقت کرده باشید، دیده اید کسانی که از شکست می ترسند آدمهایی هستند که می توانند از پس مدیریت هیجانها و احساسات همراه با شکست (یأس، خشم و …) بر آیند، این یعنی آنها از خود شکست نمی ترسند آن چه که آنها را می ترساند، احساس شرم بعد از آن است.
شرم یک هیجان سمی است چون شخصیت ما را هدف می گیرد نه کارها و رفتارهای مان را. برای مثال وقتی ما کاری را درست انجام نمی دهیم و بابت آن سرزنش می شویم احساس گناه یا پشیمانی می کنیم. وقتی درباره خودمان و شخصیتمان سرزنش می شویم ، احساس بدی پیدا می کنیم که نامش شرم است. شرم هسته روان ما، هویت ما، عزت نفس ما و احساس خوب ما از خودمان را مورد حمله بی امان خود قرار می دهد و آنقدر به آسیب زدن ادامه می دهد که فرد به طور ناخودآگاه ترجیح می دهد با پیدا کردن راههایی برای اجتناب از شکستهای احتمالی بعدی از خودش محافظت کند.

برای مثال فردی که قرار است در مصاحبه شغلی حاضر شود به جای آماده کردن خود برای زمان مصاحبه، وقتش را صرف کارهای غیر ضروری می کند. این رفتار ناخودآگاه به او این امکان را می دهد که بعد از رد شدن در مصاحبه بگوید «من وقت نداشتم تا خودم را به خوبی برای مصاحبه آماده کنم» و به این ترتیب از شرمگین شدن خود بعد از شکست پیشگیری کند. با این اوصاف باید گفت «ترس از شکست» یک اصطلاح غلط رایج است چون خود شکست عامل ترس نیست، البته چون هنوز جایگزین مناسبی برای آن پیدا نشده است همچنان در نوشته ها و سخنرانیها مورد استفاده قرار می گیرد.

چه موقع شکست خطرناک است
خب معمولش این است که بعد از هر شکستی آدم مدتی اعصابش خرد است و غمگین است اما خیلی طول نمی کشد که متوجه می شود این راهش نیست، بلند می شود و از نو شروع می کند. حال با هدفی نو یا با روشی نو. آن چه مهم است نفس انگیزه و اقدام دوباره به کار است. اما وقتی پای ترس از شکست وسط می آید، فرد به راحتی نمی تواند دوباره آستین بالا بزند. در نتیجه یا کاری را شروع نمی کند و یا آن را تمام نمی کند. انگار انگیزه او برای اجتناب از شکست، بر انگیزه اش برای کسب موفقیت پیشی گرفته است. این وضعیت که ناخودآگاه هم است باعث می شود فرد به روشهای مختلفی فرصت موفقیتهای بعدی خود را خراب کرده و تصویری را که از خودش به عنوان یک آدم شکست خورده در ذهنش ساخته تأیید و تثبیت کند؛ و این خطرناک است.

شکست ناخوشایند است چون احساساتی مانند نا امیدی، خشم، ناکامی، ناراحتی، پشیمانی، گناه، گیجی و سردرگمی را به همراه دارد، اما ترسناک نیست. آن چه که ایجاد ترس می کند، احساس شرمی است که در پس ظاهر ترس از شکست پنهان شده است

آیا از شکست می ترسید
اگر مایلید بفهمید آیا از شکست می ترسید یا خیر ۱۰ جمله زیر را با دقت بخوانید و شدت هریک از آنها را در خودتان ارزیابی کنید. توجه داشته باشید که اولاً این جملات برای تشخیص بالینی و چسباندن یک اختلال یا بیماری به کسی تهیه نشده اند و دوماً همه ما تا حدودی به وجود این موارد در خودمان اذعان می کنیم. اگر بعد از خواندن این جملات به خودتان پاسخ «خیلی» و «زیاد» را دادید بهتر است  برای کسب اطلاعات بیشتر و بررسی بهتر موضوع، با یک متخصص در سلامت روان صحبت کنید.
۱٫ شکست، من را از این نگران می کند که دیگران راجع به من چه فکرهایی می کنند.
۲٫ شکست، من را درباره توانایی ام برای رسیدن به اهداف آینده ام نگران می کند.
۳٫ شکست، من را از این نگران می کند که: نکند دیگران علاقه شان را نسبت به من از دست بدهند؟
۴٫ شکست، من را درباره هوش و توانایی ام نگران می کند.
۵٫ شکست، من را از این نگران می کند که: نکند کسانی که برایم مهم هستند را نا امید کنم؟
۶٫ من مایلم قبل از اعلام شدن نتیجه هر کاری، جلو جلو به دیگران بگویم که «موفق نمی شوم» تا انتظارات آنها را از خودم کم کنم.
۷٫ وقتی در کاری شکست می خورم، به سختی می توانم به راههای دیگری که برای موفقیت وجود دارند فکر کنم.
۸٫ من اغلب اوقات، در دقیقه نودِ انجام کارها سردرد، معده درد و بیماریهای دیگر می گیرم و نمی توانم آن را انجام دهم.
۹٫ من اغلب قبل ازاقدام به کار، مشغول چیزهایی می شوم که حواسم را پرت می کنند و فرصت آماده شدن را از من می گیرند. وقتی بعدها به آن موقعیت فکر می کنم می بینم آن مشغولیتها آنقدر هم که در آن زمان به نظرم مهم می آمدند ضروری نبودند.
۱۰٫ من در انجام کارها خیلی «امروز و فردا می کنم» و «وقت کم می آورم».

چه باید کرد؟
یک نکته مهم در شناسایی ترس از شکست، توجه به ناخودآگاه بودن این موضوع است. به عبارت دیگر برای شناسایی آن در خود، باید روان را مورد توجه عمیق قرار داده و در لایه های زیرین آن پرسشهایی را از خود مطرح کرد. بعد از شناسایی، می توان برای اصلاح اقدام کرد. از سه طریق:
۱٫ پذیرش ترس. به طور کلی پذیرش هر مسئله ای باعث می شود که آن مسئله از سطح نا خودآگاه خارج شده و خودآگاه شود. در نتیجه بهبود بخشیدن به آن هم ممکن می شود. در اینجا هم مهم است بپذیریم که ما از شکست می ترسیم چون در ما احساس شرم به وجود می آورد.

۲٫ صحبت کردن با افراد قابل اعتماد. صحبت کردن و جلب همدلی افراد قابل اعتماد کمک می کند تا احساس خود ارزشمندی مان حفظ شده و بار سنگین نگرانی هایی که راجع به نظر دیگران داریم کاهش یابد.

۳٫ تمرکز بر جنبه هایی از کار که تحت کنترل هستند. شکست به معنای از دست دادن کنترل بر همه جنبه های کار نیست. همیشه جنبه هایی هستند که همچنان تحت کنترل ما باقی می مانند. بعد از شناسایی کردن این جنبه ها می توانیم فکری هم به حال جنبه هایی که تحت کنترل نیستند بکنیم. برای مثال می توانیم با استفاده از طوفان فکری، راههای مختلفی را که به ذهنمان می رسد یادداشت کرده و بعد عاقلانه ترین آنها را انتخاب کنیم. سپس دست به اقدام بزنیم.

 فرآوری راحله فلاح
بخش خانواده ایرانی تبیان

روانشناسی رنگها را بدانیم

روانشناسی رنگها را بدانیم

برخی از روانشناسان عقیده دارند رنگی که برگزیده و دلخواه کسی است میتواند گویای خصوصیات اخلاقی و روانشناسی او باشد. نوشتار زیر چکیده ای است که بر اساس این نظریه و پس از سالهای پژوهش نگاشته شده:

قرمز: خوش قلب اما خودپرست
این رنگ مظهر شدت و زیاده روی است که گاهی در جهت مخالف آن است. قرمز رنگ عشق و تنفر و فداکاری و خشونت و خون و آتش. کسی که به این رنگ علاقه دارد هرگز نمی تواند در زندگی بی تفاوت باشد.

این گونه اشخاص تند و سرکش و در عین حال فعال و شجاع و کمی عجول هستند. احتمال شکست به خصوص در عشق برای آنها فراوان است.

قضاوتهای عجولانه و ناگهانی در مورد دیگران اغلب سبب از بین رفتن دوستی هایشان می شود، با آن که در عشق کاملاً فداکارند اما اگر روزی حوادث بر وفق مراد نباشد بدون تفکر و جویا شدن علت می جنگند.

دو عیب بزرگ خودپرستی و عدم کنترل، در نفس آنهاست و دو صفت ممتازشان خوش قلبی و حس بزرگ طلبی است. به طور کلی دوستداران رنگ قرمز دارای خصوصیات متضادی هستند.

صورتی: مورد علاقه دیگران
رنگ صورتی درواقع همان قرمز است که کمرنگ شده باشد. اگر به این رنگ علاقه دارید تمام صفات رنگ قرمز را کمی ملایمتر دارا می باشید، با گذشت هستید و در عشق، تندی نشان نمی دهید.

دیگران را خوب درک می کنید و با اطرافیان خود با ملایمت و لطف رفتار می کنید و به دلیل نشاط و شادابی تان مورد علاقه اطرافیان خود هستید. آنهایی که به این رنگ علاقه دارند اغلب شکستها، خشونتها و دشواری های زندگی را تحمل کرده اند و با مشکلات فراوان مواجه شده اند.

آبی: نظم، پشتکار، تنهایی
رنگ آبی از رنگهایی است که طرفداران زیادی دارد. اگر به این رنگ علاقه دارید، کاملاً می توانید هوس و احساسات و هیجانات خود را کنتر ل کنید.

ظاهر آرام شما دیگران را وادار می کند که به شما احترام بگذارند و دوست دارید پیوسته مورد احترام و ستایش دیگران قرار بگیرید.

در خرید و پوشش لباس قناعت می کنید و به علت شرم و حیا و گاه غروری که دارید میل دارید اغلب تنها باشید. حماقت و عدم فهم دیگران شما را کسل می کند و کسانی که از نظر هوش و فهم بر شما برتری دارند شما را ناراحت می کنند.

کارهای خود را از روی نظم و ترتیب و بر پایه قواعد معینی انجام می دهید. یکی از صفات مشخص شما پشتکار شماست.

ارغوانی: رنگ عارفها و روانگران
رنگ اسرارآمیز و باشکوهی است. دوستداران این رنگ پیوسته مجذوب زیبایی ها و ظرافتها می شوند و مغرور و اجتماعی هستند. معاشرت با این دسته لذتبخش است که امور معنوی بیشتر می پردازند. ارغوانی رنگ مورد پسند عرفا نیز هست!

قهوه ای: قابل اعتماد
اگر رنگ قهوه ای را دوست دارید کاملاً می توان روی شما حساب باز کرد. باثبات و مقدس، شاعرپیشه وکمی فیلسوف مآب هستید.

به ندرت تغییر عقیده می دهید و با آن که کمتر تصمیم می گیرید اما هر بار که تصمیمی بگیرید آن را به مورد عمل می گذارید.

شما کاملاً در نگهداری پول و اسرار دیگران قابل اعتماد هستید. میل دارید پیوسته در عالم خودتان باشید و گاهی اوقات با اطرافیان خود رفتار خشونت آمیزی در پیش می گیرید. در عشق هرگز بدبین و تند نیستید.

خاکستری: احساس بی نیازی
این رنگ مظهر چشم پوشی از خوشی های دنیاست. کسانی که به این رنگ علاقه دارند اغلب در زندگی احساس رضایت می کنند، خاکستری رنگ عقلا است و جوانانی که به این رنگ اظهار علاقه می کنند درواقع خود را هم شأن و هم طراز اشخاص کهنسال میدانند و در زندگی احساس بی نیازی می کنند.

در عشق بر افراد مسن تر از خود تمایل دارند و اغلب کسانی که از نظر فکر و ایده به آنها برتری دارند خیلی آسان طرف توجهشان قرار خواهند گرفت.

پرتقالی: صداقت آری، هوسبازی هرگز
رنگی است ترکیبی و آنهایی که این رنگ را رنگ دلخواه خود می دانند متکی به نفس نیستند. اجتماعی و خوش خلقند و با مردم خوب رفتار می کنند.

نفوذ در این گونه افراد مشکل است کسی که آنها را دوست بدارد می تواند با او به آسانی ازدواج کند. هوسباز نیستند و اگر با کسی دوستی کنند صداقت و فداکاری دارند. اگر افراد این دسته با کسی که خصوصیات اخلاقی خودشان را داشته باشد ازدواج کنند سعادتمند می شوند.

سبز: کنجکاوی
رنگ سبز طبیعت وتازگی است. اگر به این رنگ علاقه دارید زندگی با شما آسان است. نقطه اشتراک فراوانی با افراد علاقه مند به رنگ پرتقالی دارید روابط شما با دیگران بر پایه ی اصول و قرارداد است.

دوست ندارید که در زندگیتان حوادثی به وقوع پیوندد اما کنجکاوانه به ماجراهای زندگی دیگران توجه دارید.

فیروزه ای: اسرارآمیز و پند ناپذیر
دوستداران این رنگ اسرارآمیزند و احساساتی و کارهای شخصی خود را به خوبی اداره می کنند. پشتکار دارند و باثباتند و به نصایح دیگران در مورد کارهای خود کمتر توجه دارند. فیروزه ای معمولا رنگ مورد علاقه ی خانمها است.

سیاه: خوش ذوقی و ظرافت طبع
این رنگ برخلاف عقیده ی همگان رنگ نومیدی و عزا نیست بلکه نشانه خوش ذوقی و ظرافت طبع است. اگر از دوستداران این رنگ هستید مسلماً به شخصیت اطرافیان خود احترام می گذارید و برای آن که دیگران را با ارزش و برجسته نشان دهید از هیچگونه کمکی به آنها دریغ نمی کنید و هرگز خود را به دیگران تحمیل نمی نمایید همچنین عقاید و نظریات دیگران را به آسانی می پذیرید.

یک نکته ی رنگی :
توجه و علاقه شما به رنگها در طی زمان تغییر می کند به دلیل آن که خصوصیات اخلاقیتان نیز در سالیان دراز تغییر خواهد کرد. اما اگر در مورد رنگی ناگهان عقیده خود را عوض کنید به علت ضعف شما و یا به علت نیازتان به تغییر محیط است.

منبع : iranhealers.com - روانشناسی رنگها را بدانیم

خندیدن باعث گرسنگی می شود!

خندیدن باعث گرسنگی می شود!

خندیدن باعث گرسنگی می شود!

نتایج بررسیهای دانشمندان آمریکایی نشان می دهد که خندیدن نیز همانند ورزش کردن موجبافزایش حس گرسنگی می شود.

محققان دانشگاه لوما ایندیا در کالیفرنیا کشف کردند که خندیدن نیز همانند ورزش کردن هورمونهای استرس را کاهش می دهد و بنابراین برای سیستم ایمنی بدن مفید است.

همچنین موجب کاهش فشار خون و کلسترول بد شده و کلسترول خوب را افزایش می دهد. در پایان همانند ورزش اشتها را افزایش می دهد.

این بررسیها نشان می دهد که تمرین خنده هورمون اشتها (گرلین) را افزایش و هورمون ضد گرسنگی (لپتین) را کاهش می دهد.

این دانشمندان از گروهی از محققان خواستند که به مدت چند هفته یکسری از فیلمهای درام وکمدی سرگرم کننده را تماشا کنند.

بررسی خون این داوطلبان در زمان تماشای فیلمهای کمدی، “اثر ورزش و اثر اشتها” را نشان داد.

به گفته این محققان، تمرین خنده می تواند برای یکسری از بیماریهایی که در آنها اشتها کاهشمی یابد مفید باشد.

منبع : بیتوته http://www.beytoote.com

۵ مهارت برای داشتن موفقیت شغلی

۵ مهارت برای داشتن موفقیت شغلی

موفقیت شغلی , مهارت برای داشتن شغلی موفق

هر کسی در بیزنس این توصیه را بارها و بارها شنیده است که باید حساب و کتابتان دقیق باشد. متاسفانه، ارائه این توصیه آسان و عمل کردن به آن دشوار است.

شاید اگر بخواهیم به مهمترین مهارت موفقیت در کار اشاره کنیم، غلبه بر احساسات و خصوصیات و عادات اخلاقی منفی باشد. اما مهارت‌های دیگری نیز هست که با یادگیری آن می‌توانید به موفقیت‌های قابل‌ توجه‌تری در زندگی شغلی خود دست پیدا کنید. در زیر به ۵ مورد از مهمترین آنها اشاره می‌کنیم:

۱ - برای انجام کارها کمک بگیرید

یاد گرفتن مرز ظریف بین هدایت کردن و محول کردن کارها یکی از سخت‌ترین مهارت‌هاست. میل طبیعی بسیاری از ما این است که می‌خواهیم همه کارها را خودمان انجام دهیم که مطمئناً غیرممکن است.

باید مدام خودتان را چک کنید. مطمئناً خیلی از ایدآل دور هستید. وقتی از چند نفر دیگر در کارتان کمک می‌گیرید، موفقیت بیشتری در انتظارتان خواهد بود. همانطور که از قدیم می‌گویند: یک دست صدا ندارد.

۲ - تدریجی پیشرفت کنید

افکار و اعتقادات زیادی درمورد رشد و پیشرفت فردی وجود دارد. بعضی از آن مکتب‌های فکری اعتقاد دارند که یا باید کاری را بزرگ شروع کنید، یا اصلاً شروع نکنید.

شاید راحت‌ترین رویکردی که بتوانید در زندگی الگو قرار دهید، این باشد که محصولات و خدمات خود را به صورت تدریجی و با پیشرفت تدریجی ایجاد کنید.

کوچک شروع کنید و تاجایی که ممکن است کم‌ هزینه کنید و خواهید دید که خیلی زود موفقیت نصیبتان می شود. اما خیلی زود باید چیزهایی که به دردتان نمی‌خورد را از کارتان بیرون کنید.

اگر این رویکرد را انتخاب کنید، احتمال و خطر اینکه راه اشتباه را بروید و وقت و هزینه زیادی را صرف آن راه اشتباه بکنید کمتر خواهد شد.

همچنین با این روش می‌توانید در مدت زمان انجام کار وقت برای تحقیق بیشتر داشته باشید. یاد می‌گیرید که مشتری شما چه می‌خواهد و همان‌ها را وارد کارتان خواهید کرد.

۳ - شب‌ها قبل از خواب به مشکلات کاریتان فکر کنید

خیلی وقت‌ها توصیه‌هایی را می‌شنوید که می‌گوید باید مشکلاتتان را دور از ذهنتان نگه دارید، مخصوصاً شب‌ها که می‌خواهید استراحت کرده و کمی بخوابید. اما برای حل مشکلات کاری، خلاف این موثر است. سعی کنید ۱۵ دقیقه قبل از اینکه وارد رختخواب شوید، پشت میز کارتان بنشینید و به مشکل کاریتان فکر کنید. بعد از اینکه فکر کردنتان تمام شد، آن وقت به رختخواب بروید.

ذهن ناخودآگاه در زمان خواب فعال است. فکر کردن به یک مشکل کاری قبل از خواب، باعث می‌شود ذهن ناخود آگاهتان را مجبور کنید به آن مشکل فکر کند.

گاهی‌ اوقات وقتی صبح از خواب بیدار می‌شوید، راه‌حل آن مشکل در ذهنتان خواهد بود.

۴ - با سیستم کامپیوترتان مثل یک خط تولید کارخانه رفتار کنید

برای میلیون‌ها نفر در سراسر جهان، کامپیوتر بزرگترین تجهیزات موجود برای کار آنهاست. بدون یک سیستم کامپیوتر، خیلی از کارها قابل انجام نیستند.

اما چرا باز هم خیلی از ما با کامپیوترهایمان درست برخورد نمی‌کنیم؟ بیشتر وقت‌ها فراموش می‌کنیم از اطلاعاتمان کپی بگیرید. به تعمیرات آنها رسیدگی نمی‌کنیم. فایل‌هایمان به هم ریخته و نامنظم هستند. معمولاً تازمانی که مشکلی ایجاد نشده، سیستم کامپیوترمان را نادیده می‌گیریم و آن وقت است که آن مشکل به یک بحران حل‌نشدنی تبدیل می‌شود.

مسئله‌ای که باید به خاطر داشته باشید این است که تعمیرات و رسیدگی منظم سیستم کامپیوتری، تولید شما را مرتب‌تر و بیشتر خواهد کرد.

۵ - وانمود کنید یک بخش حسابداری دارید

هر کسی در بیزنس این توصیه را بارها و بارها شنیده است که باید حساب و کتابتان دقیق باشد. متاسفانه، ارائه این توصیه آسان و عمل کردن به آن دشوار است.

یکی از دلایل اینکه خیلی از کسانی که به تازگی کار یا بیزنسی را شروع می‌کنند از حسابداری کتبی وضعیت کارشان خودداری می‌کنند این است که فکر می‌کنند ممکن است اعداد به دست آمده از حساب‌هایشان جور نباشد یا سود خوبی را به آنها نشان ندهد.

اما این آمار و ارقام و حساب و کتاب‌ها هیچ وقت بهتر نمی‌شود مگر اینکه شهامت لازم برای مواجه شدن با آنها را داشته باشید.

بزرگترین چالش شما ممکن است گذشتن از سد احساسی باشد. برای غلبه بر آن سد، می‌توانید وانمود کنید یک بخش حسابداری دارید و خودتان نیستید که مستقیماً به حساب و کتاب‌ها رسیدگی می‌کنید. یعنی اگر شکست و ضرر و اشتباهی را متوجه شدید، حس کنید تقصیر شما نبوده است.

رسیدگی به حساب و کتاب‌ها یکی از مشخص‌ کننده‌ترین فعالیت‌هاست. با آن کار می‌توانید چیزهایی را در کارتان ببینید و متوجه شوید که قبلاً نمی‌دیدید و روی سود دهی خود تمرکز کنید.

منبع : mardoman.net

۶۰ گام برای تقویت اعتماد به نفس (این مطلب را از دست ندهید!)

اعتماد به نفس,تقویت اعتماد به نفس ,اعتماد به نفس بالا

این جمله را به خاطر بسپارید و با کوچکترین ناملایمات از تلاش خود دست بر ندارید و به سادگی خود را بازنده تلقی نکنید.

 

۱- اولین گام در موفقیت «خودشناسی» است.
ابتدا سعی کنید شناخت درستی از خود و ویژگی های اخلاقی و شخصیتی خود کسب کنید و با توجه به این که هیچ کس کامل نیست، اگر ایرادی یا مشکلی دارید که خود به تنهایی قادر به یافتن راه حل مناسبی برای مقابله با آن نیستید و شخص قابل صلاحیتی برای مشورت ندارید، از مشاوران و متخصصین کمک بخواهید.

۲- تاریک ترین زمان شب، نزدیک ترین زمان به سپیده صبح است.
این جمله را به خاطر بسپارید و با کوچکترین ناملایمات از تلاش خود دست بر ندارید و به سادگی خود را بازنده تلقی نکنید.

۳- بدون توجه به نتیجه کار، تمامی نیروی خود را به کار گیرید تا مسئولیتی که به عهده شماست، به بهترین نحو انجام پذیرد.

در واقع اولین هدف در انجام وظایفتان باید،داشتن وجدان کاری، دقت و تلاش باشد. با انتخاب این الگو، حتی اگر به موفقیت هم نائل نشوید، وجدانی آسوده خواهید داشت و لطمه ای به اعتماد به نفس شما وارد نخواهد شد.

۴- همیشه هدف مند باشید.

اگر خواسته هایتان خیلی دور از دسترس به نظر می آید، برای تحقق آنها برنامه ای چند مرحله ای طراحی کنید. یعنی برای خود اهداف کوتاه مدت انتخاب کنید و مطمئن باشید حتی اگر یک گام کوچک، اما درست بردارید، این گام در دستیابی به اهداف نهایی شما بسیار مؤثر خواهد بود و در واقع، فاصله شما را به هدف دلخواهتان کوتاه تر خواهد کرد.

۵- در لحظات سختی که احساس تنهایی و ناامیدی می کنید، به خاطر بیاورید یگانه قادر متعال در کنار شماست.

به خدا توکل کنید، محکم و راسخ گام بردارید و پس از موفقیت شکر گزار باشید.

۶- هیچ گاه اجازه ندهید افراد منفی باف با عقاید ناسالم خود، ذهن شما را مسموم کنند.

اگر از درستی کاری که قصد انجام آن را دارید، اطمینان حاصل نموده اید، بدون فوت وقت آن را به انجام برسانید و نگذارید کسی به اراده شما خللی وارد کند.

۷- از شوخی های توهین آمیز که باعث خدشه دار ساختن شخصیت خودتان یا دیگران می شود، خودداری کنید.

۸- توانایی های خود را دست کم نگیرید.

استعدادهای خود را باور داشته باشید و مطمئن باشید انسان در فرهنگ مذهبی ما بی جهت «اشرف مخلوقات» نامیده نشده و می تواند با اراده و پشتکار، به موفقیت های نامحدودی دست یابد.

۹- در لحظات سختی و پریشانی، دقایقی را با خود خلوت کنید .

سعی کنید عوامل مولد نگرانی تان را پیدا کرده و درصدد رفع آن عوامل برآیید. اجازه ندهید افکار منفی به ذهنتان هجوم بیاورد. خود را دلداری بدهید و تصمیم بگیرید تلاش های خود را از سر بگیرید.

۱۰- نسبت به کودکان خود بیش از حد سخت گیر نباشید و با خشونت با آنان رفتار نکنید.

سعی کنید بین خودتان و آنان رابطه دوستانه ای برقرار سازید و در صورتی که خطایی انجام می دهند، با تذکرات به جا و دوستانه آنان را متنبه کنید.

اعتماد به نفس,تقویت اعتماد به نفس ,اعتماد به نفس بالا

۱۱- قبل از انجام هر کاری به عواقب حاصله آن خوب فکر کنید.

در صورت نیاز به راهنمایی با افراد مثبت اندیش، واقع گرا و آگاه مشورت کنید و از انجام کارهای غیرمنطقی و غیراصولی که می تواند به شکست یا سرزنش دیگران منتهی شود، بپرهیزید.

۱۲- اگر خواستار دیگران هستید، اول خودتان به خودتان احترام بگذارید.

۱۳- سعی نکنید با توسل جستن به کارهای ضد ارزشی و غیرانسانی، موفقیتی کسب کنید.

به خود گوشزد کنید موفقیتی که در گرو لطمه زدن به سجایای انسانی باشد، فاقد ارزش و ناپایدار است.

۱۴- محیط کاری شما به مثابه یک دهکده کوچک است.

قطعاً هر حرف یا اظهارنظری که در مورد همکارانتان انجام دهید، دیر یا زود به گوش آنان خواهد رسید. پس مراقب رفتار و سخنان خود باشید. شاید یک حرف نسنجیده و نادرست، رابطه شما را برای همیشه با دوستی خوب و همکاری شایسته و دلسوز قطع نماید و شما هرگز قادر به جبران این خسارات معنوی نباشید.

۱۵- با افراد حسود و بدبین مشورت نکنید.

۱۶- اگر عادت یا ویژگی در شما وجود دارد که باعث آزارتان می شود، با برنامه ریزی درست و اصولی آن را از خود دور کنید.

مثلاً اگر اندام ناموزونی دارید، با انجام ورزش و رژیم های درست غذایی اندام خود را متناسب کنید.

۱۷- اگر می خواهید از پیشرفت خود اطلاع حاصل کنید، خود را نسبت به گذشته خودتان مقایسه کنید نه با دیگران.

۱۸- «همیشه نیمه پر لیوان را ببینید نه نیمه خالی آن را» .

بسیاری از ما حداقل یک بار هم که شده این جمله زیبا را شنیده ایم. سعی کنیم از این جمله، به عنوان یک تکنیک مثبت اندیشی استفاده کنیم.

۱۹- همه روزه ما با انبوهی از ایده های مختلف که متعلق به افراد پیرامون ماست، روبه رو هستیم.

به باورهای خود ایمان داشته باشید و هرگز اجازه ندهید ایده های یأس آور دیگران، شما را از رسیدن به اهدافتان باز دارد و یا ریتم حرکت شما را کند کند.

۲۰- اگر مشکلات حرفه ای خود را نمی توانید به تنهایی حل کنید، از افراد زبده و با تجربه کمک و مشورت بخواهید و دانش حرفه ای خود را گسترش دهید و از سؤال کردن هراسی نداشته باشید.

۲۱- هر جایی از مسیر زندگیتان که هستید، اگر متوجه شده اید جهت یابی درستی انجام نداده اید و نیاز به تغییر مسیر دارید، پس از حصول اطمینان از صحت مسیر جدید، بدون تأسف و درنگ از خود انعطاف نشان دهید و راه و روشی را برگزینید که سبب بهتر شدن نتیجه غایی شما و میانبری برای رسیدن به هدفتان باشد.

۲۲- اگر می خواهید حرکت نوینی را در زندگی آغاز کنید، پس از تحقیق و جمع آوری اطلاعات موثق، اولین گام را پرتوان بردارید و تردید را از خود دور کنید.

۲۳- فرزندان خود را از کودکی به مستقل بودن تشویق کنید و با دادن مسئولیت های متناسب با سن آنان، روحیه استقلال و خودباوری آنها را شکوفا سازید.

۲۴- در هر کاری تعادل را حفظ کنید و از افراط و تفریط بپرهیزید، چون هر کدام می توانند به اندازه دیگری عاملی جهت شکست شما به حساب آیند.

۲۵- همیشه خوش ژست و پرانرژی باشید. حتی در لحظات بحرانی بر خود مسلط باشید و قیافه انسان های شکست خورده را به خود نگیرید.

۲۶- اندیشه های امروز شما، فردای شما را خواهد ساخت، پس همیشه مثبت اندیش باشید و ضمن انجام فعالیت های لازم خود را برنده تلقی کنید.

۲۷- گاهی تنبلی در انجام وظایف روزمره باعث می شود در برنامه های زندگی مان خلل ایجاد شود و عقب بمانیم. برای جلوگیری از این معضل، برنامه روزانه ای برای خود تهیه کنید و بر حسب اولویت، موارد را در آن درج نمایید و سعی کنید در طی روز آنها را به انجام برسانید.

۲۸- هر شکستی را پلی به سوی موفقیت قلمداد کنید. از اشتباهات خود درس بگیرید و به جای سرزنش کردن خود یا دیگران، دنبال راه حل مناسبی جهت تغییر شرایط باشید و توجه داشته باشید از تکرار مجدد آن اشتباهات، خودداری کنید.

۲۹- «همه چیز را همگان دانند» ، اگر این جمله زیبای سقراط را به خاطر داشته باشید، توقع بیش از حد از خودتان یا دیگران نخواهید داشت.

۳۰- بر همگان مسلم است تواضع، صفت بسیار نیک و پسندیده ای است. اما تواضع را با خوار و حقیر شمردن خود اشتباه نگیرید و خود را بی ارزش جلوه ندهید.

۳۱- در به انجام رساندن کارهای مهم و کارهایی که جبران آن مشکل است، از تمرکز و دقت حواس بیشتری کمک بگیرید. با توجه به این ضرب المثل «پارچه را دوبار اندازه بگیرید و یک بار ببرید» در به انجام رساندن کارهایی که امکان تکرار یا جبران ندارند، بیش از مابقی کارها دقت داشته باشید.

۳۲- به دیگران و خودتان شانس جبران اشتباهات را بدهید. شاید یک شروع جدید، زندگی جدیدی برایتان به ارمغان بیاورد.

۳۳- کودکان خود را نزد دوستانشان و در جمع اقوام تنبیه نکنید و با شرح دادن اشتباهات آنان در جمع، خجالت زده و شرمنده نکنید.

۳۴- اگر هر چه سعی می کنید ولی به مقصدتان نمی رسید؟ قدری تأمل کنید و از زاویه جدیدی به خواسته هایتان بنگرید، شاید درهای جدیدی به سوی شما گشوده شود.

۳۵- برای کم کردن ضریب خطاهای خود در محیط کار، استانداردهای کاریتان را رعایت کنید.

۳۶- لیستی از مواردی که در زندگی تان وجود دارد و برایتان آزاردهنده است را تهیه کنید و با بررسی علل به وجود آمدن آنها به مقابله با آنان بپردازید.

۳۷- در برابر افراد پیر و مسن بیشتر احساس مسئولیت کنید، یادتان باشد آنان حساس و شکننده هستند و نباید با خشونت و بدخلقی از رفتارهایی که شاید در سن و سال آنها طبیعی است، ایراد بگیرید و اعتماد به نفس آنها را از بین ببرید.

۳۸- وقتی که مسئولیتی را به عهده کودکان خود می گذارید، از دور آنها را کنترل کنید و طوری کمک شان کنید که خود را ناتوان احساس نکنند.

۳۹- وقتی در جمع دوستان قرار دارید، سعی کنید به همه توجه نشان دهید و فقط یک یا چند نفر را مخاطب قرار ندهید.

۴۰- وقتی در یک مجموعه کار می کنید، تنها مهم نیست که خودتان خوب و بی نقص باشید. در نظر داشته باشید حتی اگر یک نفر هم در جمع درست کار نکند، باز نتیجه کاملاً مطلوب حاصل نمی شود. پس برای حصول به نتیجه دلخواه، در حرکت های گروهی به افراد ضعیف بیشتر توجه کنید و با همسو کردن آنان با گروه، موفقیت جمع را تضمین کنید.

۴۱- اگر در معاشرین شما کسی وجود دارد که با روحیه شما سازگار نیست و یا با هم تفاهم ندارید، با کم کردن تدریجی ارتباط خود با آن شخص، او را از دایره رفت و آمدهای خود حذف کنید.

۴۲- به ظاهر و سلیقه شخصی دیگران بی احترامی نکنید.

۴۳- به دیگران کمک کنید تا ویژگی های شایسته خود را آشکار کنند.

۴۴- اگر اطرافیان شما همه سعی خود را انجام داده اند، اما نتوانسته اند از عهده مسئولیتی که شما به آنها داده اید بربیایند، نگذارید تلاششان را بیهوده تلقی کنند و با تشکر از تلاش آنان روحیه شان را تقویت کنید.

۴۵- در گردهم آیی های دوستانه اگر کسی در مورد موضوعی اظهار نظر کرد یا بر خلاف سلیقه شما سخنی به میان آورد، با انتقادهای تند و گزنده او را خجالت زده نکنید، از یاد نبرید انتقاد سازنده با توهین متفاوت است.

۴۶- انتخاب های خود را بر مبنای واقعیت و نیازتان انجام دهید، نه از روی اشتیاق های تند وگذرا.

۴۷- تصور نکنید همیشه نرمش و مهربانی مشکل گشا است. بر عکس گاهی در برخوردهای اجتماعی لازم است با جدیت و قاطعیت روی خواسته خود پافشاری کنید تا به شما اجحاف نشود.

۴۸- یاد بگیرید در مواقع ضروری بدون خجالت «نه» بگویید.

۴۹- وقتی عصبانی هستید، در مورد هیچ کس و هیچ چیز تصمیم نگیرید.

اعتماد به نفس,تقویت اعتماد به نفس ,اعتماد به نفس بالا

۵۰- اگر برای حل معضلی که پیش رو دارید، همه تلاش خود را انجام دادید و کار دیگری از دستتان برنیامد، تا حصول نتیجه صبور باشید و برای بهتر کردن شرایط با اقدامات زائد و غیرضروری، آرامش موجود را به هم نزنید.

۵۱- مدافع حق خود و خانواده تان باشید. به واسطه خجالت یا ترس یا عدم آگاهی، از چیزی که حق شماست، به سادگی نگذرید. اگر با اشخاص حقوقی دچار مشکل هستید که راه حلی به ذهنتان نمی رسد، از وکلای خبره و زبده کمک بگیرید تا در انجام کارها به صورت اصولی و قانونی به شما کمک کنند.

۵۲- دوستان واقعی شما سرمایه های پرارزشی هستند، آنها را حفظ کنید و به دلیل کدورت های بی اهمیت و بی ارزش ارتباط خود را با آنها قطع نکنید.

۵۳- گستاخی را از قاطعیت تمیز دهید.

۵۴- برای دوستانی که بیش از دیگران به شما کمک می کنند، تا معایب و کاستی های خود را جبران کنید ارزش ویژه ای قائل باشید.

۵۵- رهرو آن نیست که گه تند و گهی خسته رود رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود (سعدی)

۵۶- گاهی تحمل فشار روحی حاصله از کارهای نیمه تمام و معوقه از سختی انجامشان دشوارتر است. برای رهایی از عذاب وجدان، از همین لحظه تصمیم بگیرید، برنامه ریزی کنید و با اتمام رساندن این گونه کارها به خود آرامش هدیه کنید.

۵۷- اگر بخشی از کارهای شما باید توسط شخصی یا دوستی انجام شود که فقط او شخصاً قادر به انجامش است، اما بی خیال یا پرمشغله است، درخواست خود را در موارد مناسب با آرامش و متانت مکرراً به او یادآوری کنید و این یادآوری را آن قدر تکرار کنید تا به نتیجه ای که می خواهید برسید.

۵۸- از هر کس فراخور سن و دانش اش توقع داشته باشید.

۵۹- اگر در معاشرت های خود مرتباً شکست می خورید و دنبال روش کم خرج و قابل اجرا هستید، صداقت و روراستی، مهربانی و بخشش را سرلوحه خود قرار دهید.

۶۰- به قابلیت های خود ایمان داشته باشید و به خاطر بسپارید حتی یک «به دانه» با آن که کوچک است، خواص درمانی قابل توجهی دارد.

اعتماد به نفس,تقویت اعتماد به نفس ,اعتماد به نفس بالا

منبع : دلگرم

حقایقی خواندنی در مورد پول و خوشبختی

پول و خوشبختی, خوشبختی,شادی و خوشحالی,شاد و خوشحال

 

از زمان اختراع پول در قرن ۱۹ قبل از میلاد در خاورمیانه شاید این سوال در بین مردم وجود داشته که آیا پول خوشبختی می اورد؟

مطالعات اخیر به جواب هایی در مورد این سوال قدیمی و همیشگی دست پیدا کرده که فراتر از اظهار نظرهای شخصی در این مورد بوده و تا حدود زیادی پایه و اساس علمی و آماری دارد.

علاوه بر این در ادامه به برخی توصیه های ارائه شده در راستای همین مطالعات برای شاد تر بودن در کنار انتخاب های صحیح پولی و مالی اشاره خواهیم کرد.

۱٫ چه جیزی طبقه متوسط جامعه را خوشحال می کند؟
هیچ کس به طور دقیق نمی داند خوشحال  خوشبختی چیست و دقیقا چه مفهومی دارد. چطور شرایط خاص فردی را خوشحال می کند و در مقابل همان شرایط برای فرد دیگری معنای خاصی ندارد و یا بالعکس ناراحت کننده است. مطالعات اخیر نشان می دهد که دو نوع شادی و خوشحالی وجود دارد.

یکی از آنها “تامین احساسی” نام دارد و به تجربه روزانه فرد که شامل میزان خنده، استرس ، عصبانیت ویا لذت بردن است مربوط می شود.

در مطالعه انجام شده در سال ۲۰۱۰ در دانشکاه پرینستون این نتیجه حاصل شد که طبقه پاین اقتصادی جامعه به اندازه کسانی که پول بیشتری درمی آورند شاد و خوشحال نیستند. اما میزان این اختلاف تنها تا یک حد معینی وجود دارد یعنی از یک حد درآمد بیشتر دیگر کسب درآمد بیشتر باعث بروز خوشحالی و شادی بیشتر نمی شود.

در واقع این نوع شادی و خوشحالی به میزان سلامت و ارتباطات سالم بستگی دارد نه به رقم حقوق و دستمزد افراد.

۲٫سطح بالاتری از شادی و خوشحالی
نوع دیگری از شادی و خوشحالی وجود دارد که آن را “ارزشیابی زندگی” می نامند. این نوع رضایت به چشم انداز فرد از زندگی خود در دراز مدت و پیش بینی رسیدن به اهداف و آرزوهای آن فرد مربوط می شود.

محققین معتقدند این نوع شادی و خوشحالی با بالارفتن میزان درآمد و تحصیلات ارتباط دارد.

مطالعات سال ۲۰۱۳ در دانشگاه میشیگان بر روی ۲۵ کشور مختلف نشان داد که افرادی کع درآمد بیشتری دارند به نظر شادتر و خوش حال تر از کسانی هستند که درآمد کمتری دارند. با این حال هیچ فاکتور ثابتی برای اینکه ارتباط بین پول و میزان خوشحالی و شادی افراد را توجیه کند وجود ندارد. برای مثال به دنبال نقض این مورد در مطالعات انجام شده افرادی وجود داشتنه اند که تا نیم میلیون دلار درآمد داشته اند اما میزان شادی و رضایتشان از زندگی بسیار کمتر از افراد با درآمد پایین بوده است.

۳٫ چه چیز باعت شادی و رضایت در دوران بازنشستگی می شود؟
مطالعات موسسه پول ملی در سال ۲۰۱۳ نشان می دهد شاد ترین افراد بازنشسته کسانی هستند که هیچ گونه بدهی نداشته باشند و یا اینکه بدهی شان صاف شده باشد.

۳۶ درصد بازنشتگان خوشحال و راضی کسانی بودند که بدهیشان تا ۷ سال آینده تمام خواهد شد و در مقابل ۲۴ درصد نا راضی قرار می گیرند.

اما چه چیزی باعث می شود که میزان بدهی و وام اینقدر اهمیت داشته باشد؟ افراد معمولا پس از بازنشستگی میزان درآمد و حقوق ثابتی دارند. به همین دلیل در صورت اتمام بدهی شان میزان پول بیشتری برای صرف کردن در امور مختلف دارند و به نسبت میزان شادی و رضایت بیشتری خواهند داشت.

۸۴ درصد افراد مورد مطالعه نیز اظهار داشته اند که ذخیره کردن برای روز مبادا باعث می شود که احساس کنترل بیشتری بر روی زندگی خود داشته باشند و در نهایت رضایت و خوشحالی بیشتری داشته باشند.

۴٫ جطور می توانیم خوشحال تر و راضی تر باشیم
با وجود اینکه میزان شادی ورضایت افراد از زندگی به عوامل مختلفی بستگی دارد اما می توان به طور عمده آن را نتیجه تصمیمات ما در باره زمان و پول در نظر گرفت.

برای مثال اگر محل سکونت شما در نزدیکی محل کارتان باشد و زمان رفت و آمد شمتا کمت باشد به مراتب نسبت به زمانی که در یک خانه مجلل و به دور از محل کارتنا ساکن باشید احساس شادی و رضایت بیشتری خواهید داشت.

همچنین شیوه زندگی مصرف گرایانه الزاما شادی و خوشحالی به همراه نخواهد داشت  ولی د ر مقابل ارتباطات اجتماعی با میزان رضایت افراد از زندگی رابطه مستقیم دارد.

بنابراین می توان گفت که صرف کردن پول و وقت برای داشتن ارتباط بیشتر با دوستان و آشنایان بسیار بهتر از رفتن به مراکز خرید و صرف هزینه برای خرید اقلام و کالاهای مختلف است.

منبع:بازار خبر

خودت باش!

خود حقیقی,قدرت خود,خود نهانی

 

همه ما می‌دانیم که خود بودن و برداشتن نقاب‌های کاذب، ما را جذاب‌تر و زندگی‌مان را راحت‌تر و بی‌دردسرتر می‌کند. اما چیزی که کمتر در باره آن شنیده‌ایم این است که خود بودن می‌تواند ما را به راحتی به موفقیت برساند. حقیقت این است که قدرتی در ما هست که با هیچ ابزاری قابل اندازه‌گیری نیست. قدرتی اعجاب‌آور، که از آن «خود» شماست. یعنی از آن «خودحقیقی‌ یا نهانی» شما!

خود حقیقی را گم نکنید!
اینک ببینیم «خود حقیقی یا نهانی» چیست و قدرت خود را از کجا آورده است؟ خود حقیقی یا نهانی، همان طبیعت راستین و شگفت‌انگیز ماست؛ یعنی همان جوهر و حقیقت انسان. بخشی از ماست که کامل و در عین حال دست نخورده است. بخش جدانشدنی و غیرقابل تغییری است که ارتباطمان هیچوقت با آن قطع نمی‌شود یا راهی هم برای تغییر دادن آن در اختیارمان نیست. خود نهانی، خلاق است و نامتناهی، حد و مرز ندارد و عمرش جاودانه است. وقتی با این خود نهانی در ارتباط قرار می‌گیریم، نشاط و موفقیت را تجربه می‌کنیم یعنی احساسی از شادی و هماهنگی.

خود شرطی شده
در مقابل خود حقیقی، «خودِ» دیگری هم داریم. این «خود»، برعکس خود حقیقی ما، شرطی شده است و همان چیزی است که به آن نفس، غرور و منیت هم می‌گویند. بخشی از وجود ماست که با آن آشناییم و همین آشنایی و اطلاعی که از این بخش از خود داریم، در تمام مدت زندگی، روی ما تأثیر می‌گذارد و توانمندی‌هایمان را محدود می‌کند، انگار هر چقدر ما خود را محدود بدانیم، او هم برای خود بیشتر حد و مرز می‌گذارد. خود شرطی شده یا کاذب، دنیا را نبرد و جنگ و رقابت می‌داند و می‌خواهد سهم خود را از این میدان جنگ، به غنیمت ببرد. همیشه در تلاش و تقلاست، اما هرگز به آن چه که می‌خواهد نمی‌رسد. پیوسته در حال انتقاد کردن از ما و دیگران و قضاوت است.

آخر سر هم همیشه به این نتیجه می‌رسد که ما به قدر کافی خوب نیستیم! اما ما به قدر کافی خوبیم، همه ما هر آن چه را که لازم است داشته باشیم داریم، چون هر کدام از ما منحصر به فرد و مانند معجزه خلقت هستیم. خلاق، دوست داشتنی، درخشان و موفقیم و این همان چیزی است که در سال و فصل جدید باید دوباره بدان فکر کنیم. یعنی به یاد بیاوریم که خود نهایی و حقیقی همه ما خود به خود موفق و یکتا است و باید هر چه زودتر خود خود خودمان بشویم!

تفاوت خود نهانی و شرطی شده
برای آنکه خود نهانی و خود شرطی شده و تفاوت‌های آن دو را بهتر بشناسیم باید با دیدگاه هر یک از این خود‌ها بیشتر آشنا شویم. بدین ترتیب هر کدام که در ما فعال شد می‌توانیم آن را به خوبی شناسایی کنیم. خود نهانی، دنیا را مکان دوستانه‌ای می‌داند. انسان را ذاتاً شاد و خوشبخت می‌داند و معتقد است ما انسان‌ها مستقل از شرایط بیرونی، شکست‌ها و موفقیت‌های زندگی هستیم. ما از کارمان بزرگتریم و هدف ما رسیدن به خود شکوفایی و تبدیل شدن به چیزی است که واقعاً هستیم. موفقیت هم یعنی این که ارزش‌ها و استعدادهای منحصر به فرد خود را به نمایش بگذاریم. اما خود شرطی شده دنیا را مکانی سخت و غیردوستانه می‌داند. اعتقاد دارد موفقیت منشأ بیرونی دارد نه درونی.

شما به عنوان یک انسان به اندازه کافی خوب نیستید و همیشه بهتر از شما وجود خواهد داشت. باید رقابت کنید، ارزش شما بستگی به نتیجه رقابت و موفقیت شما دارد. شما همیشه مجبورید تغییر کنید و برای رسیدن به موفقیت بجنگید. حواستان باشد که در هر گوشه، شکست، ضایعه و کمیابی کمین کرده است و خطر سقوط همیشه وجود دارد!

چگونه خودمان بشویم !؟
برای نزدیک‌تر شدن به خود نهانی‌مان و تبدیل شدن به چیزی که واقعاً هستیم باید چکار کنیم؟ در این جا به جای پاسخ دادن به این سؤال به شما می‌گوییم چکار نکنید یعنی چه کارهایی را انجام ندهید! ادای دیگران را در نیاورید و به تقلید کورکورانه از دیگران نپردازید. به خاطر فشار دیگران، تن به انجام کارها ندهید. بدون علاقه و تمایل و اشتیاق درونی، کاری انجام ندهید.

وقتی از انجام کاری رضایت ندارید یا احساس ناراحتی می‌کنید، تأمل و دقت بیشتری به خرج دهید. مقلد و دنباله‌رو مُد و استانداردهای دیگران نشوید. وقتی با یک کار یا مقوله جدید رو به رو می‌شوید، مثل یک ماشین مکانیکی یا روبات به انجام آن مشغول نشوید. در سال  و فصل جدید با خود، همسر، خانواده و دوستانتان قرار بگذارید که دیگر این کارها را انجام ندهید و بعد از یک سال خودتان را مرور کنید و ببینید چقدر به خود حقیقی‌تان نزدیک‌تر شده‌‌اید.
منبع:زیبــاشـو دات کام

روز کاری بد را به روزی خوب تبدیل کنید

روز بدی را در محل کارتان پشت‌سر گذاشته‌اید و آرزوی‌تان این است که کاش می‌توانستید در محیط بهتر و آرام‌تری کار کنید؟ برای همه ما پیش می‌آید که روزهای کاری بدی را تجربه می‌کنیم، از دست همکاران ناراحت می‌شویم، بی‌عدالتی‌ها عذاب‌مان می‌دهد و دل‌مان می‌خواهد دیگران با ما رفتار محترمانه‌تری داشته باشند. در چنین شرایطی لازم است که با دانستن چند نکته از برخی اشتباهات رایج کارمندان اجتناب کنید تا یک روز بعد به روز بدتری تبدیل نشود و در مرحله بعد برای از بین بردن احساسات بد تلاش کنید.

اشتباه ۰۱

بحث با رئیس
اگر در ابتدای روز مشکلی برای‌تان پیش آمده و ناراحت و عصبی هستید، توصیه می‌شود اطراف رئیس‌تان پرسه نزنید. امروز روز خوبی برای مطرح کردن موضوعات کاری مهم نیست. اگر درخواستی دارید بهتر است صحبت درباره این موضوع را به روز دیگری موکول کنید، بنابراین خودتان را در برخورد با مدیران آرام نگه دارید. اگر روز کاری شما با بدخلقی و عصبانیت یکی از ارباب رجوع‌ها شروع شده، با ناراحتی و پرخاش این موضوع را به خانم یا آقای مدیر انتقال ندهید چون ممکن است به دلیل عصبانیت قادر به کنترل خشم و ناراحتی‌تان نباشید. البته افرادی که هوش هیجانی بالایی دارند حتما می‌دانند که در چنین شرایطی چطور باید آرامش‌شان را حفظ کرده و واکنش نشان ندهند. اما در صورتی‌که شما فردی زودرنج هستید و نسبت به تغییرات و ناملایمات زندگی زود واکنش نشان می‌دهید، بهترین توصیه به شما این است که بحث و گفت‌وگو با رئیس را به تعویق بیندازید.

در صورتی‌که بنابه دلایلی به اتاق رئیس فراخوانده شدید، چاره‌ای نیست جز اینکه قبل از ورود به اتاق چند نفس عمیق بکشید، یک لیوان آب بخورید و به مغزتان فرمان بدهید که دل‌تان نمی خواهد به موضوع ناراحت کننده‌ای فکر کنید که صبح برای‌تان اتفاق افتاده است. خودتان را کمی آرام کنید و بعد برای صحبت به اتاق رئیس بروید. در شرایطی‌که می‌دانید رئیس‌تان هم روز بدی را شروع کرده و هر دوی شما در شرایط خوبی قرار ندارید، هر نوع مذاکره و گفت‌وگو را به هر نحوی که می‌توانید به روز بعد موکول کنید.

اشتباه ۰۲

جنگ با همکاران
وقتی روز بدی را شروع کرده‌اید سروکله زدن با همکاران دشوارتر به نظر می‌رسد چون باید تمام روز آنها را اطراف‌تان تحمل کنید. هنگامی که حوصله ندارید و آستانه تحمل‌تان پایین آمده، توصیه می‌شود که از تنش‌های محیط کاری دوری کنید. اگر می‌بینید که بر سر موضوع خاصی بحث و درگیری پیش آمده، سعی کنید با معقول‌ترین همکار درباره حل مشکل حرف بزنید. بعضی مواقع که اتفاق بدی برای‌تان پیش می‌آید، ممکن است کمی حساس یا پرخاشگر شوید یا با جرقه کوچکی از کوره در بروید و یک شوخی کوچک و پیش پا افتاده را کاملا جدی بگیرید. از این‌رو بهتر است اگر حال و روز خوبی ندارید از همان ابتدای صبح این موضوع را به سایر همکاران بگویید و از آنها بخواهید که به دلیل شرایط پیش آمده، وضعیت شما را درک کنند. در این صورت احتمال بروز ناراحتی و مشکلات در محیط کاری به مراتب کمتر می‌شود. اگر فکر می‌کنید که انرژی منفی شما ممکن است به دیگران هم سرایت کند یا با پرخاشگری‌ها دیگران را ناراحت کنید، مرخصی بگیرید و به محیط آرامی بروید تا آرامش از دست رفته‌تان را احیا کنید.

اشتباه ۰۳

سرکوب کردن احساسات
بعضی وقت‌ها افراد در محیط‌های کاری احساسات ناخوشایندی را تجربه می‌کنند که این موضوع خلق و خوی‌شان را تحت‌تاثیر قرار می‌دهد. احساساتی مانند غم، ترس، عصبانیت یا خشم می‌تواند یک روز خوب را به سرعت دگرگون کند، بنابراین وقتی خلق‌و‌خوی شما در وضعیت پایینی قرار دارد، از خودتان بپرسید که به چه دلیل ناراحت هستید؟ وقتی احساس‌تان را بشناسید و دلیل واقعی ناراحتی‌تان را بدانید، راه بهتری را برای از بین بردن احساسات بد پیدا می‌کنید، بنابراین به‌دنبال سرکوب احساسات ناخوشایند نباشید و راهی برای آزاد کردن این احساسات پیدا کنید. به‌عنوان مثال اگر از موضوعی ناراحت هستید به دستشویی یا داخل اتومبیل‌تان بروید و کمی گریه کنید. اشکالی ندارد که احساس‌تان را بروز دهید. اگر عصبانی هستید از محل کار بیرون بروید، با سرعت پیاده‌روی کنید یا چند نفس عمیق بکشید. به خودتان فرصت دهید تا احساسات ناخوشایند با شما فاصله بگیرند. آنها را رها کنید. در صورتی‌که این احساسات را تمام روز با خودتان حمل کنید، ممکن است به صورت پرخاشگری و دعوا با رئیس، همکاران یا حتی افراد خانواده خودشان را نشان دهند و درنتیجه دردسرهای تازه‌ای ایجاد شود.

اشتباه ۰۴

تمرکز بر شرایط نامطلوب
شاید پیش خودتان تصور کنید که رئیس شما زیادی سختگیر است، همکاران خوبی ندارید یا وظایف زیادی را روی دوش‌تان قرار داده‌اند، به همین دلیل ناراحت یا عصبانی هستید و روز خوبی را شروع نکرده‌اید. در این صورت به یاد داشته باشید که همه مردم هیچ‌وقت براساس خواسته شما رفتار نمی‌کنند، بنابراین به جای اینکه روی این موارد متمرکز شوید، شرایط و آدم‌ها را بپذیرید. اگر امکان تغییر محل کار برای‌تان وجود ندارد اولین گام برای آرامش بیشتر این است که شرایط‌تان را قبول کنید. سپس ببینید خودتان برای تغییر شرایط چه کارهایی را باید انجام دهید. گاهی اوقات لازم است که تغییر را از خودتان شروع کنید تا شرایط هم عوض شود. به‌عنوان مثال اگر مشکل شما این است که فکر می‌کنید وظایف زیادی را برعهده دارید، شاید یک دلیلش این باشد که توانایی نه گفتن در شما ضعیف است. اگر خودتان را تغییر دهید، رفتار جراتمندانه را یاد بگیرید و به درخواست اضافه کاری بیش از حد «نه» بگویید، شاید شرایط محیط کاری به نفع شما تغییر کند و نارضایتی‌های‌تان کمرنگ‌تر شود. بنابراین گاهی اوقات لازم است ویژگی‌های شخصیتی خودتان را با دقت بیشتری بررسی کنید و برای اصلاح برخی رفتارها دست به‌کار شوید.

اشتباه ۰۵

فرو رفتن در لاک انزوا
هنگامی که در محل کار هستید و به‌عنوان مثال مشکلی با یکی از همکاران برای‌تان پیش می‌آید، شاید از این رفتارها ناراحت شوید و واکنش دفاعی شما این باشد که در لاک خودتان فرو روید. در چنین شرایطی یک روش بهتر هم برای رفع مشکلات وجود دارد؛ اینکه به جای قهر و دلخوری، درباره این موضوع با همکار یا رئیس‌تان حرف بزنید. شاید احساسات ناخوشایند شما به دلیل برخی سوء‌تفاهم‌ها ایجاد شده باشد. در این صورت این احتمال وجود دارد که با حرف زدن، اختلافات برطرف شوند. بدین ترتیب با یک اقدام کوچک، استرس و نگرانی‌های شما برطرف می‌شود و در آینده هم احتمال بروز ناراحتی و مشکلات مشابه به حداقل می‌رسد.

راهنمای تبدیل روز بد به روزی خوب
اگر می‌خواهید بعد از پایان روز کاری بد، حال و روز بهتری داشته باشید این توصیه‌ها را رعایت کنید:

روز کاری بد,محل کار,شرایط محیط کاری

سپاس‌گزار باشید
یکی از ساده‌ترین راه‌ها برای تبدیل یک روز بد به روزی خوب این است که یک کاغذ و قلم بردارید و فهرستی از داشته‌های‌تان تهیه کنید. فهرست شما باید شامل مواردی باشد که از به خاطر داشتن آنها در زندگی‌تان خوشحال و قدردان هستید. یادآوری این موارد به شما کمک می‌کند تا احساسات مثبت و بهتری داشته باشید.

با یک دوست خوب تماس بگیرید
به دوستی تلفن کنید که می‌دانید توانایی همدری با شما را دارد و به حرف‌های‌تان گوش می‌دهد. درددل کردن با فردی مورد اعتماد و مثبت‌اندیش به شما کمک می‌کند که کمی آرام‌تر شوید. در این صورت شاید برای حل مشکلات راه حل بهتری به ذهن تان برسد و با آرامش بیشتری فکر کنید.

به دیگران کمک کنید
شاید فکر کنید که در چنین شرایطی خودتان بیشتر از دیگران نیازمند دریافت کمک هستید اما وقتی برای یک دوست، همکار یا یکی از اعضای خانواده کار مثبتی انجام می‌دهید، از فکر کردن به موضوعات ناراحت‌کننده جدا می‌شوید و احساسات بهتری مانند حس مفید بودن برای دیگران را تجربه می‌کنید. حتی گاهی اوقات می‌توانید با شرکت در انجمن‌های خیریه به فردی کمک کنید که او را نمی‌شناسید.

به خودتان برسید
اگر می‌بینید که روز شلوغی در پیش دارید و احساسات بد از شما جدا نمی‌شوند، بهتر است برنامه روزانه را تغییر داده و زمانی را برای آرامش خودتان درنظر بگیرید. به خودتان برسید، آرایشگاه بروید، کادوی کوچکی بخرید یا خودتان را به یک بستنی یا ساندویچ خوشمزه مهمان کنید. حتی می‌توانید بی‌دلیل به خودتان چند شاخه گل هدیه دهید. این پیشنهاد بسیار ساده روش خوبی برای افزایش حس شادی و خوشحالی شماست.

بخندید
حتی اگر اتفاق بدی افتاده و روز کاری بسیار بدی را پشت‌سر گذاشته‌اید، باز هم لبخند بزنید یا با صدای بلند بخندید. این کار یکی از بهترین تمرینات برای از بین بردن احساسات نامطلوب است. اگر به همین سادگی نمی‌توانید بخندید به یک تئاتر کمدی بروید، فیلم یا سی‌دی‌های خنده تماشا کنید، تمرینات یوگای خنده‌دار را انجام دهید یا جوک‌های خنده‌دار بخوانید. به هر حال راهی برای خنداندن خودتان پیدا کنید.

منبع:مجله زندگی ایده آل

۴ تکنیک ساده برای فرار از افراد منفی باف

افراد منفی باف,منفی باف,مثبت اندیش

این افراد که ما به آنها منفی می گوییم حتی در یک باغ گل به دنبال یافتن زباله ها هستند و دائما ناکامی ها، نقاط ضعف ،مسائل و دشواری های پیش رو ، ناتوانی ها و به طور کلی منفی ها را می بینند. برای فرار از منفی ها راه های مختلفی وجود به شرط اینکه خود شما یکی از آنها نباشید :

حتما برای شما هم پیش آمده برخی روز ها هر چقدر هم که می خواهید مثبت اندیش باشید و زندگی تان را رنگ تازه ای بزنید برخی افراد در اطرافتان مانع می شوند.موفقیت های شغلی تان را انکار می کنند و دست نیافتنی می انگارند، می گویند دنبال کار نگرد بحران بیکاری است، تجارتی راه نینداز رکود شده رکود شدید و… این فرد می تواند عزیز ترین شخص زندگی تان باشد، یک غریبه در اتوبوس و یا همکارتان.
این افراد که ما به آنها منفی می گوییم حتی در یک باغ گل به دنبال یافتن زباله ها هستند و دائما ناکامی ها، نقاط ضعف ،مسائل و دشواری های پیش رو ، ناتوانی ها و به طور کلی منفی ها را می بینند.

برای فرار از منفی ها راه های مختلفی وجود  به شرط اینکه خود شما یکی از آنها نباشید :

۱ – منفی ها دارای یک ویروس خطرناک اند
تصور کنید منفی ها یک ویروس خطرناک دارند که ممکن است شما را بیمار کند! البته که منفی نگری یک بیماریست، پس تا جایی که می توانید از منفی ها فاصله بگیرید.
وقتی شروع به منفی بافی و ذکر مصیبت می کنند محیط را ترک کنید خیلی ساده و راحت.

۲ – جریان رو تغییر بدهید
گاهی شخص منفی باف کسی است که به دلایلی نمی توان ترکش کرد و یا مثلا در یک خودرو نشسته اید و نمی توانید در را باز کنید بپرید پایین خطر جانی دارد!
بهترین کار تغییر مسیر گفتگوست. مثلا می توانی بلند عطسه کنید یا اظهار گرسنگی کنید ، از وضعیت آب و هوا بگویید یا مثلا به جایی اشاره کنید و بگویید تا حالا این جا را دیده بودی؟
بحث تغییر می کند راحت و بی درد سر. بدون تلفات جانی و البته دعوا و بحث بی مورد

۳ – سکوت
دامن زدن به بحث منفی ها و حتی مخالفت با آنها گاهی آغاز گر یک بحث جدی و حتی گاهی دعوا و درگیری خواهد شد خوب پس بیایید “سکوت” را امتحان کنیم.
مخالفت با منفی ها گاهی باعث شکل گیری موج بی وفقه منفی بافی از سوی آنها می شود. در این موارد واقعا این جمله حقیقت محض است “سکوت فریاد معرفت است” . خودتان را به خواب بزنید، از پنجره بیرون را نگاه کنید، اصلا باید یاد بگیرید هر گاه که می خواهید گوشتان را تعطیل کنید! به نظر خیلی عجیب و غیر ممکن می آید اما حقیقت این است که با تمرین حتی می توان گوش را مطیع خودمان کنیم . طرف مشغول منفی بافی است شما پیچ گوشتان را می بندید و به آهنگی که خیلی دوست دارید فکر می کنید. به قیافه منفی باف نگاه می کنید و آنوقت انگار در حال اجرای پانتومیم است ، لبهایش تکان می خورد اما چیزی نمی شنوید . خنده تان می گیرد و فضا تغییر خواهد کرد.

۴ – کانال رو تغییر بده
کانال اطراف را تغییر بدهید با ذهنتان سفر کنید به جایی که دوست دارید، کنار کسانی که دلتنگشان هستید و دوست دارید با آنها هم کلام شوید.
ذهن محدودیتی ندارد ، اصلا شاید دلتان سفر بخواهد موقعی که منفی باف در حال اجرای سناریوی مملکته داریم، بدبخیتم ما و… است شما یک سفری برید چین و از دیوار چین دیدن کنید، هند و تاج محل را ببینید، کیش و در کنار ساحل قدم بزنید، قشم و از پاساژ ها خرید کنید.
سفر رفتنتان نمی آید ، برید منزل داخل اتاق تان روی صندی بنشینید و چای و شیرینی بخورید. بعضی ذهن ها انقدر حرفه ای هستند که بعد از سفر ذهنی احساس سیری و رفع عطش می کنند.
به همین راحتی از دنیای منفی باف ها فرار کنید.
منبع :banki.ir

۱۱ دلیل که به خاطر آنها باید خودتان را ببخشید

بخشش,بخشیدن خود,بخشیدن دیگران

زمانی که اذیت‌ها و ناراحتی‌ها اسیرتان کرد، به محیط اجازه می‌دهید کنترل بیشتری نسبت به خودتان به شما پیدا کند. به همین دلیل همیشه باید بخشش را انتخاب کنید. در زیر به ۱۱ مورد از چیزهایی که باید خودتان را بخاطر آنها ببخشید اشاره می‌کنیم

«آدم‌های ضعیف هیچوقت نمی‌توانند ببخشند. بخشش خصوصیت افراد قوی است.» — گاندی
کینه و تلخی مثل سم می‌مانند: اگر به آنها اجازه دهید، اسیرتان کرده و شما را به عقب میکشد تا جایی که دیگر حتی خودتان را هم نمی‌شناسید.

انسان‌ها موجودات پرغروری هستند، که این یکی از دلایلی است که نمی‌توانند اشتباهات، ناراحتی‌ها و طردشدگی‌هایشان را فراموش کنند. اما زمانی که اذیت‌ها و ناراحتی‌ها اسیرتان کرد، به محیط اجازه می‌دهید کنترل بیشتری نسبت به خودتان به شما پیدا کند.
به همین دلیل همیشه باید بخشش را انتخاب کنید. در زیر به ۱۱ مورد از چیزهایی که باید خودتان را بخاطر آنها ببخشید اشاره می‌کنیم:

۱ – بخاطر گذشته‌تان، خودتان را ببخشید
خیلی ساده است که اجازه دهید اشتباهات گذشته لحظه حالتان را نابود کند اما این سریع‌ترین راه به سمت افسردگی و ناراحتی است. خیلی مهم است که به خاطر داشته باشید که همه انسان‌ها اشتباه می‌کنند. مهم این است که از اشتباهاتتان درس بگیرید و خودتان را برای تجربیات آینده آماده کنید.

۲ – بخاطر روابط شکست‌خورده‌تان، خودتان را ببخشید
مسائل احساسی مسائل ساده‌ای نیستند. اگر بخواهید به احساساتتان اجازه دهید، شما را عقب کشیده و فرصت‌های عشقی آینده را از شما می‌گیرند. باید سعی کنید روی زمان حال تمرکز کنید — نه اشتباهات گذشته‌تان — تا بتوانید آینده‌ای بهتر برای خودتان بسازید.

۳ – بخاطر ضعف‌هایتان، خودتان را ببخشید
روز بدون شب نمی‌تواند وجود داشته باشد؛ همینطور روشنایی بدون تاریکی. درمورد ما هم همینطور است، بدون دانستن ضعف‌هایمان، نمی توانیم به نقاط قوتمان پی ببریم. باید نقص‌هایتان را در آغوش بکشید و یاد بگیرید خودتان را همانطور که هستید بپذیرید.

۴ – بخاطر اشتباهات جزئی‌تان، خودتان را ببخشید
در خیابان با کسی برخورد کردید؟ بند کفشتان زیر پایتان گیر کرد؟ هیچ اشکالی ندارد! اتفاق‌هایی بدتر از این هم ممکن است بیفتد پس سعی کنید به این اتفاق‌ها از دید طنز نگاه کنید.

۵ – بخاطر آدم‌هایی که قضاوتشان کردید، خودتان را ببخشید
آدمها خیلی متفاوتند، از آدمهای درون‌گرا تا برون‌گرا، آدمهای هنری تا آدمهای بیزنسی. این تفاوت‌ها ایجاد سوءتفاهم و قضاوت کردن درمورد رفتارهایی از دیگران که مطابق با هنجارهای ما نیست را راحت‌تر می‌کند. همه این کار را می‌کنند، پس نگران نباشید.

۶ – بخاطر امیدها و آرزوهای نابود‌شده‌تان، خودتان را ببخشید
اگر تابحال اینکار را نکردید، همیشه زمان‌هایی برای سرمایه‌گذاری کردن در آرزوهایتان را دارید.  پشیمانی‌ها و افسوس‌هایتان درمورد چیزهایی که دوست داشتید داشته باشید را فراموش کنید و اولین قدم‌ها برای رسیدن به هدفتان را بردارید. این قدم‌ها هرچقدر هم که کوچک باشند مهم نیست، همین که کمی تلاش کنید، امیدها و آرزوهایتان هیچوقت نخواهند مرد.

۷ – بخاطر انتقاداتی که از خودتان کردید، خودتان را ببخشید
گاهی اوقات ما بدترین منتقد خودمان می‌شویم اما نترسید، همه ما اینطور هستیم. به جای اینکه فکرتان را صرف این مسئله کنید، سعی کنید زمزمه‌های منفی با خودتان را بشناسید و به محض اینکه به ذهنتان آمدند آن را متوقف کنید.

۸ – بخاطر پل‌هایی که پشت سر خراب کرده‌اید، خودتان را ببخشید
وقتی آدم‌ها تغییر می‌کنند، روابط هم تغییر می‌کنند. گاهی‌اوقات خراب کردن پل‌ها پشت سر برای سلامت فکری‌تان مفید است. اما اگر اینطور هم نباشند، همیشه راهی برای درست کردن روابط برهم‌خورده وجود دارد.

۹ – بخاطر کاستی‌هایتان در محل‌کار، خودتان را ببخشید
همه نمی‌توانند در همه کار عالی باشند. این چیزی است که نه تنها در زندگی خصوصی‌تان بلکه در کارتان هم به خاطر داشته باشید. به جای اینکه روی چیزهایی که در آن خوب نیستید تمرکز کنید، توجهتان را به نقاط قوت خود در کار معطوف کنید.

۱۰ – بخاطر زمان‌هایی که خودخواهی کردید، خودتان را ببخشید
همه آدمها نیاز دارند که زمان‌هایی خودخواه باشند، چه در دنبال کردن آرزوهایتان باشد، چه در پیشرفت شخصی و چه در تغییرات کاری. این چیزی نیست که بخواهید بخاطر آن خجالت بکشید.

۱۱ – بخاطر وقت‌هایی که تنبلی کردید، خودتان را ببخشید
همه نمی‌توانند همیشه فعال باشند. اگر زمان‌هایی بوده که دوست داشته‌اید فقط استراحت کنید و دست به هیچ کاری نزنید، نیازی نیست بخاطر آن احساس گناه کنید.
منبع : mardoman